ویرگول
ورودثبت نام
جواد صادقی
جواد صادقی
خواندن ۵ دقیقه·۵ ماه پیش

داستان سه گانه بازی Dark Souls

روایت بازی" Dark Souls " بسیار گسترده و پیچیده است ، چیدن موضوعات مختلف آن کنارهم بسیار دشوار است و یک سری موضوعات در اصل غیرقابل تفسیر و مبهم هستند  اما این صحبت ها دلیل بر این امر نیست که بازی فوق العاده و سه گانه " دارک سولز " ( ارواح تاریکی ) فاقد داستان و محتوای تعریفی برای مخاطب است ، هرچند توضیح و پوشش تمامی جزئیات این بازی بسیار مفصل است بازیکاچو در این مطلب نمایی قابل توجه از داستان این بازی را برای شما بیان میکند و سعی داریم تمامی بخش های داستانی  "Dark Souls" را هرچند به شکل خلاصه در اختیارتان قراردهیم .

آغاز

در آغاز عصری بی انتها بود جایی که هیچ موجود زنده ای وجود نداشت، و تنها اژدهایان و درختان باستانی جاودان حضور داشتند. سپس به دلیل نامعلومی اولین شعله ظاهر شد که تنوع را به جهان آورد نور و تاریکی، زندگی و مرگ . درنتیجه موجودات دیگری ظاهر شدند که برخی روح داشتند و برخی دیگر از آن محروم بودند آنها اولین شعله و ارواح خداوند را یافتند کسانی که " لرد سولز" را انتخاب کردند، خدایان قلمرویه  مربوطه خود شدند :  "گوین" ، خدای نور، " نیتو"، خدای مرگ، "ایزالیث"، خدای زندگی و " پیگمی "، که خدای تاریکی بود اما تصمیم گرفت از" Dark Soul "  به طور متفاوتی بهره ببرد.

هر یک از  اربابان  از روح  خود استفاده  کردند

"گوین"  شهر  "Anor Londo" را ساخت، ارتشی از شوالیه ها ایجاد کرد و فرزندان زیادی داشت، از جمله "Gwynevere" شاهزاده نور خورشید،  "Gwyndolin" خورشید تاریک ، و پسر اولش که نامش از یادها رفت.
"ایزالیث" سعی کرد برای خودش شعله ای بسازد، مانند شعله آغازین، که در نهایت به شعله آشوب یعنی مبدأ شیاطین تبدیل شد.
به نظر می رسد که "نیتو" از قدرتش برای کشت و کشتار استفاده کرده اطلاعات زیادی در مورد او در دست نیست، اما به نظرمی رسد که او به غیر از گسترش مرگ دست به هیچ اقدام مهمی نزده . 
"پیگمی" روح تاریک را به قطعات کوچک زیادی تقسیم کرد و در نتیجه انسان ها را خلق کرد سپس به نظر می رسید که  "پیگمی" ناپدید شده، یا تبدیل یکی از چندین نفری شد که از آنها به عنوان انسان های اولیه یاد می شود، با شکافتن روح خود پیگمی دیگر جزو خدایان محسوب نشد.
سپس لردها تحت رهبری "گوین" با اژدهایان باستانی جنگیدند ما به طور قطع نمی دانیم چرا اما ممکن است آنها  تهدیدی برای انواع موجودات زنده باشند. هر لرد نقش خود را ایفا می کند، اولین فرزند "گوین" اهرم قوی برای پیروزی بود ، "Seath" به اژدهایان خیانت می کند و در نهایت اژدهایان شکست می خورند این نشان دهنده آغاز عصر آتش است که توسط  "گوین" اداره می شود.

لردران در عصر آتش

اما  " گوین " خیلی زود متوجه شد که تهدید دیگری برای قلمرو او وجود دارد،  یعنی  " آبیس" مکانی مطلقا تاریک که مملو از ارواح پلید و انسان های شرور بود، بنابراین برای سرکوب این تاریکی " شهر حلقه ای " ساخته شد، در این شهر اربابان "پیگمی"، یعنی  انسان هایی که  ارواح تاریک بیشتری را در اختیار داشتند، زندانی شدند. این امر مبدل به  یک " هدیه " بعد از جنگ شد، زیرا " گوین" هدایای دیگری به متحدان خود داد، به ویژه بخش هایی از روح خود را به برخی از فرزندانش، " سیث "، و پادشاهان "نیو لوندو".

