شیخ ما شب ها شراب ناب ارمن می زند ؛
با پرستو های مومن، عشق بازی می کند
روز ها ، اغلب پس از مسواک ، مانند جومونگ
می رود با چند کشور بوکس بازی می کند
بی نوا در هفته یک ساعت، به فکر مردم است
می نشیند روی منبر ، واژه سازی می کند!
هر چه می روید وَ می پوید ، بنابر اذن اوست
شیخ اگر خواهد ، مورب را موازی می کند
شیخ اگر گوید نفوذی؛ نیست آن را جای بحث
این نود مِلیون نفوذی ،"پاکسازی" می کند
پنجه در پنجول هیتلر می نهد ، این شیخ ما !
یادی از "رزمندگان حزب نازی " می کند ...
جمعه ها جیم میشود مسکو، کنار حاج پوتین
بعد از آن هم با اسد ، پاسور بازی می کند
" چَند متری پله را " تا سقف ، " بالا می رود "..
روی تختش ،" انتقاد از بورژوازی می کند " !
«هکذا یا طالب الوصل احتمل ضیق الغرام» ؛
محتسب را با همین یک جمله راضی میکند ..
« پشت کوژ و سر تویل و روی بر کردار نیل » ؛
دن کیشوت بر دوش ملت، یکه تازی می کند ..
