اتفاقای جدیدی هست که آدم رو از زندگی عادیش جدا میکنه، ماه ها میگذره و میبینی کل زندگیت بهم ریخته، تو آدم قبل نیستی، روتینت رو از دست دادی و چیزای جدیدی وجود داره که ازشون متنفر شدی.
فک میکنی یه آدم دیگه شدی و هویتت رو از دست دادی، اما با یه نگاه دقیق تر به خودت میبینی که .... نه این خود خودتی، یکم شفاف تر، یکم کم صبر تر و یکم روراست تر....
و این لذت بخشه، لذت همراه با تنفر، لذت همراه با درد....
چون همیشه تغییر دردناکه، هر تغییر کوچیک میتونه زندگیتو جابه جا کنه، ارتباطاتت رو تغییر بده و مسیرتو تایید یا رد کنه و این یعنی تحت تاثیر قرار گرفتن هدف اصلی زندگیت.... چیزی که روزها، ماه ها و سال ها براش وقت گذاشتی.
کلید عبور ازین نفرت پذیرفتن خودت، راهت و تجاربی هست که بدست اوردی، اما باید خودتو محکم کنی و از روی زمین بلند بشی و برای نظرات و علایق جدیدت هدف و برنامه بچینی..درنهایت عبوووووور از همه چی