تاریکی

حلقه ای از آتش، مهر تاریکی بر قلب انسانها نفرینی که انسان ها را وادار می کند تا بر خلاف طبیعت خود عمل کنند و پس از مرگ آنها  زنده میشوند و روح خود را به آتش میسپارند، هر بار که شعله محو می‌شود، دوباره به طرز جادویی ظاهر می‌شود و مردگان را برای از بین بردن نفرین هدایت میکند  تا زمانی که یک مرده در مسیر رسیدن به این نقطه  بسیار قدرتمند شود و بتواند خود را به کوره برساند و دوباره آن آتش را شعله ور کند. آتش دوباره همه جان های انباشته آنها را می سوزاند تا اینکه دوباره شعله خاموش شود. یکی دیگر ازشیاطین باستانی"Kingseeker Frampt"، با خانواده گوین همکاری می کند تا مردگان را به سمت آن هدف هدایت کند.

با این حال، در این میان، نفرین مردگان، هرج‌ ومرج عظیمی را در قلمروهای انسانی ایجاد می‌کند و پادشاهان  را به تبعید و حبس مردگان سوق می‌دهد و بالاخره اینجا جایی است که بازی شروع می شود.

دارک سولز

کاراکتر شما در دارک سولز یکی از مردگانی است که در پناهگاه شمالی حبس شده‌ است  تا اینکه " اسکار آستورا " درجستجو برای استخدام مردگان برای یافتن اسطوره مردگان به میدان می‌آید، از پناهگاه فرار کنید ، زنگ‌های بیداری را به صدا دربیاورید و سپس، داستان مردگان برای شما آغاز خواهد شد." اسکار"  شما را آزاد می کند و شیطان محافظ خروجی از پناهگاه را مورد حمله قرار می دهد و به معبد " فایرلینک" در" لردران" منتقل می شود.  شما به نواختن زنگ‌های بیداری ادامه می‌دهید، که "کینگ ‌سیکر فرامپت" در عبادتگاه ظاهر می‌شود و به شما می‌گوید که آنها «مردگان برگزیده» هستند، که سرنوشتشان جانشینی "گوین" به عنوان ارباب نور است برای انجام این کار، آنها باید روح سایر اربابان و همچنین روح " Gwyn " را جمع آوری کنند،  برای این کار ابتدا باید "لردوسل" را از "آنور لوندو" آورده تا روح‌ ها را درون خود نگه دارد.

دارک سولز 2

داستان " Dark Souls II " کمی تاریک تر از بقیه است و همچنین به کلیت بازی مرتبط نیست، بنابراین این داستان کمی کوتاه‌ تر است.
در Dark Souls II  ، شخصیت بازیکن که از آن به عنوان حامل نفرین یاد می شود، ظاهراً در تلاش برای درمان "Darksign" به پادشاهی "Drangleic" سفر می کند.

Drangleic پادشاهی از انسان ها است، و تنها یکی از صدها پادشاه است که در این مکان وجود داشته اند. سقوط آن زمانی آغاز شد که "ناشاندرا" ملکه پادشاه  "وندریک" شد، "ناشاندرا" از تکه ‌ای از روح "مانوس" متولد شد، و به همین دلیل رانده شد تا بعد از آن دوران تاریکی را ایجاد کند، درست مانند پایان دوم "Dark Souls I" چهار قسمت روح مانوس همگی در ملکه های پادشاهی های مختلف ظاهر می شوند که سعی در فساد پادشاهان خود داشتند. ناشاندرا از وندریک خواست از دریا بگذرد و با غول های آنجا بجنگد  او این کار را انجام داد و یک "پاداش" را به ارمغان آورد که مشخص نیست دقیقا ماهیت آن چیست. احتمالاً تخت پادشاهی اش بود که گفته می شود خواسته های هر کسی را که بر آن می نشیند را برآورده می کند. مدتی بعد، غول‌ها متقابلاً حمله کردند و با وجود عقب‌نشینی، این آغاز سقوط "درنگلیک" بود.

dark soulsدارک سولزگیمبازیکاچوصنعت بازی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید