درباب این که هنر چیست و تعریف ان چگونه است ،انسان های بزرگی در طول تاریخ صحبت کرده اند و کتاب های بسیار نوشته و خوانده شده ، از این باب می خواهم فقط انچه خودم فکر میکنم را بگویم . کتابی هم آنچنان نخوانده ام که بدانم حرفم توضیح واضحات هست یا نه ، اما به گمانم نوشتنش اینجا ، بهتر از به دیوار گفتن باشد.
تمام آنچه من از هنر میفهمم محدود به یک درس مبانی فلسفه هنر و تا بی نهایت فک کردن است. البته مقدار خیلی زیاد ذوق و تلاش و کار هم به آن اضافه کنید.
من هم موافقم هنر و زیبایی اساسا موضوعات سخت و پیچیده ای هستند. در عین سادگی نمی توان تعریف دقیقی ارائه داد که همه جنبه ها را پوشش دهد. زیرا اساسا تعریف چیزی ،خودش استانداردی دارد.
من هم نمی دانم هنر دقیقا چیست اما من خودم شخصا یک معیار برای سنجیدن هنر از غیر هنر دارم. اینکه صرفا هر تابلوی رنگی را هنر ندانم.
برای من این که یک اثر مفهوم داشته باشد مهم هست اما همیشه معیار نیست. گاهی صرفا زیبایی یا بیشتر زیبایی آن تکه هنر را می آفریند. نه صرف زیبایی و نه صرف مفهوم هنر نمی سازد. امروزه شما هوش مصنوعی هایی را می بینید که در یک ثانیه زیبایی میسازند ، اما هنر نه. اندیشمندان یا افرادی که مفهوم تولید میکنند اما هنر نه.
اما همه آنچه که به عنوان هنر می دانم مشخصه ای به نام سازنده یا آفریننده دارند. به این معنا که حضور شخصی که آن هنر را بوجود اورده بسیار قابل بیان باشد . به این صورت اگر آن شخص را حذف یا جایگزین کنید، دیگر اثری کاملا متفاوت ببینید یا اصلا دیگر چیزی نبینید. برای مثال اگر یک فیلمی که پیام خاصی دارد یا فیلمنامه مشخصی دارد را به چند کارگردان مختلف بدهید تا بسازند. قاعدتا انتظار دارید آثار متفاوتی تحویل بگیرید . ان قدر متفاوت که بتوانید سبک و نگاه خالق را تمیز دهید.
اگر آن تکه هنر را هر شخص دیگری ساخت و اثر تقریبا یکسان بود، بدانید با هنر طرف نیستید. به احتمال زیاد شما با صنعت طرف هستید که زیاد هم با هنر اشتباه گرفته میشود. بلایی که سر صنعت های فیلم سازی یا انیمیشن سازی می آید.
بگذارید مثال دیگری بزنم ، مثلا اشپزی. دستور پخت غذا ها یکسان است اما دستپخت هر کسی یک طعمی میدهد. پس شما اینجا با هنر طرف هستید. حتی نوشتن که در آن کلمات یکسان اند اما هر کس قلم خودش را دارد. قاعدتا غذایی که کارخانه در تعداد بالا پخته ، هنر نیست و فقط صنعت است.
کشور هایی مانند کره و ترکیه که صنعت فیلم سازی تجاری دارند شما می توانید ببینید اثار تقریبا به هم شبیه هستند.
این حتی محدود با خود هنر نمی شود و شما هر جایی ردپایی از این موضوع دیدید بدانید که هنر انجا هم هست. ریاضیدان با تجربه ای که می داند چطور و چگونه از یک معادله جواب را بیرون بکشد و میداند چه عنصری را چگونه با عناصر دیگر ترکیب کند تا جواب بگیرد، هم به نظر من هنرمند است. گویی با اعداد رقص می کند.
نکته ای که در این بین وجود دارد این است که هنر باید تکرار پذیر باشد. به این معنی که اگر یک نفر به صورت اتفاقی تابلویی کشید یا غذایی که درست کرد که بسیار از حد معمول کارهایش بالاتر بود ولی دیگر نتوانست حتی نزدیک ان چیزی درست کند، شک دارم که بشود نام آن را هنر گذاشت.
تاثیر خالق روی اثر صرفا نه به مهارت او محدود است و نه علم و دانش او . بلکه ترکیبی از همه این هاست. ترکیب تجربه،علم و مهارت و صد البته نگاه هنرمند که نباید از ان دریغ شد. همه اینها را گفتم تا به این نکته برسم که نگاه هنرمند خودش به اندازه صد تا عنصر روی اثر تاثیر دارد. چرا که اگر هنرمند بخواهد یا نخواهد ، عمق نگاه و نظرش روی کار مشخص می شود .حتی چیز هایی که نمی خواسته در اثر باشد ، به اثر منتقل میشود.
شما با روح فرد طرف هستید برای همین حضور او مهم است.
امیدوارم این نوشته نگاهتان را هنر و غیر هنر تغییر داده باشد.
