ویرگول
ورودثبت نام
جلیلی
جلیلیفراموش مکن اینجا تک و تنهایم و کسی که مرا بفهمد اینجا نیست اندیشه‌ام گویی تحلیل می‌رود این همانا مردن است اگر سکوت کنم.
جلیلی
جلیلی
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

جنبش‌های مبتنی بر «آزادی/بیانِ خود» و جنبش‌های مبتنی بر «بقا»

در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، می‌شود جنبش‌ها را (به‌صورت تحلیلی، نه مطلق) بر اساس «نوعِ نیاز و مطالبه» به دو تیپ نزدیک کرد:

۱. جنبش‌هایی که حول «آزادی‌ها، حقوق، کرامت و بیانِ خود» شکل می‌گیرند. (مطالبات پسامادی/حقوق‌محور)

۲. جنبش‌هایی که حول «رفع تهدیدهای حیاتی و تأمین حداقل‌های زندگی» شکل می‌گیرند. (مطالبات بقا/معیشت‌محور)

این دو نوع در عمل اغلب «هم‌پوشانی» دارند، اما تمایزشان برای تحلیل «منطق بسیج، شعارها، ائتلاف‌ها، و خروجی‌ها» مفید است.

۱. جنبش‌های مبتنی بر آزادی و بیانِ خود (Self-expression / Liberty):

الف) هسته‌ی مطالبه و افق کنش:

• محور اصلی: حقوق، آزادی‌های مدنی، مشارکت سیاسی، برابری، کرامت انسانی، حق انتخاب سبک زندگی، حق شنیده‌شدن

• افق زمانی: معمولاً میان‌مدت/بلندمدت؛ هدف، تغییر «قواعد بازی» است نه فقط حل یک بحران فوری.

• زبان و چارچوب: بیشتر «هنجاری/حقوقی» (حق، عدالت، آزادی، قانون، تبعیض).

ب) شرایط شکل‌گیری و نیروهای محرک

• معمولاً وقتی برجسته می‌شوند که:

- بخشی از جامعه از سطحی از امنیت زیستی برخوردار است و اکنون «کیفیت زندگی و کرامت» مسئله می‌شود.

- شکاف میان ارزش‌های نو (برابری، آزادی، فردیت) و ساختارهای محدودکننده بالا می‌رود.

• گروه‌های محرک رایج:

- دانشجویان، طبقه متوسط شهری، گروه‌های حرفه‌ای، شبکه‌های مدنی، فعالان حقوقی/فرهنگی.

ج) الگوهای کنش و سازماندهی

• کنش‌ها اغلب:

- شبکه‌ای، رسانه‌محور، نمادین، مبتنی بر بسیج افکار عمومی

- تکیه بر انجمن‌ها، اتحادیه‌های حرفه‌ای، کمپین‌ها، دانشگاه‌ها

• معیار موفقیت:

- نهادسازی، اصلاح قانون، گسترش فضای عمومی، تضمین حقوق و پاسخگویی

نمونه‌های کلاسیک (چند مورد شاخص)

۱. جنبش حقوق مدنی آمریکا (دهه‌های 1950–1960)

- مطالبه: برابری حقوقی، رفع تبعیض نژادی، حق رأی و دسترسی برابر به فضاهای عمومی

۲. جنبش‌های 1968 (فرانسه و موج‌های دانشجویی اروپا/آمریکا)

- مطالبه: آزادی‌های مدنی، نقد اقتدارگرایی، دموکراتیزه‌کردن دانشگاه و فرهنگ

۳.جنبش همبستگی (Solidarność) در لهستان (دهه 1980)

- اگرچه ریشه‌های کارگری داشت، اما به مطالبه‌ی «حقوق، تشکل‌یابی مستقل و گذار سیاسی» گسترش یافت.

