سلام عشق من
این روزها نمیتونم مثل قبل باهات صحبت کنم و در ارتباط باشم،دلم برات خیلی زیاد تنگ شده و گاهی اوقات واقعا خسته میشم.
عزیز دلم این روزها احساس سردرگمی زیادی میکنم،تو خودت میدونی که من به هرچیزی در این دنیا به چشم یک امتحان نگاه میکنم اما بعضی اوقات پیدا کردن مسیر درست در ابتلایات الهی خیلی سخت میشه.
من هم سردرگمم،نمیدونم مسیر درست چیه،شاید هم بدونم اما...
محبوب قلبم،روزهایی که از همه چیز خسته میشم و امیدم رو از دست میدم،فک کردن به تو به من امید میده.
تو دلیل حال خوب منی.
همدم مهربونم،راستش از این جهان خسته شدم،از ظلمی که در دنیا بر مردم بیگناه روا میشه.
از چشمای کودکان معصومی که باید درد فقر و گرسنگی رو به دوش بکشن،درحالی که یکسری آدمهای دیگه باید از شدت شکم پری نتونن سر بر بالش بذارن.
چرا آدم ها نمیتونن بهم محبت کنن و توی دنیایی بدون اختلاف و دعوا به سر ببرن؟
راستش من از سیاست سر در نمیارم اما هرچیزی که هست واقعا کثیف و بیرحمه.
یادته یکی از وعدههای همیشگیمون که قرار بوده انجام بدیم چیه دیگه؟! خیلی دلم میخواست همین الان بار و بندیلمون رو جمع کنیم و از این جماعت دور بشیم...
کاش میشد یه زندگی آروم و بی دغدغه رو داشته باشیم.
این روزها که فقط میتونم گه گاهی صدات رو بشنوم،بیشتر به زیبایی صدای قشنگت پی بردم،راستی راستی خدا چه صدای آرامشبخش و زیبایی رو بهت عطا کرده ها.
خداروشکر که تو رو دارم.
خیلی مراقب خودت باش عزیز دلم.این روزها حسابی حواست به قلب قشنگت باشه چون آدمای مثل تو توی دنیا کم پیدا میشن.
دیشب داشتم فیلم سینمایی «دختر گمشده» رو برای چندم نگاه میکردم، توی یه سکانسی خانمه به همسرش میگفت:
تو شریک جرم منی
وقتی با خودم فک کردم،دیدم داشتن یه شریک جرم پایه هم میتونه خیلی باحال باشه ها،مثل تو که شریک جرم منی توی بنبست اختصاصی.
«دوست دارم ماه قشنگم.»
دوست دارم و هرروز بیشتر از قبل عاشقت میشم.در این پریشانی روزگار مبادا فراموشت بشه:)
