✍️ ی_جواهری همهی مردم میخواهند از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب ارتقا یابند. میخواهند از امکانات بیشتر و در سطح رفاه بالاتری برخوردار باشند. میخواهند در جهت کشش آرزو و امیالشان پیش روند و به آنچه دلشان میخواهد برسند، اما در این مسیر موانع و محدودیتهایی سد راه می شوند؛ عوامل جغرافیایی، زیستی، اقتصادی، فرهنگی، ژنتیکی و هوش فردی محدودیت ایجاد می کنند. در نگاه اول اینگونه بنظر میرسد که وضعیت کنونی ما در نتیجه سرنوشت ما تحت عوامل مذکور، طبیعی و اجتنابناپذیر مینماید. نتیجه این نگرش اندیشیدن منفعلانه و به تبع آن واکنش منفعلانه به زندگی است.
در مقابل، نگاه دومی داریم و آن گستراندن افق دیدمان است. ما کتاب میخوانیم و بصورت خاص فلسفه میخوانیم نه به این دلیل که بتوانیم آینده را پیش بینی کنیم، بلکه برای این میخوانیم که افق دیدمان را گسترش دهیم و درک کنیم که وضعیت کنونیمان نه طبیعی است و نه اجتنابناپذیر. همانطور که نیوتن گفت من بر شانههای غولهای دانش ایستادهام و افقهای دورتر را میبینم, مطالعهی آرا و اندیشههای بزرگان دنیا در مسیر تاریخ، ما را با امکانات ذهنی بیشتری مجهز میسازد. در این صورت نه تنها از زاویه دید محدود خود، بلکه از زوایای دید گستردهتر هوشمندان شاخص، به دنیا و نیز به مسائل و مشکلات زندگی خود مینگریم. به عنوان مثال با چشمانداز ابدیت اسپینوزایی به زندگی نگریستن، حس میکنیم که مشکلات ما چقدر حقیر بنظر میرسند. در اینجا دیگر ما به طور منفعل نمیاندیشیم. اگر توانستیم با این افقهای جدید سر و سامانی به زندگی خود دهیم، در مسیر موفقیت گام برداریم و رضایت نسبی از زندگی حاصل کنیم فبهالمراد! و اگر نتوانستیم حداقل خودمان را قانع کنیم کمتر رنج بکشیم. ما امکانات بسیار بیشتری از آنچه تصور میکنیم در اختیار داریم؛ تغییر معنا در صورت های ذهنی داریم. اگر به هر دلیلی به خواستهای نرسیدیم میتوانیم با بیرون کشیدن خودمان از بطن آن جریان با وضوح بیشتری به واقعیت بنگریم و با دادن معنای جدید به هدف نهایی آن خواسته و با پذیرش وضعیت موجود، اگر نتوانستیم از درد و رنج رهایی یابیم حداقل درد و رنج کمتری را تحمل کنیم.
#ی_جواهری