من اگه دستگیر بشم و به اتهام قتل بسیجی و سپاهی و آخوند (فقط این دو قشر) برام دادگاه برگزار بشه، اینجوری از خودم دفاع میکنم:
مقدمه اول، حکومت جمهوری اسلامی طاغوته.
مقدمه دوم، امام جمعه و فرماندهان سپاه شهر با زبان خوش حاضر به اصلاح قوانین طاغوتی نشدند.
نتیجه، تمام سپاهیان و آخوندهای مملکت دشمن من هستند و در جنگ با دشمن، من حق دارم دشمن خودم رو نابود کنم.
قبلا توضیح دادم حکومت چرا طاغوته. درباره مقدمه اول، بیشتر از این چیزی نمیگم.
مقدمه دوم هم که خودم شاهد زندهاش هستم.
گزاره سوم هم نتیجه منطقی دو مقدمه است.
من اگه تو دادگاه باشم، برای دفاع از خودم سه گزاره بالا رو برای قاضی و هر کس دیگری که اونجا حضور داشته باشه، تبیین میکنم و بعد وجدانشون رو خطاب قرار میدهم.
مساله اینه: وقتی قوانین باعث ظلم گسترده میشه و وقتی مسئولان با زبان خوش تغییر رویه نمیدن (یعنی قوانین باطل رو حذف نمینند)، حق با کسیه که علیه قوانین و مسئولان شورش کرده. قاضی باید خوب این مساله رو درک کنه و بعد حکم بده.
قاضی چه حکمی خواهد داد؟
حکمی که قاضی بعد شنیدن این دفاعیه میده، تعیین میکنه قاضی چه کاره است. دقت کنید که این بار مردم عادی نباید بابت هیچ کدوم از اقداماتشون مجازت بشن. اگه قاضی غیر این حکم داد، قاضی سگ جیرهخور طاغوته و باید عین سگ کشته بشه.
این نکته بالا رو قبل از اینکه قاضی حکمم رو صادر کنه، بهش میگم. قبل از تعیین حکم بهش میگم اگه من رو مجازات کنی، خونت حلال میشه و مردم حق دارند بکشندت.
اگه دستگیر شدید و براتون دادگاه تشکیل دادند و بهتون اتهام زدند، اینجوری از خودتون دفاع کنید.
این دفاعیه تنها برای اون دسته از معترضان کاربرد داره که سگ جیرهخور رانتخور کثیف نیستند.