مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل
شعر و غزلمگشته تمنای تو ای عشق
صبرم همه رفته است به یغمای تو ای عشق
عمری است معطر ز نسیم تو ، مشامم
ای غالیه سا، باغ ِمصفایِ تو، ای عشق
از بوسه ی جامِ لبِ تو، باده پرستی
شد کارم و من ساقیِ صهبایِ تو ای عشق
هر دم که گره خورد نگاهت به نگاهم
رسوا کُنَدَم نرگسِ شهلای تو ای عشق
در بحرِ وجودِ تو شدم غرق و بدیدم
آسان همه جا حلِ معمایِ تو ای عشق
با طفل ِدبستانِ دل اینجا همه خواندم
آموزه ی هر حرفِ الفبای تو ای عشق
اندیشه ی من، آهوی گم گشته به دنیاست
پیدا شده انگار به صحرای تو ای عشق
در دفتر پر معنی ایام ندیدیم
پربارتر از صورت و معنای تو ای عشق
در بزمِ رقیبان، تو به حق کوه غروری
"آوا" شده پژواک به آوای تو ای عشق
رفتن ز سرِ کویِ تو در مذهب ما نیست
"شعر و غزلم گشته تمنای تو ای عشق"
مریم طاهری "آوا"