
نکند با غم و اندوه
تو ویرانه شوم.
در به در شهر به شهر
عاشقِ دیوانه شوم.
نکند یاد مرا
لحظه ای از خود ببری؟
یا شوم نقطه یِ کوچک
مرا خط بزنی .
تو تصور کن
از آغار که هم زاده منی.
حرفهایی که نگفتم
تو با من بزنی.
بغض اگر صبر دهد.
لحظه یِ دیدار کم است.
مانده یک گام فقط
فاصله یِ
دست منو پیر هنت .
شعر _زهرا چنانی زاده