ویرگول
ورودثبت نام
مهسا لک زائی
مهسا لک زائی
مهسا لک زائی
مهسا لک زائی
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ روز پیش

از قدم زدنِ معمولی تا تصمیم های اگاهانه

«تغییر مسیر»

زمانی که در کارگروه کتابخوانی «پله به پله» شرکت کردم، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این تجربه بتواند درک من از یک کتاب را آن‌قدر عمیق‌ کند. همیشه کتاب‌خوانی برایم زیبا بود؛ اما فهم عمیقِ مطالب ،این‌که پشت هر جمله چه دردی، چه واقعیتی و چه راهی نهفته است برایم سخت بود. «پله به پله» باعث شد دری به روی من باز شود؛ دری که می‌توانستم از آن وارد دنیای پنهان‌تر کتاب‌ها شوم و به جای تنها لذت از خواندن، به فهمِ ریشه‌ها هم نزدیک شوم.

وقتی اسم کتاب «تغییر مسیر» را دیدم، با خودم گفتم: «چه جالب!» کلمه تغییر همیشه برای من قشنگ بود، بخصوص که کتاب صحبت از تغییر دادن مسیری میکند که شاید همیشه برای ما تکراری بوده... از همان لحظه حس کردم این کتاب فقط قرار نیست درباره “خواندن” باشد؛ قرار است درباره “عوض کردن” باشد—عوض کردن جهت ذهن، نگاه، و حتی تصمیم‌های کوچک روزمره.

تغییر مسیر یعنی چه؟

کتابِ «تغییر مسیر» نوشته شریل سندبرگ، از مسائل و دشواری‌هایی می‌گوید که خیلی وقت‌ها ساده از کنارشان می‌گذریم یا آن‌ها را برای خودمان «غیرقابل‌دسترسی» تصور می‌کنیم. بسیاری از ما فکر کرده‌ایم چون زن هستیم، حق نداریم درخواست‌هایی مثل اضافه‌حقوق، پاداش، ترفیع یا حتی دیده‌شدن را مطرح کنیم. در حالی که سندبرگ با نگاهی دقیق و قشنگ یادآوری می‌کند: نقش زنان در جامعه به‌ویژه در کنار نقش‌های دیگر مثل مادر بودن و همسر بودن عنصر ضروریِ برابری است. زن بودن به معنی محدود شدن نیست؛ یعنی باید برای دنیایی برابر قدم گذاشت و این برابری فقط شعار نیست، مسیر می‌خواهد.

در این کتاب همچنین نکته‌ای مهم هست که خیلی‌ها شاید درباره‌اش کمتر فکر کرده باشند: همه‌ی زنان الزاماً دنبال شغل نیستند، و این موضوع قرار نیست به معنای طرد شدن یا پذیرفته نشدن باشد. جامعه ممکن است فشار بیاورد که «حتماً باید شاغل باشی تا پذیرفته شوی»، اما سندبرگ یادمان می‌دهد زنان با هر انتخابی دارای شخصیت و هدف‌های یکسان نیستند. ارزش زن به یک مدل واحد از زندگی خلاصه نمی‌شود.

از ترس تا شجاعت

چیزی که شاید در خودمان می‌دیدیم

در بخشی از کتاب، یک جمله ذهنم را گرفت:

«اگر نمی‌ترسیدید، چه کارهایی را انجام می‌دادید؟»

برای من این فقط یک سؤال نبود؛ یک آینه بود. آینه‌ای که نشان می‌داد بسیاری از کارهایی که تا امروز به آن‌ها فکر کرده‌ام، اما انجام نداده‌ام، ریشه در ترس دارند: ترس از شکست، ترس از باختن، ترس از محبوب نبودن و ترس از قضاوت.