۴. جنبش‌های فمینیستی موج دوم (دهه‌های 1960–1980)

- مطالبه: برابری حقوقی/شغلی، حقوق باروری، نقد تبعیض ساختاری

۵. جنبش‌های حقوق LGBT (از اواخر قرن بیستم)

- مطالبه: به‌رسمیت‌شناسی حقوقی، رفع تبعیض، کرامت و آزادی سبک زندگی

۲. جنبش‌های مبتنی بر بقا (Survival / Subsistence)

الف) هسته‌ی مطالبه و افق کنش

• محور اصلی: نان، کار، دستمزد، قیمت‌ها، مسکن، امنیت فیزیکی، دسترسی به آب/دارو/خدمات

• افق زمانی: غالباً فوری و اضطراری؛ هدف، کاهش رنج اکنون و جلوگیری از فروپاشی زندگی روزمره است.

• زبان و چارچوب: معیشتی/عملیاتی (گرانی، حقوق، بیکاری، قحطی، مالیات، خدمات عمومی).

ب) شرایط شکل‌گیری و نیروهای محرک

• معمولاً در زمینه‌هایی مثل:

- تورم شدید، رکود، بیکاری گسترده، قحطی یا کمبود کالا

- حذف/کاهش حمایت‌های دولتی، شوک‌های اقتصادی، جنگ یا بحران امنیتی

• گروه‌های محرک رایج:

- اقشار کم‌درآمد، کارگران، بیکاران، حاشیه‌نشین‌ها، گروه‌هایی با آسیب‌پذیری بالا

- گاهی با «بسیج محلی و خودجوش» و کمترِ مبتنی بر تشکل رسمی شروع می‌شود.

ج) الگوهای کنش و سازماندهی

• کنش‌ها اغلب:

- سریع، پراکنده، در واکنش به شوک (مثل افزایش قیمت نان/سوخت)

- تمرکز بر خیابان/بازار/محلات، اعتصاب‌های معیشتی، شورش‌های شهری

• معیار موفقیت:

- امتیازهای اقتصادی کوتاه‌مدت (یارانه، افزایش دستمزد، عقب‌نشینی از سیاست‌ها)

- یا در سطحی عمیق‌تر، تبدیل بحران معیشت به «بحران مشروعیت»

نمونه‌های کلاسیک (چند مورد شاخص)

۱. شورش‌های نان (Bread Riots) در تاریخ اروپا

- نمونه‌های متعدد در قرن‌های 18 و 19؛ واکنش مستقیم به کمبود/گرانی نان

۲. راهپیمایی زنان به ورسای (فرانسه 1789)

- محرک فوری: کمبود و گرانی نان؛ سپس به مطالبه سیاسی گسترش یافت

۳. شورش‌های ریاضتی (Austerity Protests)

- نمونه‌های برجسته پس از بحران مالی 2008 در کشورهای مختلف (اعتراض به کاهش خدمات، بیکاری، ریاضت)

۴. جنبش‌های اعتراضی به قیمت غذا در کشورهای مختلف (Food price protests)

- نمونه‌های دهه 2000 و اوایل 2010 در چندین کشور، با محرک تورم غذایی و فشار معیشت

۵. اعتراضات سوخت/حمل‌ونقل در نقاط مختلف جهان

- الگوی تکرارشونده: شوک قیمت انرژی → افزایش هزینه زندگی → بسیج سریع

• این دو تیپ دو سر یک طیف‌اند:

- فشار بقا می‌تواند «جرقه» بزند، اما اگر به زبان حقوق/نهاد ترجمه نشود، ممکن است پایدار نماند.

- مطالبات آزادی/بیانِ خود می‌تواند «افقِ پایدار» بدهد، اما بدون پیوند با مسائل معیشتی، ممکن است بدنه‌ی وسیع را درگیر نکند.


در همین رابطه بخوانید:

– در جست‌وجوی زبان آزادی میان دو خیزش: از تولد سوژه تا فرسودگی سوژه

– از «زن، زندگی، آزادی» تا خیزش ۴۰۴: دو وضعیت متفاوتِ سوژه و سیاست

.

آزادی بیانجامعه‌شناسیفلسفهفلسفه سیاسی
۳
۰
جلیلی
جلیلی
فراموش مکن اینجا تک و تنهایم و کسی که مرا بفهمد اینجا نیست اندیشه‌ام گویی تحلیل می‌رود این همانا مردن است اگر سکوت کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید