هرمز شهدادی معتقد است میان ما، همۀ آنان که قلم در دست دارند یا از این پس قلم به دست میگیرند، موجودی ناپیدا حضور دارد. به قیاس «شخص منتشر» هایدگر میتوان او را «نویسندۀ منتشر» نامید. نویسندۀ منتشر همان خصوصیات «شخص منتشر» را دارد، با این تفاوت که دایره عملاش به آنان که مینویسند، محدود است.
مشخصات «نویسندۀ منتشر» خاص کسان انگشت شماری نیست. چه بسا اجزای وجود او که در نوشتههای نویسندگان معروف پراکنده است. اما برخی نوشتهها آشکار کنندهتراند و پارههای مجسم نویسندۀ منتشر را در بردارند. ما در این مقاله از این نوشتهها شاهد میآوریم. البته این کار دلیل برائت سایر نوشتهها از تأثیر نویسندۀ منتشر نیست.
نویسندۀ منتشر در شرایط تاریخی خاص و با هدایت و جمالزاده زاییده میشود؛ طی سه دهه ترجمه، مقالهنویسی، روزنامهنگاری و داستاننویسی (و حتی شاعری) ایران رشد میکند؛ با پیدایش هر نویسنده، چه خلاق و چه مقلد، بر مشخصاتاش افزوده میشود و سینما، در این اواخر، ابعاد موجودیت ناپیدایش را گسترش میدهد.
در توضیح شرایط تاریخی این اندازه باید گفت که داستاننویسی ایران، به عنوان هنری با هویتی مستقل از هنرهای دیگر، پیشینۀ تاریخی ندارد. حتی سنت حدیث و روایت و نقل که میتوانست سرچشمه این هویت باشد، چندان مورد عنایت داستاننویسان ما نبوده است. داستاننویسی ما زاییده آشنایی با مغرب زمین است. لاجرم همه نابهنجاریها و نابهسامانیهای «غربزدگی» را با خود دارد.
خصوصیات «نویسندۀ منتشر» در نوشتهها منعکس است و اندکاندک رشدی سرطانی دارد.
نویسنده منتشر زبان را نمیشناسد یا شناختی نادرست از آن دارد. از کاربردها و امکانهای زبان یا بیخبر است یا در استفاده از آنها به بیراهه میرود. نشر فراوان آثاری که مترجمان آنها زبان مادری خود را خوب نمیدانند و گسترش وسایل ارتباط جمعی، او را گذشته از گسیختگی ذهنی دچار گسیختگی زبانی کرده است. مفاهیم غیربومی و ساختهای زبانهای بیگانه، زبان او را الکن و ناهنجار کردهاند. در بیشتر موارد زبان را از طریق درس و مدرسه و انشای کلاس آموخته است. همین که نوشتن را یاد گرفت در نظر او دیگر بافت و دستگاه زبان ارزش خود را از دست میدهد. خلط میان زبان شعر و زبان نثر، کارش را دشوارتر میکند. و به علت آنکه خواندن شعر برای او آسانتر از خواندن نثر بوده است، کلمهها و ساختهای دستوری او اگر هم غلط نباشد گرتهای از زبان شعری دارند. حتی نویسنده متوقع تمامیت شعری یک کلمه یا یک جمله در چند صفحۀ نثر است.