بیشتر ما از کودکی با الگوهایی روبه‌رو شده‌ایم که بعضی رفتارها را برای دخترها “مناسب” و برخی دیگر را “نامناسب” می‌دانسته‌اند. نتیجه این می‌شود که زن‌ها حتی وقتی توانایی دارند گاهی عقب می‌کشند:

دست را پایین نگه می‌دارند تا «سوال نشده جواب ندهند»، رزومه نمی‌فرستند چون فکر می‌کنند «از پسش برنمی‌آیند»، یا درخواست نمی‌کنند چون جامعه یادمان داده «مناسبِ زن نیست». اما کتاب به من یاد داد شجاعت فقط در حضور در میدان نیست؛ گاهی شجاعت یعنی درخواست کردن، قدم اول را برداشتن و حتی اعتراف کردن به اینکه «حق من دیده شدن و فرصت داشتن است».

کار و زندگی؛ دشمن نیستند، شریک‌اند

یکی دیگر از دغدغه‌های رایج زنان این است که انگار همیشه باید بین کار و زندگی یکی را انتخاب کنند. اما سندبرگ دیدگاه را عوض می‌کند: می‌گوید شریک زندگی را "به شریک واقعی" تبدیل کنید—یعنی همدلی، اعتماد، حمایت و همکاری. وقتی پشت یک زن در خانه خالی نباشد، آن زن هم در مسیر رشد شغلی می‌تواند قوی‌تر باشد و هم در مسیر زندگی آرام‌تر.

در اینجا کتاب فقط توصیه اخلاقی نمی‌دهد؛ نشان می‌دهد حمایت، بخشی از مسیر موفقیت است. حتی آماری که سندبرگ اشاره می‌کند، این را روشن‌تر می‌کند: تعداد قابل توجهی از زنان موفق در جایگاه‌های مدیریتی، متاهل‌اند و از حمایت برخوردارند؛ و حتی در مورد کسانی هم که بدون همسر بوده‌اند، نوعی پشتوانه و همراهی نقش کلیدی داشته است. پیام روشن است: مسیر رشد، وقتی تنها نباشد، واقعی‌تر و امکان‌پذیرتر می‌شود.

تغییر مسیر؛ نتیجه‌ی خواندنِ سطحی نیست

برای من، «گروه کتاب خوانی ِپله به پله» فقط یک روش برای جلو رفتن در خواندن نبود. کمک کرد درک کنم چگونه یک کتاب می‌تواند نگرش را تغییر دهد. و حالا می‌فهمم تغییر مسیر یعنی چه:

یعنی به عنوان زن، خودت را دست‌کم نگیر، تصمیم‌هایت را با ترس‌هایت معامله نکن، منتظر تایید بی‌پایان نمان، و مهم‌تر از همه

از خودت بپرس: «چه انتخابی واقعاً رضایت قلبی می‌دهد؟»

کتابخوانی در کنار این کارگروه، برای من به یک تجربه‌ی مشترک تبدیل شد: فهمیدن، تحلیل کردن، و جلو رفتن با کمک هم. چون رسیدن به مقصد، همیشه یک مسیر فردی نیست؛ گاهی یک جمع، یک گفت‌وگو و یک نگاه تازه لازم است تا راه دیده شود.

نتیجه‌گیری

«تغییر مسیر» کتابی است درباره حمایت، همدلی و شجاعتِ واقعی؛ درباره این‌که زنان قرار نیست برای پذیرفته شدن کوچک شوند، یا برای ادامه دادن مسیر سکوت کنند. این کتاب به ما یادآوری می‌کند که زنان می‌توانند بدون هیچ مانعِ درونی و بیرونیِ مطلق، قدم در مسیری بگذارند که انتخاب خودشان است؛ مسیری که با علاقه و رضایت قلبی همراه باشد.

و شاید مهم‌ترین چیزی که من از این تجربه یاد گرفتم این باشد:

گاهی تغییر مسیر از یک جمله شروع می‌شود"از یک سؤال"از یک تصمیم برای فهمیدن عمیق‌تر؛ و بعد، قدم‌ها یکی‌یکی راه را می‌سازند.

مسیر رشددیجیتال مارکتینگپله به پلهدیجیتال مارکتینگ پله به پله
۱۱
۱
مهسا لک زائی
مهسا لک زائی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید