ویرگول
ورودثبت نام
IID
IIDکوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درد.
IID
IID
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

افکار


لعنتی عجب دنیاییه نه؟

یا بهتره بگم لعنتی عجب کشوریه.

از زمانی که پونزده ساله بودم پنج سال می‌گذره،چقدر ناجور گذشت،چقدر ناجور.

نزدیک 21‌‌ام ولی حتی یادم نمیاد یک بار گفته باشم چقدر دوست دارم به فلان سن برگردم،هرسال یه گندی رخ داده،البته چرا میخوام برگردم به وقتی که به وجود نیومده بودم.

همه‌ی ما یه زندگیه نکرده ای توی ذهنمون هست،که با گذر زمان به فقیرانه ترین حالت ممکن تبدیلش می‌کنیم،اگر اینطور نیستید گود فور یو.

توی این زندگیه خیالی یه خونه ی فقیرانه داریم که حتی ممکنه سوسک هم داشته باشه و با دختر خوشگله روی تراسش نشستیم و داریوش،بیلی آیلیش و سیگرتس افتر 3x گوش میدیم،من سیگارمو روشن میکنم و اون بستنیشو میخوره؛هر‌ از گاهی هم یه پُک از سیگار می‌خواد.

من حتی به پشت بوم خوابگاه رقیه هم راضی بودم ولی الان اونم ندارم؛باید بگم یادش بخیر؟لعنتی چرا؟

متنفرم از اینکه اگر امروز به تخم مرغ گفتم چندش فرداش باید دلتنگش باشم.اینترنت نداشتن دیگه تهش بود،چرا باید عادت کرد؟مگه الکیه؟واقعا این عمر چیه که به مسخره هم بگذره;نمی‌دونم عوضش امنیت هست.

فقط میدونم خسته‌م،اونقدر خسته که به خودم اومدم و دیدم اردیبهشته و من یادم رفته شیراز چقدر توی اردیبهشت قشنگه،یا حتی یادم رفته حالا که دارم 21 میشم حداقل یکم خوشحال باشم.

لعنت به باعث و بانیش.

من و باعث و بانی
من و باعث و بانی

واقعا

تو سینه این دل من می‌خواد آتیش بگیره

و

تا قیامت دل من گریه می‌خواد

زندگیبدبختیاینترنت
۱۴
۲
IID
IID
کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید