ویرگول
ورودثبت نام
Bande_khoda
Bande_khodaبنده خدا
Bande_khoda
Bande_khoda
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

الهی

خدایا درد می‌کشم..

دردی که از وسعت آن تنها تو آگاهی

دردی که کلمات و واژه ها برای بیانش گستاخی میکنند و در پستو پنهان میشوند .

دردی که به انحنای آن نزدیک است بند بند وجودم از هم بگسلد .

گویی رشته به رشته وجودم در دست تقدیر است .

و در پس این درد های رعب آور

احساس می‌کنم که دیوانه خواهم شد.

ای کاش می‌توانستم مغزم را از لابه لای جمجمه ترک خورده ام در بیاورم و تف و لعنت نثارش کنم تا کمتر بداند کمتر بیندیشید و کمتر ...

تا از این غم و اندوه بی‌پایان رها شوم

کاش و ای کاش هایی که نمیدانم آیا روزگاری رنگ واقعیت به خود خواهد گرفت یا تنها غباری از حقیقت بر روی آن نشسته که به فوتی بند است .

خدایا

در واپسین لحظات این لحظات تاریک

تنها ذکر «یا زهرا» ست که بر زبانم جاری میشود

گویی در این لحظات سخت، هیچ چیز جز یا زهرا تسکین دل زارم نخواهد بود .

اخ خدایا به چه مقدار دلم هوای آغوش مادر کرده است کاش او را توان بغل کردنم بود و مسرت بخش بود اگر می‌دانستم مادرم زهرا واقعا برایم دعا می‌کند ولی گناهانم مرا سزاوار چنین تصوری نمی‌دانند

خدایا،

مسکن هایم قادر بر خاموشی آتش درونم نیستند و بی‌قراری به جانم رخنه کرده است .

راه نجاتم باش راه گریزم باش از درد هایی که نمیدانم فردایم را چگونه رقم خواهند زد .

غم اندوهدردتسکینمسکن
۳
۱
Bande_khoda
Bande_khoda
بنده خدا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید