مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
من یوسف زندانی چاه زنخدان توام /در بند گیسویت اسیر تسلیم فرمان توام
ای آشنای بی کسی های من از روز الست / جام بلی در دست من ،بر عهد و پیمان توام
راز تو در چشمان من خوابیده آرام و خموش / من راز دار بی رقیب عشق پنهان توام
در فصل تنهایی شکست نازک خیالی های من /من تشنه ی پیمانه ی رنگین و درمان توام
"آوا" سر خود می نهد بر شانه ی تنهاییش /هر دم به اشک آتشین جویای دامان توام
ای مونس تنهایی شب های سرد زندگی /چشم انتظار گرمی خورشید تابان توام
مریم طاهری " آوا"