خامنهای تا الان که حاضر نشده با ترامپ صلح کنه و من یه نظریه برای تبیین این رفتارش دارم. فکر میکنم میخواد ادای حسین رو دربیاره. میخواد نشون بده که حاضره بمیره اما تن به حرف زور نده و احتمالا حتی امیدواره که این مرگ، زمینه زوال و سقوط امپراطوری ایالات متحده رو فراهم کنه.
اما اگه این رانه خامنهای باشه، ریده. اول اینکه حسین قصد نداشت با مرگ خودش حکومت یزید رو نابود کنه یا بساط ظلم رو برچینه. حسین چارهای جز مرگ نداشت. دقت کن که حسین اگه از ترس جونش با یزید بیعت میکرد، دیگه نمیتونست از غیر خودش بخواد تن به ظلم نده. این خیلی مهمه. و میخوام دقت کنی که حسین نمیتونست تقیه کنه. اما کاری که حسین کرد، به دیگران اجازه داد که برای فرار از مرگ تقیه کنند. متوجه میشی؟
دوم، حسین شب قبل جنگ از همه خواست که اگه نمیخوان بمیرند، صحنه جنگ رو ترک کنند. اما اگه نظریهام در مورد خامنهای درست باشه، این آدم برای خودخواهی خودش سرنوشت یه ملت رو به گروگان گرفته. این دو تفاوت بسیار مهماند. باز هم میگم.
اگه نظریه من درست باشه، این دو تفاوت باعث میشه که حسین شهید راه حق باشه و خامنهای صرفا یه کسخل متوهم.
پ.ن: امیدوارم مسئولان ویرگول متوجه باشند که این توهین نیست. من حق دارم از خامنهای بپرسم چرا داره این کارها رو میکنه. حتی حق دارم درباره این رفتارش نظریهپردازی کنم. طبیعتا خامنهای وظیفه داره به من پاسخ بده. باید بگه که درست فهمیدم یا نه. اگه نظریه من درست باشه، این حرفها دیگه توهین نیست. اگه درست نباشه، ازش عذرخواهی خواهم کرد. خیلی ساده است. بازی آزادی بیان این شکلیه.