
سهیلا سلطانی ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
در نگاه اول، تحلیل قیمت طلای داخلی ساده به نظر میرسد. اغلب تحلیلها به دو متغیر شناختهشده اشاره میکنند: نرخ دلار آزاد و قیمت انس جهانی طلا. دلار آزاد، بیتردید مهمترین عامل اثرگذار بر قیمت طلا در داخل کشور است و انس جهانی نیز، هرچند معمولاً نقش مکمل دارد، اما در نهایت نمیتوان اثر آن را نادیده گرفت.
با این حال، تجربه بازار نشان میدهد که این دو متغیر همیشه توضیحدهنده رفتار قیمت طلا نیستند. بارها مشاهده شده است که در دورههایی با نوسان محدود دلار و حتی ثبات نسبی انس جهانی، قیمت طلا در بازار داخلی مسیر متفاوتی را طی کرده و دچار جهشهای شدید شده است. اینجاست که باید فراتر از متغیرهای کلاسیک حرکت کرد و به سراغ عوامل رفتاری و انتظاری رفت؛ عواملی که اگرچه در آمارهای رسمی دیده نمیشوند، اما نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری مردم دارند.
انتظارات تورمی؛ آنچه بازار را جلوتر میبرد
در اقتصاد ایران، طلا بیش از آنکه تابع تورم تحققیافته باشد، تابع تورمِ انتظارشده است. بازار طلا به آینده نگاه میکند، نه به گزارشهای رسمی. آنچه رفتار خریداران را شکل میدهد، تصویر ذهنی آنها از آینده اقتصاد، قدرت خرید و ارزش پول ملی است.
در سالهایی که تورم به یک پدیده مزمن تبدیل شده، طلا صرفاً ابزار حفظ ارزش نیست؛ بلکه به زبان ساده، پناهگاهی برای فرار از نااطمینانی است. کسری بودجه مزمن دولت، رشد مداوم نقدینگی، تجربههای تلخ تورمی و بیاعتمادی عمومی به آمارهای رسمی، همگی این ذهنیت را تقویت کردهاند. به همین دلیل، حتی در مقاطعی که نرخ تورم بهطور مقطعی کاهش یافته یا سیاستگذار تلاش کرده فضای آرامتری ترسیم کند، بازار طلا واکنش معناداری نشان نداده است. جامعه زمانی به اصلاح قیمتها باور میکند که نشانهای از پایداری ببیند، نه وعدههای کوتاهمدت.
جنگ، تنشهای ژئوپلیتیک و ریسک ادراکی
بازار طلا بهشدت به ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیکی حساس است. این حساسیت فقط به جنگ یا درگیری نظامی محدود نمیشود. گاهی صرف احتمال تشدید تنش، کافی است تا بازار واکنش نشان دهد. نگرانی از تحریمهای جدید، اختلال در تجارت، محدودیتهای مالی یا شوکهای ارزی، همگی تقاضای احتیاطی برای طلا را افزایش میدهند.
در چنین فضایی، طلا از یک دارایی سرمایهای فاصله میگیرد و به دارایی بقا تبدیل میشود. این رفتار را نمیتوان صرفاً سفتهبازی دانست؛ بلکه واکنشی دفاعی به محیطی است که در آن افق آینده شفاف نیست. در اقتصادهای بیثبات، مردم بهدنبال بیشینهکردن سود نیستند؛ بهدنبال کمینهکردن ریسکاند.
رفتار تودهای و نقش رسانههای غیررسمی
نقش شبکههای اجتماعی در بازار طلا را نباید دستکم گرفت. این فضا اگرچه قیمتساز نیست، اما نوسانساز است. شایعات، تیترهای هیجانی، کانالهای سیگنالفروش و تحلیلهای سطحی، میتوانند در مدت کوتاهی موجهای تقاضای هیجانی ایجاد کنند.
برای بسیاری از افراد، تشخیص تحلیل معتبر از محتوای جهتدار کار سادهای نیست. نتیجه این وضعیت، شکلگیری صفهای خرید، افزایش تقاضای احساسی و تثبیت قیمتها در سطوحی بالاتر از ارزشهای بنیادین است. در بازار طلا، گاهی ادراک جمعی از ریسک مهمتر از خودِ ریسک عمل میکند.
سیاستگذاری ناپایدار و واکنش طبیعی مردم
تغییرات مکرر سیاستها و مقررات اقتصادی، بهویژه در حوزههایی مانند ارز و طلا، پیام روشنی به بازار میدهد: نااطمینانی ادامه دارد. محدودیتهای خریدوفروش، ابهام در مالیات بر عایدی سرمایه، تغییرات ناگهانی سیاستهای ارزی یا سیگنالهای متناقض از سوی نهادهای سیاستگذار، باعث میشود مردم بهطور طبیعی به سمت داراییهایی حرکت کنند که کمترین وابستگی را به تصمیمات لحظهای دارند.
طلا دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد.
عرضه فیزیکی و واقعیت دسترسی
قیمت طلا فقط تابع ارزش ذاتی آن نیست؛ دسترسی نقش مهمی دارد. اخبار مربوط به کمبود عرضه، کاهش واردات یا افزایش خرید بانکهای مرکزی جهان، بهسرعت خود را در قیمتها نشان میدهد. در داخل نیز، هر زمان احساس کمیابی تقویت میشود، حباب قیمتی شکل میگیرد.
از جمله اقدامات سیاست گذار در این راستا حراج سکه و شمش توسط بانک مرکزی است که میتواند در کوتاهمدت اثرگذار باشد، اما تجربه نشان داده است که اگر عوامل بنیادین تغییر نکنند، این ابزار بهتنهایی قادر به کنترل پایدار بازار نیست. حتی تکرار بیش از حد آن، اثرگذاریاش را کاهش میدهد.
حافظه تاریخی؛ عامل نادیدهگرفتهشده
جامعه ایرانی تجربههای پرشماری از جهشهای ارزی و طلایی در حافظه خود دارد. همین حافظه تاریخی باعث میشود بازار نسبت به کوچکترین نشانه بحران واکنش نشان دهد. این واکنشها گاه بیشازحد سریع و شدیدند، اما از منظر رفتاری قابل درکاند. وقتی تجربههای گذشته مدام تکرار شدهاند، انتظار تکرار دوباره آنها نیز طبیعی است.
جمعبندی
بازار طلا در ایران فقط بازتاب دلار و انس جهانی نیست. این بازار، آینهای از انتظارات تورمی، نااطمینانی سیاسی، بیثباتی سیاستگذاری و حافظه تاریخی جامعه است. تا زمانی که این متغیرها پابرجا باشند، طلا بیش از آنکه تابع محاسبات کلاسیک اقتصادی باشد، تحت تأثیر روانشناسی اقتصاد حرکت خواهد کرد. در چنین شرایطی، طلا نهتنها یک دارایی، بلکه شاخصی از سطح اعتماد جامعه به آینده اقتصاد است.