جمعی از غرابهای تازهکار امروز جمع شده بودند زیر درخت ما، از کاهش چشمگیر تعداد نامهها شکایت داشتند.
آمده بودند که من به دادشان برسم. فکر میکردند کاری از من ساخته است.
میدانم امرار معاش این بیچارهها هم به رساندن چهار تا نامه از این شهر به آن شهر وابسته است...
اما وقتی مردم دیگر علاقهای به نوشتن نامههای کاغذی و فرستادنشان با غرابها ندارند، از پر و بال یکی مثل من چه برمیآید؟
خدا به داد همه برسد.