حل مسئله از همینجا شروع میشود؛ از زندگی واقعی.
خیلی از آدمها #حل_مسئله را بلدند، اما نه به شکل رسمی و آگاهانه. در زندگی روزمره مدام داریم مسئلهها را تشخیص میدهیم، گزینه میسازیم، امتحان و اصلاح میکنیم؛در خانه، در روابط،در کار و درس و... فقط اسمش را «حل مسئله» نمیگذاریم.
همین حالا هم در دل شلوغیهای روزمره، بحرانهای کوچک، تصمیمهای سریع و مسئولیتهای همزمان، داریم مسئله حل میکنیم.
از کوچکترین تصمیمهای روزانه تا پیچیدهترین موقعیتهای زندگی، بارها راه را یافتهایم، مسیر ساختهایم و مشکل را به فرصت تبدیل کردهایم.
فقط یادمان رفته هر روز غیرممکنهای کوچک را ممکن میکنیم.
پس بیایید با ۱۹ مثال ساده شفافتر آن را موشکافی کنیم:
۱. آب دیرتر از معمول جوش میآید
- شعله را بیشتر میکنید، درِ قابلمه را میگذارید، یا ظرف کوچکتری انتخاب میکنید.
- این یعنی: تشخیص مشکل + تغییر متغیر.
۲. موبایل زود شارژ خالی میکند
- نور صفحه را کم میکنید، اینترنت را خاموش میکنید، برنامههای باز را میبندید.
- این یعنی: پیدا کردن علتهای محتمل + آزمودن راهحل ساده.
حل مسئله، مهارتی که سالهاست زندگیاش میکنیم
۳. هر روز دیر به محل کار میرسد
- ساعت را ۱۵ دقیقه جلو میگذارید یا لباستان را از شب قبل آماده میکند.
- یعنی: حذف گلوگاه.
۴. چای همیشه خیلی شیرین میشود
- بهجای دو قاشق، یک قاشق شکر میریزید.
- یعنی: تنظیم تدریجی براساس بازخورد.
۵. کلیدها مدام گم میشوند
- یک ظرف کنار در گذاشته و همیشه کلید را همانجا میگذارید.
- یعنی: ساختن سیستم برای جلوگیری از تکرار مشکل.
همگی ما استاد حل مسئلهایم؛ فقط کسی تا به حال اینطور صدایمان نکرده.
۶. کفش پا را میزند
- جوراب ضخیمتر میپوشید، چسب زخم میزنید، یا بند را جور دیگری میبندید.
- این یعنی: کاهش اثر مشکل وقتی حذف کامل فوری آن ممکن نیست.
۷. غذا ته میگیرد
- شعله را کمتر میکنید، زمان را کم میکنید، یا کمی آب اضافه میکنید.
- یعنی: اصلاح روش براساس تجربه قبلی.
۸. فراموش میکنید دارو بخورید
- آن را کنار مسواک میگذارید یا روی گوشی یادآور تنظیم میکنید.
- این یعنی: استفاده از نشانههای محیطی.
آنچه به آن میگوییم «چاره پیدا کردن»، دانشگاه به آن میگوید Problem Solving.
۹. کیف همیشه شلوغ و بههمریخته است
- وسایل را در جیبهای مشخص یا کیفهای کوچکتر دستهبندی میکنید.
- این یعنی: سازماندهی برای کاهش اصطکاک.
۱۰. بچه غذا نمیخورد
- ظرف را عوض میکنند، شکل غذا را جذابتر میکنید، یا زمان دیگری امتحان میکنید.
- این یعنی: تغییر ارائه بهجای اصرار بر یک روش.
راهحلهای کوچکمان، نشانهی یک مهارت بزرگاند.
۱۱. کمبود وقت در صبحها
- صبحانهی سادهتر انتخاب میکنید یا وسایل را شب قبل آماده میگذارید.
- این یعنی: سادهسازی فرایند.
۱۲. فراموشی در خرید
- همان لحظه که چیزی تمام میشود، لیست خرید را در گوشی یا در برگهای روی در یخچال مینویسید.
- یعنی: ثبت مسئله در زمان وقوع.
۱۳. اتاق خیلی تاریک است
- پرده را کنار میزنید، لامپ قویتری جایگزین میکنید.
- این یعنی: امتحان چند گزینه برای رسیدن به نتیجه بهتر.
۱۴. در مکالمه با کسی سوءتفاهم پیش میآید
- جملهتان را دوباره سادهتر بیان میکنید یا مثال میزنید.
- این یعنی: تغییر روش ارتباط وقتی خروجی مطلوب نگرفته.
همیشه یادمان باشد،هیچ مسئلهای بزرگ نیست؛ وقتی در درونمان توانایی پیدا کردن راه را بلدیم.
۱۵. گوشی کند شده است
- ریاستارت میکنید، فایلهای اضافه را پاک میکنید، یا برنامههای غیرضروری را میبندید.
- این یعنی: شروع از راهحلهای کمهزینه و محتمل.
۱۶. لباسها بعد از شستوشو خوب تمیز نمیشوند
- شوینده را عوض میکنید، حجم لباس را کمتر میکنید، یا برنامه شستوشو را تغییر میدهید.
- این یعنی: تغییر ورودیها و روش.
سالهاست حل مسئله را تمرین کردهایم، فقط بیمدرک و بدونعنوان.
۱۷. عدم تمرکز در مطالعه
- گوشی را دور میگذارید، جای مطالعه را عوض میکنید، زمان را کوتاهتر میکنید.
-این یعنی: مدیریت عوامل مزاحم.
۱۸. صف طولانی فروشگاه آزاردهنده است
- زمان خرید را عوض میکنید یا فروشگاه دیگری را انتخاب میکنید.
- یعنی: مسئله را از زاویه زمان و مکان حل کردن.
۱۹. عدم یادآوری اسمها
- آن را با یک تصویر، آدم دیگر، یا ویژگی خاص پیوند میدهید.
- این یعنی: ساختن قلاب ذهنی.
نکتهی مهم:
در تمامی مثالهای ذکر شده یک فرآیند وجود دارد
- یک مشکل را حس میکنیم
- حدسی دربارهی علت میزنیم
- یک تغییر کوچک میدهیم
- نتیجه را میبینیم
- اگر جواب نداد، روش را عوض میکنیم
این یعنی همان #حل_مسئله، فقط در مقیاس کوچک و غیررسمی.
همین حالا میتوانید برای سال پیشرو مهارت حل مسالهی خود را ارتقا دهید.
شما چه ایده ها و مثالهای کوچکی برای حل مساله برگرفته از زندگی روزمره به ذهنتان خطور میکند؟
آنها را در قسمت نظرات با من به اشتراک بگذارید.