ویرگول
ورودثبت نام
سرفه
سرفههیچ چیز بامزه‌تر از شاد نبودن نیست..
سرفه
سرفه
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

(لغت نامه)

من، در یک تاکسی نشسته ام .. ترمزِ ماشین، بریده است.. صخره به ما.1. نزدیک میشود ..؛ شاید هم ما.2.به صخره نزدیک میشویم..

راننده تاکسی نیز، یک عدد قاتل زنجیره ای میباشد...

راستی...؛ لغت نامه:

من= "شهروند"

/ تاکسی= "ایران"

/ ترمزِ ماشین= "روح و روانِ مردمِ ایران"

/ بریدن= "خستگی _ از پا در آمدن _ افتادن"

/ صخره= "دق کردن _ جنون _ خودکشی و..."

/ نزدیک شدن=" نزدیک کردن_ مجبور کردن_ هل دادنِ چارپایه _ اعتراف کردن تحتِ شکنجه_ لباسِ سیاه _ غم _غمباد"

/ ما یِ 1 = "خبرگان _ همکارانِ راننده تاکسی _ جمعی متشکل از حدودِ هشتصد نهصد نفر آدمکشِ حرفه ای که خود را مردم؛ وَ یا مثلا مسلمِ مؤمنُ منقلبِ ملتهبُ مجاهدِ ناصرِ نستوهُ مبارزِ متدینِ پر خلوصِ مقاومُ مناسبُ غیره می نامند."

/ ما یِ 2 = "میلیون ها گروگان _ مردم _جمعی متشکل از حدود هشتاد نود میلیون مسافر که توسطِ ما یِ 1، تروریستِ مسلحِ ملحدِ غربی وُ بد، وَ عاملِ دوزخِ آتشِ دشمن وُ اجیرِ دسیسه هایِ کثیفِ بتمن وُ غیره نامیده میشوند."

/ راننده تاکسی را هم که میشناسید..


«حکایتِ شرکتِ تاکسیرانی».،

«شرارتِ سیستمِ حکمرانی»..،

وَ یا مثلا

«شهوتِ حاکمانِ اسلامی»..؛

ولی اصلِ قصه که عوض نمیشود..! حالا عبارات را، جملات را، کلمات را، اصلا لغت نامۀ کلِ نظام (!) را هی بروز رسانی کنند!

حالا هی به سپهر بگویند، تروریست..

حالا هی به غزل بگویند ، تروریست ..

حالا هی به"رها و بهار و مبینا"،

هی به "متین و مانی و سینا "،

هی به"سمانه و ساغر و صهبا "

بگویند، تروریست ...

به هزاران نفر بگویند تروریست ...

هی به"ملت" بگویند تروریست ...

ولی:

اصلِ ماجرا که عوض نمیشود ...!

خون میچکد..
خون میچکد..

لغت نامه
۱۱
۱
سرفه
سرفه
هیچ چیز بامزه‌تر از شاد نبودن نیست..
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید