ویرگول
ورودثبت نام
عبداله مرندی
عبداله مرندیعبداله مرندی در سال ۱۳۵۰ شمسی، در محلهٔ قدیمی سیچان اصفهان، چشم به جهان گشود. سال‌های کودکی او با کنجکاوی‌های فراوان نسبت به دنیای پیرامون همراه بود.
عبداله مرندی
عبداله مرندی
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

عبداله مرندی

عبداله مرندی در سال ۱۳۵۰ شمسی، در کوچه‌پس‌کوچه‌های محلهٔ قدیمی سیچان اصفهان، در میان فضایی سنتی و مذهبی، جایی که دیوارهای خشتی هنوز از گذشته‌های دور سخن می‌گویند، چشم به جهان گشود. سال‌های کودکی او با کنجکاوی‌های فراوان نسبت به دنیای پیرامون همراه بود. علاقه به مسائل فنی و فهم چرایی پدیده‌ها، نخستین نشانه‌های روحیهٔ پژوهشگرانه او را آشکار می‌کرد.

عبداله مرندی، برخلاف بسیاری از هم‌سن‌وسالانش، مجذوب بازی‌های هیاهودار نبود؛ بیشتر شیفتهٔ رازهایی بود که پشت اشیا پنهان شده‌اند. پیچ‌گوشتی کوچکش دائم در دستش بود و هر بار که اسباب‌بازی‌ای باز می‌کرد، گویی دارد درِ جهانی تازه را می‌گشاید.

اما دنیا برای او تنها در اشیا خلاصه نمی‌شد؛ او به دنبال فهمیدن بود—فهمیدن چرایی‌ها، چگونگی‌ها و آنچه در پس پردهٔ ظاهر زندگی جریان دارد.

نقطهٔ عطف زندگی

سال‌های نوجوانی هنوز به نیمه نرسیده بود که پای او به جایی باز شد که می‌توانست روح هر انسانی را دگرگون کند: جبهه‌های دفاع مقدس. سال ۱۳۶۵ بود؛ سالی که او تصمیم گرفت نوجوانی‌اش را در مسیر بزرگ‌تری خرج کند. در سنگرها، زیر نور کم‌رنگ فانوس‌ها، در کنار رزمندگانی که گاه سکوت‌شان از هزاران واژه پرمعناتر بود، دنیای دیگری را تجربه کرد. شب‌های سرد، روزهای پرهیاهو، لحظه‌هایی که مرگ و زندگی تنها به ضخامت یک دیوار خاکی باهم فاصله داشتند، روح او را پخته‌تر کرد. و مجروحیتی که در آن روزها برایش رقم خورد، نه تنها یادگاری بر جسمش، بلکه مهر ماندگاری بر مسیر آینده‌اش شد.

مسیر تحصیلی و علمی

در همان روزها بود که جرقهٔ بزرگی در دلش روشن شد: طلبگی. تصمیمی که در خاندانش سابقه نداشت، تصمیمی که به معنای عبور از سنت‌های خانوادگی و روبه‌رو شدن با موجی از مخالفت‌ها بود. اما وقتی به چیزی ایمان بیاوری، راه خود را پیدا می‌کنی. و او با همان ایمان و توکل، قدم در این راه گذاشت.

پس از پایان جنگ، مسیر او به قم رسید؛ شهری که سال‌ها قرار بود مَحرم پرسش‌ها و تلاش‌هایش شود. تحصیل در حوزه علمیه برای او تنها عبور از درس‌ها نبود؛ بلکه سفری به درون بود: سفری از ظاهر به باطن، از الفاظ به مفاهیم عمیق، از دانش به بینش.

او از محضر استادانی بزرگ بهره برد؛ از استادانی چون تقی سنایی، محمد عمومی، نیکزاد معینی، مهدی نیلی‌پور و حسین مهاجر گرفته تا آیات عظام حضراتعلی اکبر فقیه، حسن امامی، مجلسی و حسین مظاهری. هر درس، هر جلسه، و هر گفت‌وگو لایه‌ای تازه بر اندوختهٔ او می‌افزود و شخصیت علمی‌اش را استوار‌تر می‌ساخت.

تدریس و فعالیت‌ها

سال ۱۳۷۴ نخستین مأموریت تبلیغی‌اش فرا رسید؛ سفری به نورآباد ممسنی استان فارس. سفری که با خودش قصه‌هایی از مردم، فرهنگ‌ها، محبت‌ها و تجربه‌های تازه آورد. پس از آن، مسیر او به‌طور طبیعی به تعلیم و تدریس کشیده شد؛ از جمله تدریس در ادبیات عرب، فقه، حدیث‌شناسی، منطق و علوم قرآن در حوزه‌های خواهران و برادران. او نه تنها درس می‌داد، بلکه تلاش می‌کرد چراغی در دل شاگردانش روشن کند، همان‌گونه که روزی در دل خودش روشن شده بود.

آثار

ثمرهٔ سال‌ها تلاش، مطالعه و پژوهش او در نهایت به پنج جلد کتاب و سه مقاله در موضوعات سبک زندگی، علوم اسلامی، آسیب شناسی اجتماعی و روش تحقیق انجامید؛ آثاری که هر کدام گوشه‌ای از اندیشه‌ها، تجربه‌ها و دغدغه‌های او را بازتاب می‌دهند. 

اکنون، پس از سال‌ها مسیر رفتن، آموختن و ساختن، او در محلهٔ تاریخی شهشهان اصفهان زندگی می‌کند؛ محله‌ای که مثل خودش آمیزه‌ای از اصالت، آرامش و معنویت است. و هنوز هم، همان کودکِ کنجکاو در وجودش زنده است؛ کودکی که این‌بار به جای پیچ‌گوشتی، با قلم و اندیشه در پی فهمیدن رازهای جهان است.

عبداله مرندی
عبداله مرندی

زندگیدفاع مقدسعلوم اجتماعیحوزه علمیه
۵
۲
عبداله مرندی
عبداله مرندی
عبداله مرندی در سال ۱۳۵۰ شمسی، در محلهٔ قدیمی سیچان اصفهان، چشم به جهان گشود. سال‌های کودکی او با کنجکاوی‌های فراوان نسبت به دنیای پیرامون همراه بود.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید