
اگر تجربه کار در پروژههای ساختمانی یا پیمانکاری داشته باشید، احتمالاً این جمله را شنیدهاید:
«حسابداری که حسابداریه، فرقی نمیکنه فروشگاه باشه یا پروژه ساختمانی!»
من هم اوایل دقیقاً همین فکر را میکردم. اما بعد از مدتی کار روی پروژههای ساختمانی فهمیدم این طرز فکر یکی از اصلیترین دلایل گم شدن سود پروژههاست.
در این مقاله خیلی ساده و تجربی توضیح میدهم که چرا حسابداری ساختمانسازی کاملاً متفاوت از حسابداری فروشگاهی است و اگر این تفاوتها نادیده گرفته شود، چه مشکلاتی به وجود میآید.
در حسابداری فروشگاهی:
فروش روزانه است
درآمد تقریباً مشخص و مداوم است
سود در بازههای کوتاهمدت قابل محاسبه است
اما در ساختمانسازی:
درآمد پروژهای و بلندمدت است
ممکن است ماهها فقط هزینه داشته باشید
سود واقعی معمولاً آخر پروژه مشخص میشود
اینجاست که ابزارها و روشهای فروشگاهی دیگر جواب نمیدهند.
در فروشگاه:
قیمت خرید و فروش مشخص است
هزینهها تکرارشوندهاند
در پروژه ساختمانی:
قیمت مصالح مدام تغییر میکند
هزینههای پیشبینینشده (تخریب، دوبارهکاری، تأخیر) بسیار رایج است
هر پروژه شرایط خاص خودش را دارد
اگر هزینهها بهدرستی تفکیک پروژهای نشوند، عملاً هیچوقت نمیفهمید کجا سود کردهاید و کجا ضرر.
یکی از بزرگترین تفاوتها همینجاست.
در فروشگاه:
یک مجموعه حساب
یک جریان مالی
در ساختمانسازی:
چند پروژه فعال
هر پروژه با هزینه، درآمد و سود جداگانه
گاهی یک هزینه بین چند پروژه مشترک است
اگر سیستم حسابداری نتواند این تفکیک را انجام دهد، گزارشها کاملاً گمراهکننده میشوند.
خیلیها برای پروژههای ساختمانی از اکسل استفاده میکنند.
اکسل شاید برای شروع خوب باشد، اما بهمحض اینکه:
پروژهها زیاد شوند
هزینهها بالا برود
یا بخواهید گزارش دقیق بگیرید
دیگر جواب نمیدهد.
من خودم بعد از مدتی متوجه شدم که عددها هست، ولی تحلیل وجود ندارد.
حسابداری ساختمانسازی نیاز به:
تفکیک پروژهای
گزارش سود و زیان هر پروژه
کنترل لحظهای هزینهها
و ابزار مناسب این کار دارد
اگر بخواهم خلاصه بگویم:
برای کسانی که میخواهند این موضوع را عمیقتر و اصولی یاد بگیرند،اگر میخواهید این موضوع را بهصورت عمیق و اصولی یاد بگیرید، حتماً به صفحه حسابداری «ابنیهسافت» سر بزنید و با نرمافزاری آشنا شوید که بهطور تخصصی برای مدیریت مالی پروژههای ساختمانی طراحی شده است.
تفاوت حسابداری ساختمانسازی و فروشگاهی فقط در اسم نیست؛
در نوع درآمد، ساختار هزینه، زمان سوددهی و ابزار مورد نیاز است.
اگر این تفاوتها را جدی نگیریم، معمولاً پروژه روی کاغذ سودده است،
اما در واقعیت… نه.