منم که منم !
همو که "مثلثات و ضلع و زاویه" را
فرو به کربن و فرگشت و کوه، کرد..
پس
به سوند و شرایشِ "شاش کردنت "
نیایشی بخوان !
چرا که همین مکانیزم دفع جیش،
از معجزات پریده گار تو محسوب،
می شود ...
جالب است،
با حکم تو مصلوب می شود"پسرم"
"نیسای عاصری"
که به جرم کشت بی مجوز تریاک،
در بند چهار قزل حصار، زندانیست..
اما من به تو می نگرم
عزیز دلم، انسان! و برای تو میخندم ...
منم که منم !
پریده گار دغل باز ،
با دو گوش دراز ،
که راز و نیاز تو گهگاه، می شنود؛
صدالبته با اکراه ...
همو که همین "گایتون"،
مولف روی جلد کتاب زیست را
از "عدم" پدید آورد؛
تا بدین طریقه تو را نیز ،
تحت عنوان "علم فیزیولوژی "
کصخل گرداند ...
منم که منم !
صرفا منم که " فنون هندسه " را
بلدم! وَ از آن بالا
"اَرشمیدس" را میبینم ؛ که
گویا به زیر مسائل عمه اش
دوباره زاییده !
حیف از چنین شبِ "پرستاره ای "
که با نق زدن به منطق هندسی
بیخودی تلف بشود ...
بلی خلاصه
منم که منم! ، شهنشه "فلسفه" ها
اولین دبیر معارف، پریده گار بشر ،
همو که مدرسه ها مختلط نمود ...
و خودش به موجب واجب الوجودی
، خطوط دور لب از یوحنا زدود و
پنج هفته از دهان گازید، عین هلو..
و میمون را
چنان به پیروان مکتب "داروینیسم"
خوب انداخت،
که رهروان فانی آن مردک
مثال چارپا به وقت گرفتن جفت ،
دنبال کثافت کون جانوران بدوند و
نامش نیز،
بشود " فسیل شناسی باستانی "،
با دکترای تخصصی در گرایش محض..
منم که منم !
در امتحان دینی ات، اتمم !
نهفته به ریشه های
سر از تن رها
و یا به قول تو مویرگ،
مدام ، می رقصم ...؛
سپس درونِ بارمِ
بیست و پنج وجهیِ آینده
اندکی تاس نمره میریزم،
مگر که شانس آری .. ! ...

پ.ن:
با نظر به شعرِ «پایان» سرودهٔ آلن گینزبرگ