ویرگول
ورودثبت نام
Hasti007
Hasti007"آدم" یک ( بودن ) است و " انسان " یک ( شدن). دکتر شریعتی
Hasti007
Hasti007
خواندن ۱ دقیقه·۵ سال پیش

ع‌ش‌ق

یکی بود،یکی همیشه بود.در جوار قلبم کسی همسایه بود. در نگاه چشمانم، جرعه جرعه نفسهایم،همیشه بود. آغاز و پایان یک قصه بود.

در دیار ما عشق نامش نهادند ولی که می داند خانه "عشق"کجاست؟شناخته ی ناشناخته ایست این عشق.

تمام موسیقی جهان،افسانه عشق می خواند!اما به راستی کیستی و چیستی که با گوشه چشمی یک کیهان به سازت می رقصد؟

چیستی که نادیدنی ترین موجودی ولی قلب عاشقی تو را لمس می کند؟در نگاهت جان می بازد و در پی لبخندت جان می گیرد.

کل تاریخ انسان نام توست. راستی گفتم انسان!تو با آدم چه کردی که انسان شد؟

همه چیز نیست ولی همه چیز است. خنده ای بر لبی، اشکی بر گونه ای، رایحه دل انگیز آغوش مادری! کلی، جزئی،دنیایی و تمام روح قلب های گرمی!

اگر غیر از اینی به من بگو! بگو که من می خواهم زیر باران عاشق شوم...

راستی گفتم باران، امشب باران می بارد. بگو کجای شهر را بگردم تا امشب بوسه های داغم را نصیب لب هایت کنم؟!



۴
۱
Hasti007
Hasti007
"آدم" یک ( بودن ) است و " انسان " یک ( شدن). دکتر شریعتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید