ویرگول
ورودثبت نام
Loran 09197731742
Loran 09197731742نویسنده زندگی نامه واقعیت
Loran 09197731742
Loran 09197731742
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

ادامه‌ی زندگی من

دیگ چیزی یادم نمیاد تا۵سالگی وقتی خواستن ختنه ام کنن انگار یه تکونی های خورده بود زندگیمون پدرم ماشین داشت خونه اجاره کرده بود توی کارخونه بزرگ شهرمون مشغول به کار شده بود انگار همه چیز اوکی بود مراسم خوشگل شادی برام گرفته بودن منم خوشحال بودم تا قبل اینک ختنه ام‌کنن بعدش سر کننده زد باز شاد شدم خلاصه تاجایی که بچه محل هام بامن بازی نمیکردن انگار غریبه بودم یا خیلی ضعیفه بودم درسته چندتای دوست خیلی ازخودم داغون تر داشتم ولی همیشه دوست داشتم پیش قوی تر باشم تاجایی که خیلی وقت ها این‌قدر دوست رفیق داشتم باشون بازی می‌کردم ولی همیشه قسمت تنهایی من سرجاش بود پر نمیشد چون اون‌تنهای من از درون خانواده بود هیچ وقت پدرم محبت بهم نمی‌کرد مادرم منو نمی‌خواست وقتی همه با ذوق شوقی می‌رفتند مدرسه من شش ساله با لباس دمپای شلوار بزرگ کهنه بچه محل هام میرفتم اون بی شرف هام همیشه منو‌ مسخره میکردن نشونم میدادن که لباس من تنشه عه شلوارش مال من نداد نصفه کنه کتاب کنه دار نصفه من

دوستلباس
۷
۰
Loran 09197731742
Loran 09197731742
نویسنده زندگی نامه واقعیت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید