
انقلاب انگلیس در قرن هفدهم یکی از مهمترین دورههای تاریخ اروپا بود که مسیر سیاسی، اجتماعی و مذهبی کشور را برای همیشه تغییر داد. این دوره، شامل جنگهای داخلی انگلیس، اعدام چارلز اول، جمهوری کوتاهمدت، بازگشت سلطنت، و در نهایت انقلاب شکوهمند (1688) میشود. این تحول تاریخی نمایانگر کشمکش پیچیده میان قدرت پادشاهی، پارلمان، مذهب و جامعه بود. علتهای این انقلاب را میتوان در اختلافات سیاسی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی جستجو کرد و پیامدهای آن تا امروز در قانون اساسی و سنتهای سیاسی انگلیس محسوس است.
چارلز اول، پادشاه انگلیس، تلاش کرد تا قدرت مطلقه سلطنت را بازگرداند. او بر این باور بود که سلطنت حق ذاتی قانونگذاری و مالیاتگیری دارد و پارلمان نباید در امور حکومتی دخالت کند. این نگرش با پارلمان انگلیس، که نماینده طبقه متوسط و اشراف بود، به شدت در تضاد بود.
یکی از نقاط بحران، مسائل مالی بود. چارلز بدون تصویب پارلمان مالیاتهای جدید وضع میکرد، از جمله «Ship Money» که مالیات دریایی بود و بر شهرها و شهرستانها اعمال میشد. پارلمان این اقدامات را نقض قانون اساسی و محدود کردن حقوق شهروندان میدانست و این اختلافها به تدریج به یک بحران سیاسی شدید تبدیل شد.
چارلز و همسرش، هنریتا ماریا (Catholic)، تمایل داشتند آیینها و سنتهای کلیسای انگلیس را به سمت سبک کاتولیک نزدیک کنند. این حرکت باعث شد پروتستانها و بهخصوص پرتیانها (Puritans) احساس تهدید کنند. اختلاف مذهبی تنها به یک نزاع ایدئولوژیک محدود نشد، بلکه به تقسیمات سیاسی و اجتماعی نیز تبدیل شد، زیرا بسیاری از اشراف، بازرگانان و کشاورزان پروتستان از چارلز رویگردان شدند.
بحرانهای اقتصادی و فشارهای مالی بر مردم، به ویژه کشاورزان و طبقه متوسط، نارضایتیهای گسترده ایجاد کرد. افزایش مالیاتها و تورم، و ناکارآمدی دولت، زمینه را برای حمایت مردم از پارلمان و شورشهای محلی فراهم کرد.
جنگهای داخلی انگلیس (1642–1651)
طرفهای درگیر
پادشاهگرایان
حامیان چارلز اول و سلطنت مطلقه.
عمدتاً از طبقه اشراف و ساکنان مناطق روستایی.
شعار: حفظ سنتها و اقتدار پادشاهی.
پارلمانیها
حامیان پارلمان و محدودسازی قدرت پادشاه.
شامل طبقه متوسط شهرنشین، کشاورزان، و نیروهای مسلح مدرن.
شعار: حکومت قانون، محدودیت سلطنت، و آزادی مذهبی برای پروتستانها.
جنگ داخلی اول (1642–1646)
چارلز اول قیام علیه پارلمان را اعلام کرد. اولیور کرامول با تشکیل ارتش نوین پارلمانی (New Model Army)، نظم نظامی و کارایی بالایی ایجاد کرد.
نبردهای مهم:
نبرد مارستون مور (1644): پیروزی پارلمانیها، تضعیف سلطنتطلبان.
نبرد نسبی (1645): شکست جدی چارلز و آغاز روند تسلیم سلطنتطلبان.
در نهایت، چارلز مجبور به تسلیم به اسکاتلندیها شد و جنگ اول به نفع پارلمان پایان یافت.
جنگ داخلی دوم (1648–1649)
چارلز تلاش کرد با حمایت سلطنتطلبان و اسکاتلندیها قدرت خود را بازگرداند. این جنگ منجر به محاکمه و اعدام چارلز اول (1649) شد. این اقدام بیسابقه در تاریخ اروپا، نقطه عطفی در کاهش سلطنت مطلقه بود.
جنگ داخلی سوم (1649–1651)
پس از اعدام چارلز، شورشها در اسکاتلند و ایرلند رخ داد. سلطنتطلبان هنوز تلاش میکردند سلطنت را بازگردانند.
اولیور کرامول با سرکوب شورشها کنترل را حفظ کرد.
نبرد وسترنسیل (1651)، آخرین نبرد عمده سلطنتطلبان، منجر به تثبیت قدرت جمهوری شد.
جمهوری کوتاهمدت 1660-1649
انگلیس به جمهوری تبدیل شد و کرامول قدرت اجرایی و نظامی را در دست گرفت.
اصلاحات مذهبی و اجتماعی اجرا شد و پارلمان بر قوانین و امور مالی نظارت داشت.
اما نارضایتی عمومی باعث شد سلطنت دوباره بازگردد
بازگشت سلطنت: چارلز دوم و جیمز دوم
چارلز دوم (1660–1685)
پسر چارلز اول و سلطان بازگشت سلطنت پس از جمهوری
ثبات نسبی سیاسی و اقتصادی ایجاد کرد.
تلاش کرد با پروتستانها و کاتولیکها مصالحه کند، اما اختلافات مذهبی همچنان پابرجا بود.
توسعه تجارت، بازسازی اقتصادی و تقویت نیروی دریایی از سیاستهای مهم او بود.
جیمز دوم (1685–1688)
برادر چارلز دوم و آشکارا کاتولیک.
تلاش برای سلطنت مطلقه و آزادی مذهبی برای کاتولیکها.
اقدامات او باعث مخالفت گسترده پارلمان و اشراف شد و بحران سیاسی عمیقی ایجاد کرد.
ویلیام سوم و ماری دوم
ویلیام سوم، دوک اورانژ از هلند، و همسرش ماری دوم، دختر جیمز دوم، شخصیتهای کلیدی انقلاب بودند.
«Immortal Seven»، گروهی از اشراف انگلیس، ویلیام را دعوت کردند تا سلطنت را از جیمز بگیرد.
ورود ویلیام با ارتش هلندی بدون جنگ گسترده، سلطنت را تغییر داد.
جیمز دوم به فرانسه گریخت و سلطنت مشروطه تثبیت شد.
تصویب Bill of Rights (1689)، حقوق پارلمان و آزادیهای شهروندی را تضمین کرد.
سلطنت مشروطه، پایان سلطنت مطلقه و آغاز ثبات سیاسی در انگلیس بود.
پیامدهای انقلاب انگلیس
پایان سلطنت مطلقه و تثبیت سلطنت مشروطه
تقویت حاکمیت قانون و پارلمان
محدود شدن نفوذ کاتولیکها و تثبیت پروتستانتیزم
آغاز ثبات سیاسی و اقتصادی طولانیمدت
الگو و الهامبخش برای سایر کشورهای اروپایی در تعادل قدرت میان سلطنت و پارلمان