ویرگول
ورودثبت نام
جلیلی
جلیلیفراموش مکن اینجا تک و تنهایم و کسی که مرا بفهمد اینجا نیست اندیشه‌ام گویی تحلیل می‌رود این همانا مردن است اگر سکوت کنم.
جلیلی
جلیلی
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

وضعیت انقلابیِ معلق

در روایت‌های رایج از جنبش‌های اعتراضی، «شبکه‌های اجتماعی» اغلب به‌مثابه قهرمان داستان ظاهر می‌شوند: اینستاگرام، تلگرام، توییتر؛ ابزارهایی که گویا اگر نبودند، اعتراض هم نبود. اما اگر با عینکِ جورج لاسون به ایران امروز نگاه کنیم، این روایت نه فقط ساده‌انگارانه، بلکه گمراه‌کننده است.

لاسون شبکه‌ها را علت انقلاب نمی‌داند؛ آن‌ها را زیرساخت امکان می‌داند. و دقیقاً همین تمایز، وضعیت امروز ایران را قابل‌فهم می‌کند.

جامعه‌ی ایران امروز به‌طور کم‌سابقه‌ای شبکه‌ای است: شبکه‌های دیجیتالِ گسترده و انعطاف‌پذیر، شبکه‌های خویشاوندی و محلی، شبکه‌های صنفی (معلمان، پرستاران، کارگران، بازنشستگان)، شبکه‌های غیررسمی همدلیِ سوگ‌محور و خشونت‌دیده، از منظر لاسون، این وضعیت شرط لازم است. اما شرط کافی نیست. شبکه‌ها در ایران توانسته‌اند خشم را پخش کنند، اما هنوز نتوانسته‌اند قدرت را متمرکز کنند.

یکی از نقاط کور ایران امروز، چیزی است که لاسون آن را فقدان «هم‌جهتی شبکه‌ها» می‌نامد. شبکه‌ها فعال‌اند، اما هرکدام مسئله‌ی خودشان را دارند، هرکدام زبان و افق متفاوتی دارند و اغلب فقط در لحظات شوک به هم می‌رسند، در نتیجه اعتراض‌های هم‌زمانی داریم که به فرایند انقلابیِ پایدار تبدیل نمی‌شوند.

لاسون تأکید می‌کند انقلاب زمانی شکل می‌گیرد که شبکه‌ها از انتقال هیجان عبور کنند و وارد تقسیم کار سیاسی شوند. این گذار هنوز در ایران تثبیت نشده است.

از نگاه لاسون، انقلاب‌ها نه با قدرت جامعه، بلکه با ضعف دولت تعیین تکلیف می‌شوند. در ایران سرکوب هنوز کار می‌کند، شکاف نخبگان علنی و نهادی نشده، ماشین بوروکراتیک، ولو ناکارآمد، از کار نیفتاده. در چنین وضعیتی، شبکه‌ها بار روانی سنگینی حمل می‌کنند، هزینه‌ی کنش بالایی می‌پردازند و به‌تدریج دچار فرسایش می‌شوند و در نهایت به‌جای موتور تغییر، به محل تخلیه‌ی خشم تبدیل می‌شود.

اگر شبکه‌ها علت انقلاب نیستند، چرا حکومت این‌همه روی کنترل‌شان حساس است؟ پاسخ لاسون ساده است: چون شبکه‌ها لحظه‌ی بحرانی را قابل‌تشخیص و قابل‌تکثیر می‌کنند. حکومت می‌داند شبکه‌ها روایت رسمی را می‌شکنند، خشونت را قابل‌مشاهده می‌کنند و امکان همدلی سراسری می‌سازند. اما حکومت همزمان می‌داند تا وقتی دولت فرو نریخته، شبکه‌ها را می‌شود فرسوده کرد: با قطع، فیلتر، تهدید، بازداشت، و مهم‌تر از همه طولانی‌کردن زمان.

لاسون نسبت به یک خطر هشدار می‌دهد که برای ایران حیاتی است: «اشتباه‌گرفتنِ حضور شبکه‌ای با قدرت سیاسی.» در ایران امروز «دیده‌شدن جای سازمان را می‌گیرد»، وایرال‌شدن جای تصمیم جمعی و اخلاق‌زدگی جای استراتژی را می‌گیرد. این توهم، نه محصول بدخواهی، بلکه نتیجه‌ی فشاری است که شبکه‌ها را به تنها میدان کنش تبدیل کرده.

با لنز لاسون، ایران نه در «پیشاانقلاب» است، نه در «پساشورش». ایران در وضعیت انقلابیِ معلق است، شبکه‌ها آماده‌اند، جامعه رادیکال شده، مشروعیت فرو ریخته اما دولت هنوز فرو نریخته، شکاف نخبگان تثبیت نشده و شبکه‌ها هنوز به کنش هم‌جهت نرسیده‌اند. در این وضعیت، شبکه‌ها نه ناجی‌اند، نه بی‌فایده. آن‌ها حافظ حافظه‌ی جمعی‌اند تا لحظه‌ای که بحران واقعی دولت فرا برسد.

.

شبکه‌های اجتماعیایران
۸
۲
جلیلی
جلیلی
فراموش مکن اینجا تک و تنهایم و کسی که مرا بفهمد اینجا نیست اندیشه‌ام گویی تحلیل می‌رود این همانا مردن است اگر سکوت کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید