گذری بر تاریخ ایل بهمئی....
ایلخان بهمئی(بوریخان بهمئی)"
در تاریخ پرفراز و نشیب ایل بهمئی، «بوریخان» (سردار خان ایزدپناه بهمئی) از چهرههای شاخص،ایلخانی مقتدر،کاریزما و تأثیرگذار در دوران معاصر است. برای درک بهتر جایگاه او، لازم است به پیوند او با حماسه خداکرمخان بهمئی اشاره کرد
نقش و جایگاه ایلخانی بوریخان:
بوریخان که از خاندان محمدحسینخان بهمئی بود، پس از شهادت خداکرمخان ایزدپناه در سال ۱۳۱۶ شمسی، زعامت و سرپرستی بخش بزرگی از ایل (بهویژه همه طوایف علاءالدینی و محمدموسایی) را بر عهده گرفت. در شرایطی که پس از سرکوب قیام خداکرمخان، منطقه در وضعیت بحرانی و هرجومرج قرار داشت، بوریخان با مدیریت و نفوذ خود توانست آرامش نسبی را به منطقه بازگرداند و اتحاد طوایف را حفظ کند.
برخی از وقایع مهم دوران زعامت او
-ثباتبخشی: او با تدبیر توانست در دورهای چهارساله (پس از وقایع ۱۳۱۶)، از ناآرامیهای پس از سرکوب قیام توسط ارتش رضاخان جلوگیری کند.
جنگ دشتشیر (۱۳۲۱): یکی از نقاط عطف در دوران رهبری او، حضور فعال در «جنگ دشتشیر» در زمان پهلوی دوم بود. در این نبرد که در پی اعتراض به وضعیت نفوذ بیگانگان و چپاول منابع رخ داد، بوریخان رهبری نیروهای ایل بهمئی (بهویژه طایفه خواجهمیری) را بر عهده داشت.
تفاوت در نامگذاری:
در منابع تاریخی محلی و روایات ایل، گاهی از او با نام «سردارخان» نیز یاد میشود. او در واقع تداومبخش راه بزرگان ایل در حفظ هویت و امنیت منطقه در یکی از حساسترین دورههای تاریخی ایران بود. وی تا پایان عمر سیاسی خود، همواره در تصمیمگیریهای کلان و مسائل مهم ایل بهمئی نقشی تعیینکننده و مشورتی داشت.
او به عنوان کسی شناخته میشود که در شرایطی بسیار دشوار، توانست پیوندهای ایلی را زنده نگه دارد و در مواجهه با چالشهای سیاسی آن روزگار، از کیان و منافع مردم ایل دفاع کند.
[کهگ%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF)