ویرگول
ورودثبت نام
هیوا هدایت
هیوا هدایتمن ساخته شدم از هر اشتباهی که انجام داده ام.🤍
هیوا هدایت
هیوا هدایت
خواندن ۱ دقیقه·۲۵ روز پیش

تاریخ تلخ وتکراری

امروز جمعه اول خردادماه ۱۴۰۵،ساعت دقیقا ۵:۲۰بامداد

یک صبح دل انگیز بهاری، دیشب تهران کلی بارون بارید بارعد وبرق شدید،ونیمه های شب باد می وزید اونم نسبتا شدید ومن بیدار بودم ودر ویرگول چرخ میزدم وپست های جورواجور میخوندم.

میشه از همه چیز نوشت،ازسیاست،جنگ،اقتصاد، آشوب از روزهای تلخ وسختی که مردم وطنم سپری می کنن ؛

ومیشه از هیچ چیز ننوشت ،نه ازبهاری که چقدر بیهوده گذشت نه از ترنم عاشقانه باران نه از زندگی...‌

قرار نبود زندگی اینطور پیش برود،انقدر عبوس وتلخ،مثل مزه گس یک خرمالوی نارس نمیدونم چرا یاد خرمالو افتادم!!!

میشد تمام این بهار پرسه زد تو طبیعت، پارک و بوستان‌ها میشد‌ شعرها ی عاشقانه سرود واز صدای پرندگان لذت برد

میشد از بوی یاس امین الدوله غرق لذت شد وای که من عاشق یاسهای سپیدم وآن عطر دل انگیز صبحگاهی شون؛

حیف که یک بهار دیگه با ترس و تردید وغم واینکه آخرش چی میشه گذروندیم صد حیف از زندگی و عمری که دیگه برنخواهد گذشت.

یادم افتاد که زمستان تلخ تری برما گذشت، وطن یعنی نه آنچه ما در این زیست بوم تجربه کرديم، وطن یعنی ماوا یعنی مادر یعنی امنیت یعنی عشق وطن یعنی کوه های سر فراز چون دماوند وسهند وسبلان ،همچون الوند .

دوران بیم وامید نامش همین است فقط باید صبر کرد،طاقت آورد هرچند میدانم این معنی زندگی نیست.

واقعااا به آینده روشن و زیبا برای ایرانم امیدوارم وامید تنها سلاحی است که با آن میتوان این روزهای متلاطم رو پشت سر گذاشت .

بازهم با هم خواهیم خندید وبهاران زیادی فرزندان ایران زمین در صلح وآرامش زیر درختان سرو همیشه افراشته به خوشی زندگی خواهند کرد ، واز روزگار تلخی که بر هم نسلان ما گذشت

یاد خواهند کرد.

۲
۰
هیوا هدایت
هیوا هدایت
من ساخته شدم از هر اشتباهی که انجام داده ام.🤍
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید