
تا همیشه در گوشه ای از وجودم جایی خالی خواهد بود.
گوشه ای از احساسم .
گوشه ای از قلبم .
گوشه ای از ذهنم .
گوشه ای از تمام آنچه بوده ام .
گوشه ای از روحم.
مثل تکه ای از یک نقاشی که انگار نقاش وقت تمام کردنش را نداشت.
مثل تکه ای از یک ملودی ناتمام.
مثل باغی که باغبان در آن گلی نکاشت.
به جای تمام نبودن هایت .
سال هاست که از صبرم گل های سفید روییده.
گل هایی سفید.
به سفیدی یاد لبخند تو....
مثل نبود همیشگی تو در گوشه ای از آغوشم
مثل...
مثل نبود تو،دخترم.
وشاید پسرم...
مهسا فروردین ۱۴۰۵