ترانۀ یادمون رفت با صدای فریدون آسارایی منتشر شد. این اثر به اعتراض به عوامل ایجاد تلخکامی بین مردم جامعه در لفافۀ گفتوگوی راوی با مخاطب است.
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر افق تهران؛ ترانهها در گونههای مختلف کارکردهای متفاوتی دارند. بعضی ترانهها برای خلوت مخاطب و برانگیختن همدلی او تولید میشوند.
شنونده با کمک این ترانهها میتواند به تخلیۀ روانی خویش بپردازد و حال خوبی برای خودش ایجاد کند. ترانۀ «یادمون رفت» با صدای «فریدون آسارایی» خوانندۀ کارکشته و باتجربۀ کشورمان، از این نوع ترانههاست. متن ترانه را «حسین غیاثی» نوشته و آهنگسازی آن به عهدۀ «علیرضا افکاری» بوده است.
این اثر با بیت زیر آغاز میشود:
خیلی وقته زندگیمون رنگ خنده رو ندیده
این هوای غم گرفته نفس مارو بریده
شروعی مناسب و شاعرانه برای یک ترانه است. تشبیه زندگی به موجودی که میتواند ببیند، به شاعرانگی بیت و کل ترانه کمک کرده است. در مصرع دوم همین اتفّاق برای هوا میافتد. هوا در این مصرع موجودی است، که میتواند، غمگین باشد و راه نفس فرد مقابل ببندد.
خیلی وقته که شکسته پای رفتن من و تو
جای زخم آرزومون مونده رو تن من و تو
شکستن پای رفتن عبارت ملموس و قابل درکی است که حس راکد ماندن و ناتوانی از حرکت را به مخاطب منتقل میکند. در مصرع دوم زخم آرزو هم ترکیب شاعرانهای است که حس ناکامی در رسیدن به آرزوها را به مخاطب القا میکند.
ما چه رویاهایی داشتیم
از یه جایی یادمون رفت
به قفس خو کردیم اونقدر
که رهایی یادمون رفت
این بند، ابتدا با عباراتی ساده، حسرت فراموشی رویاها را بیان میکند. تکرار صدای (ا) که آه کشیدن را تداعی میکند، به بیان هر چه بهتر این حسرت، یاری میرساند. سپس با یک تصویر ساده و قابل درک، مفهوم عمیق انس گرفتن با قفس و پذیرش اسارت از روی عادت را به شنونده القا میکند. زمزمهپذیری، زبان ساده و مفهوم عمیق این بند را به یک ترجیعبند مناسب و قوی تبدیل کرده است.
ما به چی دلبسته بودیم؟
ما به چی تن داده بودیم؟
در این بیت با دو سوال زمینه برای بیت بعدی ساخته میشود.
از یه جایی از چشای
زندگی افتاده بودیم
شاعرانگی این بیت بر مبنای تشبیه زندگی به موجودی دارای چشم، ایجاد شده است. به کار بردن اصطلاح «از چشم افتادن» این شاعرانگی را تکمیل کرده است. بهره گرفتن از اصطلاحات رایج در زبان عموم مردم به ایجاد صمیمیت در ترانه کمک میکند
سمت اشتباه رفتیم
سمت اشتباه موندیم
پشت غم سنگر گرفتیم
بسکه بی پناه موندیم
در بیت اوّل این بند، عبارات سادهای آمده است که اگرچه نکتۀ شاعرانهای ندارد، امّا فضا را برای حس عمیق بیت بعد، آماده میکند. در بیت دوم، تشبیه غم به موجودی که میشود پشتش سنگر گرفت، آغاز شاعرانگی بند است.
در مصرع آخر با بیان پناه گرفتن پشت غم به دلیل نداشتن تکیهگاه، اوج استیصال و بیپناهی را به مخاطب نشان میدهد.
این ترانه، با توجه به ارزش ادبی مناسبی که دارد، اثری قابل قبول در بازار موسیقی ماست. ترانه، علیرغم ظاهر فردیاش، در عمق خود به شرایط سختی، اعتراض میکند که موجب رسیدن به این حس تلخ شده است.
حس تلخی که خیلی از ما در حال تجربهاش هستیم و شنیدن آن از قلم یک شاعر ماهر میتواند با کمک به برونریزی احساسی ما را به تعادل عاطفی و حال خوب نزدیک کند.