
شهر درسدن، پایتخت ایالت زاکسن آلمان، پیش از جنگ جهانی دوم به دلیل ثروت تاریخی و فرهنگی بینظیرش شناخته میشد. این شهر که به "فلورانس بر کرانه البه" یا "جعبه جواهر" ملقب بود، مملو از ساختمان های باشکوه با سبک های معماری گوتیک و باروک بود. به منظور حفظ این فضای تاریخی، بیشتر صنایع در حومه شهر مستقر شده بودند. با این حال، درسدن در دوران جنگ، یک قطب مهم صنعتی و ارتباطی برای رژیم نازی نیز بود. کارخانه های متعددی در این شهر و اطراف آن به تولید مهمات، قطعات هواپیما و سایر جنگ افزارها مشغول بودند و شبکه های راهآهن و جادهای آن، شریان حیاتی برای انتقال سربازان، تانک ها و توپخانه به جبهه شرق محسوب میشد. همچنین، با پیشروی ارتش شوروی، صدها هزار آواره آلمانی به این شهر پناه آورده بودند، که تراکم جمعیت آن را به شدت افزایش داده بود.
تا فوریه ۱۹۴۵، جنگ جهانی دوم در اروپا به مرحله پایانی خود نزدیک میشد. نیروهای شوروی از شرق به سرعت پیشروی میکردند و تنها ۲۵۰ کیلومتر تا درسدن فاصله داشتند. از سوی غرب، متفقین نیز در حال پیشروی بودند. در این شرایط، فرماندهی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا استدلال میکرد که درسدن بزرگترین شهر بمباران نشده آلمان باقی مانده است.
اساس جمع بندی فرماندهان متفقین، حمله به درسدن میتوانست با مختل کردن انتقال تجهیزات نظامی آلمان و ایجاد هرج و مرج در تخلیه آوارگان از مناطق شرقی، به پیشروی ارتش شوروی کمک کند. همچنین، ایجاد یک حمله گسترده و ویرانگر میتوانست روحیه نظامی و سیاسی آلمان را درهم بشکند و روند تسلیم را تسریع بخشد.
گزارش های اطلاعاتی متفقین مدعی بودند درسدن میزبان ۱۱۰ کارخانه و حدود ۵۰،۰۰۰ کارگر در صنایع پشتیبانی جنگ بود. این کارخانهها شامل تولید قطعات الکترونیکی، اپتیک و تجهیزات نظامی بودند. بنابراین، از دیدگاه برنامه ریزان نظامی، درسدن یک هدف نظامی مشروع محسوب میشد.
سال ۱۹۴۵، تاکتیکهای بمباران استراتژیک متفقین به بلوغ کامل رسیده بود. تجربه بمباران شهرهایی مانند هامبورگ در عملیات گومورا (ژوئیه ۱۹۴۳) نشان داده بود که ترکیب بمبهای انفجاری سنگین و بمبهای آتشزا میتواند باعث ایجاد "طوفان آتش" شود؛ پدیدهای که در آن آتش به قدری بزرگ میشود که هوای اطراف را با سرعت به درون خود میکشد و باعث تخریب کامل یک ناحیه گسترده میگردد.
حمله به درسدن در چهار موج اصلی طی سه روز انجام شد. این عملیات یک کار مشترک بین نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (در شب) و نیروی هوایی ایالات متحده (در روز) بود.
موج اول (شب ۱۳ فوریه): حدود ۸۰۰ بمبافکن سنگین آورو لانکاستر نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، با هدایت هواپیماهای مسیریاب، به سمت درسدن پرواز کردند. هواپیماهای مسیریاب با انداختن منور (flare)، محدوده بمباران را در مرکز شهر، حول محور استادیوم ورزشی اوستراگه، مشخص کردند. این موج تنها در ۲۵ دقیقه، حدود ۱۸۰۰ تن بمب بر روی شهر ریخت. این بمبها عمدتاً از نوع انفجاری قوی بودند که هدفشان تخریب ساختمانها و باز کردن مسیر برای موج بعدی بود.
موج دوم (دیروقت ۱۳ فوریه): حدود سه ساعت پس از موج اول، دومین گروه از بمبافکنهای بریتانیایی به شهر رسیدند. این بار بار اصلی، بمبهای آتشزا (از جمله بمبهای بشکهای حاوی ناپالم و مواد منفجره) بود که بر روی زیرساختهای آسیب دیده موج اول ریخته شد. ترکیب این دو موج، شرایط لازم برای ایجاد طوفان آتش را فراهم آورد.
