ویرگول
ورودثبت نام
پوریا تشکری
پوریا تشکریمحل تمرینات نویسندگی، تولید محتوا و کپی رایتینگ من
پوریا تشکری
پوریا تشکری
خواندن ۴ دقیقه·۱۷ روز پیش

تو هر روز مسئله حل می‌کنی؛ فقط هنوز اسمش را مهارت نگذاشته‌ای+۱۹ مثال ساده

حل مسئله از همین‌جا شروع می‌شود؛ از زندگی واقعی.

خیلی از آدم‌ها #حل_مسئله را بلدند، اما نه به شکل رسمی و آگاهانه. در زندگی روزمره مدام داریم مسئله‌ها را تشخیص می‌دهیم، گزینه می‌سازیم، امتحان و اصلاح می‌کنیم؛در خانه،  در روابط،در کار و درس و... فقط اسمش را «حل مسئله» نمی‌گذاریم.

همین حالا هم در دل شلوغی‌های روزمره، بحران‌های کوچک، تصمیم‌های سریع و مسئولیت‌های همزمان، داریم مسئله حل می‌کنیم.

از کوچک‌ترین تصمیم‌های روزانه تا پیچیده‌ترین موقعیت‌های زندگی، بارها راه را یافته‌ایم‌، مسیر ساخته‌ایم و مشکل را به فرصت تبدیل کرد‌ه‌ایم.

فقط یادمان رفته هر روز غیرممکن‌های کوچک را ممکن می‌کنیم.

پس بیایید با ۱۹ مثال ساده شفافتر آن را موشکافی کنیم:

۱. آب دیرتر از معمول جوش می‌آید

   - شعله را بیشتر می‌کنید، درِ قابلمه را می‌گذارید، یا ظرف کوچک‌تری انتخاب می‌کنید.

   - این یعنی: تشخیص مشکل + تغییر متغیر.

 

۲. موبایل زود شارژ خالی می‌کند

   - نور صفحه را کم می‌کنید، اینترنت را خاموش می‌کنید، برنامه‌های باز را می‌بندید.

   - این یعنی: پیدا کردن علت‌های محتمل + آزمودن راه‌حل ساده.

 

حل مسئله، مهارتی که سال‌هاست زندگی‌اش می‌کنیم

 

۳. هر روز دیر به محل کار می‌رسد

   - ساعت را ۱۵ دقیقه جلو می‌گذارید یا لباستان را از شب قبل آماده می‌کند.

   - یعنی: حذف گلوگاه.

 

۴. چای همیشه خیلی شیرین می‌شود

   - به‌جای دو قاشق، یک قاشق شکر می‌ریزید.

   - یعنی: تنظیم تدریجی براساس بازخورد.

 

۵. کلیدها مدام گم می‌شوند

   - یک ظرف کنار در گذاشته و همیشه کلید را همان‌جا می‌گذارید.

   - یعنی: ساختن سیستم برای جلوگیری از تکرار مشکل.

 

همگی ما استاد حل مسئله‌ایم؛ فقط کسی تا به حال این‌طور صدایمان نکرده.

 

۶. کفش پا را می‌زند

   - جوراب ضخیم‌تر می‌پوشید، چسب زخم می‌زنید، یا بند را جور دیگری می‌بندید.

   - این یعنی: کاهش اثر مشکل وقتی حذف کامل فوری آن ممکن نیست.

۷. غذا ته می‌گیرد

   - شعله را کمتر می‌کنید، زمان را کم می‌کنید، یا کمی آب اضافه می‌کنید.

   - یعنی: اصلاح روش براساس تجربه قبلی.

 

۸. فراموش می‌کنید دارو بخورید

   - آن را کنار مسواک می‌گذارید یا روی گوشی یادآور تنظیم می‌کنید.

   - این یعنی: استفاده از نشانه‌های محیطی.

 

آنچه به آن می‌گوییم «چاره پیدا کردن»، دانشگاه به آن می‌گوید Problem Solving.

 

۹. کیف همیشه شلوغ و به‌هم‌ریخته است

    - وسایل را در جیب‌های مشخص یا کیف‌های کوچک‌تر دسته‌بندی می‌کنید.

    - این یعنی: سازمان‌دهی برای کاهش اصطکاک.

