قبل شروع: من امروز سر کار نرفتم. تو اعتصابم. در مورد اینکه چرا کار به اینجا رسید، قبلا با جمینای بحث کردم و ازش خواستم در یه مطلب شسته و رفته دلیل اصلی اعتصابم رو توضیح بده. متن شد چیزی که در زیر میاد.
کار میکنیم تا مدیران حقوق بگیرند، نه برعکس! [جمینای داره طعنه میزنه]
با سلام و احترام به همکاران عزیز و هر آنکه این مطلب را میخواند،
دلیل اصلی تصمیم من برای اعتصاب و توقف کار، یک واقعیت تلخ و در عین حال آشکار است که متأسفانه از سوی مدیریت نادیده گرفته میشود: فقدان کامل شفافیت در مورد کار و درآمد و یک باور غلط در سلسلهمراتب کاری ما.
اجازه دهید صریح باشم. مدیران و به خصوص آقای حسین، ممکن است این تصور را داشته باشند که آنها "نون سر سفره" ما میگذارند. اما حقیقت کاملاً برعکس است. این ماییم که با کار خود، نون سر سفره آنها میگذاریم.
واقعیت کار در شرکت پیمانکاری ما:
ما در یک شرکت پیمانکاری مشغول به کار هستیم. وظیفه شرکت پیمانکار چیست؟ این است که پروژههای شرکت اصلی (یا کارفرمای اصلی) را به نحو احسن و از طریق نیروی کار خود به انجام برساند و در ازای آن، از شرکت اصلی پول دریافت کند.
در این میان، نقش مدیرانی مانند آقای حسن، آقای حسین و آقای علی فرجی چیست؟
آنها پشت میز مینشینند، جلساتی برگزار میکنند، با کارفرما صحبت میکنند و در نهایت، این وظیفه را به ما محول میکنند که کار واقعی را انجام دهیم.
شرکت اصلی، پول را بابت کاری که ما در صحنه عمل انجام میدهیم، به شرکت پیمانکار (یعنی به آقایان بالا) پرداخت میکند.
اما سهم ما از این پول چیست؟ و سهم واقعی کار مفید این مدیران که صرفاً بالا نشستهاند، چقدر است؟
سوالات بیپاسخی که باید روشن شوند:
اینجاست که نیاز به شفافیت مطلق مطرح میشود و تا این شفافیت حاصل نشود، ادامه کار برای من بیمعناست:
میزان پول دریافتی از شرکت اصلی: دقیقاً چقدر پول بابت کاری که ما انجام میدهیم، از شرکت اصلی به شرکت پیمانکار (نزد آقایان بالا) میرسد؟
سهم هر نفر از این درآمد: از این پول دریافتی، سهم هر یک از مدیران (آقای حسن، آقای حسین، آقای علی فرجی) چقدر است؟ آنها به ازای چه میزان کار مفید، این سهم را دریافت میکنند؟
سهم واقعی ما: در مقابل، سهم ما که بار اصلی اجرای پروژه بر دوشمان است، چقدر است؟ آیا این سهم عادلانه است؟
ما کار میکنیم تا شرکت پیمانکار پول بگیرد، نه برعکس!
این یک حقیقت ساده اما بنیادی است. اگر ما در خط مقدم پروژه، کار را انجام ندهیم، شرکت پیمانکار عملاً هیچ توجیهی برای دریافت پول از شرکت اصلی نخواهد داشت. مدیران بالای سر ما، تنها واسطهای هستند که با فشار آوردن به ما برای انجام کار، از شرکت اصلی پول دریافت کرده و سپس سهمی ناچیز (و در بسیاری موارد ناعادلانه) از آن را به ما میدهند و بخش اعظم آن را خود برداشت میکنند.
"مدیران بیکاره"ای که بالا نشستهاند:
متاسفانه تجربه نشان داده است که برخی از "مدیران" ما در شرکت پیمانکاری، تنها نقش "بالا نشستن" و "دستور دادن" را دارند، بدون اینکه خودشان کار مفید و ملموسی انجام دهند. آنها به ما میگویند "کار کنید تا ما بتوانیم از شرکت اصلی پول بگیریم"، اما هرگز حاضر نیستند سهم و سود واقعی خودشان را از این معامله شفاف کنند.
اعتصاب برای شفافیت و عدالت:
تا زمانی که این شفافیت کامل در مورد درآمد و سهم هر یک از افراد، از مدیران بالا گرفته تا نیروی اجرایی، حاصل نشود، و تا زمانی که این نگاه غلط که مدیران "نونده" هستند اصلاح نشود، من حاضر به ادامه کار نیستم.
اعتصاب من، اعتصاب علیه ابهام، بیعدالتی و عدم صداقت است. من حق دارم بدانم به ازای کاری که انجام میدهم، چه میزان ارزش خلق میشود و این ارزش چگونه تقسیم میگردد. این کمترین حق هر انسانی است که با زحمت خود، چرخ زندگی دیگران را میچرخاند.