موجهای سوم و چهارم (۱۴ و ۱۵ فوریه): همانطور که در جنگ مرسوم بود، نیروی هوایی ایالات متحده در روزهای بعد عملیات را ادامه داد. در این دو روز، ۵۲۷ بمبافکن سنگین بوئینگ بی-۱۷ فلایینگ فورترس، تحت محافظت ۷۸۴ جنگنده پی-۵۱ ماستنگ، به اهداف درون و اطراف شهر حمله کردند. هدف اولیه آنها ایستگاه راهآهن و شبکه حملونقل شهر بود، اما به دلیل شرایط جوی و دقت محدود بمباران در آن دوران، بمبهای آنها بر بخشهای وسیعی از شهر فرود آمد.
آمار کلی عملیات: در مجموع، بیش از ۳۹۰۰ تن بمب انفجاری و آتشزا بر روی درسدن فرو ریخته شد. برآورد میشود حدود ۶۵۰،۰۰۰ بمب آتشزا در این حملات استفاده شده باشد.

ترکیب بمبهای انفجاری و آتشزا باعث ایجاد یک طوفان آتش عظیم شد. این پدیده هوایی، دمایی معادل ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد ایجاد کرد و مساحتی به وسعت ۱۵ مایل مربع (۳۹ کیلومتر مربع) از مرکز شهر را کاملاً نابود نمود. طوفان آتش، اکسیژن را از محیط میمکید، به طوری که حتی افرادی که در پناهگاهها بودند بر اثر خفگی جان میباختند. اجساد بسیاری به حدی سوخته بودند که غیرقابل شناسایی شده و ناچاراً در محل جمعآوری و سوزانده شدند تا از شیوع بیماری جلوگیری شود.
· تلفات انسانی: برآورد دقیق تعداد کشتهها همواره محل مناقشه بوده است. مقامات محلی آلمان بلافاصله پس از جنگ، رقم حدود ۲۵،۰۰۰ نفر را اعلام کردند که امروزه از سوی بسیاری از مورخان مستقل پذیرفته شده است. با این حال، در جریان جنگ و پس از آن، تبلیغات نازیها این رقم را تا ۲۰۰،۰۰۰ نفر بالا برد. برخی منابع دیگر، مانند نویسنده آمریکایی کرت وانهگت که خود در درسدن اسیر بود و شاهد ماجرا بود، در کتاب "سلاخخانه شماره پنج" رقم ۱۳۴،۰۰۰ کشته را ذکر کرده است. پژوهشهای تاریخی اخیر (مانند یک کمیسیون رسمی در سال ۲۰۱۰) رقم کشتهشدگان را بین ۲۲،۷۰۰ تا ۲۵،۰۰۰ نفر برآورد میکنند.
بخش اعظم مرکز تاریخی شهر با بناهای نمادینش ویران شد. دستکم ۱۲،۰۰۰ خانه و حدود ۷۰۰ آپارتمان بهطور کامل از بین رفتند. گزارش نیروی هوایی آمریکا در سال ۱۹۵۳ ادعا کرد که ۲۳٪ از ساختمانهای صنعتی و حداقل ۵۰٪ از ساختمانهای مسکونی شهر نابود یا به شدت آسیب دیدهاند. کرت وانهگت، صحنه پس از حمله را اینگونه توصیف میکند: "دیگر مثل سطح ماه شده بود، چیزی جز مواد معدنی نبود. سنگها هم داغ شده بودند. در آن حوالی آدم زندهای دیده نمیشد".
وزارت تبلیغات رایش به رهبری یوزف گوبلس، بلافاصله از این فاجعه برای اهداف تبلیغاتی استفاده کرد. آنها ادعا کردند درسدن فقط یک شهر فرهنگی بیگناه بوده و هیچ هدف نظامی مهمی در آن وجود نداشته است. نازیها با تکیه بر آمار کشته ها، سعی در محکوم کردن متفقین به بربریت و بسیج نهایی مردم آلمان داشتند. گفته میشود گوبلس از شدت خشم به هرمان گورینگ، فرمانده نیروی هوایی آلمان، حمله لفظی شدیدی کرد.