 

۱۰. بچه غذا نمی‌خورد

    - ظرف را عوض می‌کنند، شکل غذا را جذاب‌تر می‌کنید، یا زمان دیگری امتحان می‌کنید.

    - این یعنی: تغییر ارائه به‌جای اصرار بر یک روش.

 

راه‌حل‌های کوچک‌مان، نشانه‌ی یک مهارت بزرگ‌اند.

 

۱۱. کمبود وقت در صبح‌ها

    - صبحانه‌ی ساده‌تر انتخاب می‌کنید یا وسایل را شب قبل آماده می‌گذارید.

    - این یعنی: ساده‌سازی فرایند.

 

۱۲. فراموشی در خرید

    - همان لحظه که چیزی تمام می‌شود، لیست خرید را در گوشی یا در برگه‌ای روی در یخچال می‌نویسید.

    - یعنی: ثبت مسئله در زمان وقوع.

 

۱۳. اتاق خیلی تاریک است

    - پرده را کنار می‌زنید، لامپ قوی‌تری جایگزین می‌کنید.

    - این یعنی: امتحان چند گزینه برای رسیدن به نتیجه بهتر.

 

۱۴. در مکالمه با کسی سوءتفاهم پیش می‌آید

    - جمله‌تان را دوباره ساده‌تر بیان می‌کنید یا مثال می‌زنید.

    - این یعنی: تغییر روش ارتباط وقتی خروجی مطلوب نگرفته.

 

همیشه یادمان باشد،هیچ مسئله‌ای بزرگ نیست؛ وقتی در درونمان توانایی پیدا کردن راه را بلدیم.

 

۱۵. گوشی کند شده است

    - ری‌استارت می‌کنید، فایل‌های اضافه را پاک می‌کنید، یا برنامه‌های غیرضروری را می‌بندید.

    - این یعنی: شروع از راه‌حل‌های کم‌هزینه و محتمل.

 

۱۶. لباس‌ها بعد از شست‌وشو خوب تمیز نمی‌شوند

    - شوینده را عوض می‌کنید، حجم لباس را کمتر می‌کنید، یا برنامه شست‌وشو را تغییر می‌دهید.

    - این یعنی: تغییر ورودی‌ها و روش.

 

سال‌هاست حل مسئله را تمرین کرده‌ایم، فقط بی‌مدرک و بدون‌عنوان.

 

۱۷. عدم تمرکز در مطالعه

    - گوشی را دور می‌گذارید، جای مطالعه را عوض می‌کنید، زمان را کوتاه‌تر می‌کنید.

    -این یعنی: مدیریت عوامل مزاحم.

 

۱۸. صف طولانی فروشگاه آزاردهنده است

    - زمان خرید را عوض می‌کنید یا فروشگاه دیگری را انتخاب می‌کنید.

    - یعنی: مسئله را از زاویه زمان و مکان حل کردن.

 

۱۹. عدم یادآوری اسمها

    - آن را با یک تصویر، آدم دیگر، یا ویژگی خاص پیوند می‌دهید.

    - این یعنی: ساختن قلاب ذهنی.

 

نکته‌ی مهم:

در تمامی مثالهای ذکر شده یک فرآیند وجود دارد

- یک مشکل را حس می‌کنیم

- حدسی درباره‌ی علت می‌زنیم

- یک تغییر کوچک می‌دهیم

- نتیجه را می‌بینیم

- اگر جواب نداد، روش را عوض می‌کنیم

 

این یعنی همان #حل_مسئله، فقط در مقیاس کوچک و غیررسمی.

 

از مدیریت زندگی روزمره تا حل مسائل بزرگ؛ قدرت از همین‌جا شروع می‌شود.

همین حالا می‌توانید برای سال پیش‌رو مهارت حل مساله‌ی خود را ارتقا دهید.

شما چه ایده ها و مثالهای کوچکی برای حل مساله برگرفته از زندگی روزمره به ذهنتان خطور می‌کند؟

آنها را در قسمت نظرات با من به اشتراک بگذارید.

 

تولید محتوامدیریت زندگیحل مسالهکپی رایتینگمهارت نرم
۵
۴
پوریا تشکری
پوریا تشکری
محل تمرینات نویسندگی، تولید محتوا و کپی رایتینگ من
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید