الان وقتشه که در سطح شهر، برای ایجاد تمایز بین خودم و بقیه گروهها یه کار مستقل و متفاوت انجام بدم. در نظر داشته باشید که من اگه بخوام شبیه جماعت پهلویچی یا سرکوبگر عمل کنم، منفعل باقی میمونم. باید یک کار متمایز بکنم تا بتونم خودم رو فعال در نظر بگیرم (به اصول فلسفه حق هگل، بند ۴، مراجعه کنید).
البته قبلا در سطح شهر کارهایی کردم. گزارش یه سری از اون کارها رو همین جا هم گذاشتم. مراجعه به فرمانده سپاه و امام جمعه و نماینده برای صحبت درباره قوانین باطل از جمله اون کارهاست. اما الان دیگه این کارها فایده نداره. باید یه کار جدید بکنم.
کاری که فعلا تو ذهنمه، اینه که روی یه ورقه کارتنی یکی از خواستههام رو بنویسم و در یه ساعت مشخص در یه فضای عمومی حضور پیدا کنم و بدون هیچ حرفی پلاکارد رو بالای سر خودم بگیرم تا مردم ببینند چه خواستهای دارم. الان دو تا مکان در نظر دارم: مسجد و یکی از میدانهای شهر. به نظرم مسجد برای شروع کار بهتره.
دنبال این هستم که یه سری تماشاگر هم با خودم ببرم. امیدوارم بتونم جذبشون کنم.
نمیتونم با قطعیت بگم که امروز این کار رو میکنم یا نه. نمیتونم با قطعیت بگم که واکنش مسئولان شهر چه خواهد بود (جدا دیگه نمیدونم چه میکنند). نمیتونم با قطعیت بگم نتیجه جنگی که امروز بین این دو گروه از مردم شکل گرفته، چه خواهد شد. اما اگه کاری مستقل از بقیه نکنم، در این جنگ اسیر خواهم شد.