
جنگ ائتلاف سوم (۱۸۰۳–۱۸۰۶) یکی از سرنوشتسازترین دورههای جنگهای ناپلئونی بود؛ جنگی که نهتنها توازن قدرت اروپا را بر هم زد، بلکه پایان عملی «امپراتوری مقدس روم» و تثبیت ناپلئون بهعنوان قدرت برتر قاره را رقم زد. این جنگ ادامهٔ مستقیم تنشهایی بود که پس از انقلاب فرانسه آغاز شده و با جاهطلبیهای امپراتوری ناپلئون بوناپارت وارد مرحلهای تازه شد.پس از فروپاشی صلح آمیین در سال ۱۸۰۳، بریتانیا بار دیگر با فرانسه وارد جنگ شد. لندن نگران سلطهٔ اقتصادی و دریایی فرانسه و نفوذ فزایندهٔ آن در اروپا بود. ناپلئون نیز که خود را امپراتور فرانسه اعلام کرده بود، بهسرعت شروع به سازماندهی ارتشی عظیم در سواحل کانال مانش کرد تا زمینهٔ حمله به بریتانیا را فراهم کند. این تهدید، دیگر قدرتهای بزرگ قاره را به وحشت انداخت و زمینهٔ شکلگیری ائتلاف سوم را فراهم ساخت.
ائتلاف سوم متشکل از بریتانیا، امپراتوری اتریش، روسیهٔ تزاری، سوئد و پادشاهی ناپل بود. بریتانیا نقش تأمین مالی و دریایی را بر عهده داشت، اتریش و روسیه ستونهای اصلی نیروی زمینی بودند و سایر اعضا نقشهای فرعیتر ایفا میکردند. هدف مشترک همهٔ آنها مهار قدرت ناپلئون و بازگرداندن موازنهٔ قدیمی اروپا بود، اما اختلاف در اهداف و زمانبندی عملیات، از همان ابتدا این ائتلاف را رو کرد.
سال ۱۸۰۵، ناپلئون با درکی دقیق از کندی و ناهماهنگی دشمنانش، نقشهای جسورانه اجرا کرد. او ارتش بزرگ خود را که در شمال فرانسه مستقر بود، با سرعتی بیسابقه بهسوی آلمان حرکت داد. در همین زمان، اتریش بدون انتظار برای رسیدن کامل ارتش روسیه، وارد جنگ شد و نیروهایش را در جنوب آلمان مستقر کرد. این تصمیم شتابزده، به ناپلئون فرصت داد تا ارتش اتریش را در محاصرهای کلاسیک گرفتار کند.
نتیجهٔ این مانور، فاجعهٔ اولم بود. در اکتبر ۱۸۰۵، ارتش اتریش به فرماندهی ژنرال ماک، بدون نبردی بزرگ، در اولم تسلیم شد. دهها هزار سرباز اتریشی اسیر شدند و راه فرانسه بهسوی وین عملاً باز شد. ناپلئون بهسرعت وارد پایتخت اتریش شد و ضربهای روحی و سیاسی سنگین به خاندان هاپسبورگ وارد آورد.
در حالی که در خشکی ورق به سود فرانسه برگشته بود، در دریا وضعیت کاملاً متفاوت بود. ناوگان فرانسه و اسپانیا در اکتبر ۱۸۰۵ در نبرد مشهور ترافالگار با نیروی دریایی بریتانیا به فرماندهی دریاسالار هوراشیو نلسون روبهرو شد. این نبرد با پیروزی قاطع بریتانیا پایان یافت. اگرچه نلسون در این نبرد کشته شد، اما سلطهٔ بلامنازع بریتانیا بر دریاها تثبیت شد و رؤیای ناپلئون برای حملهٔ مستقیم به جزایر بریتانیا برای همیشه از میان رفت.
سرنوشت جنگ در خشکی اما هنوز تعیین نشده بود. ارتش روسیه به فرماندهی کوتوزوف با بقایای نیروهای اتریش متحد شد و دو طرف در دسامبر ۱۸۰۵ در نزدیکی روستای آوسترلیتز، درگیر نبردی شدند که بعدها به «نبرد سه امپراتور» شهرت یافت. ناپلئون با تظاهر به ضعف و عقبنشینی حسابشده، متفقین را به حملهای شتابزده واداشت. سپس با ضربهای متمرکز به مرکز آرایش دشمن، ارتش روسیه و اتریش را درهم شکست. آوسترلیتز یکی از درخشانترین پیروزیهای نظامی تاریخ بهشمار میرود و اوج نبوغ نظامی ناپلئون محسوب میشود.
شکست در آوسترلیتز، ائتلاف سوم را عملاً فروپاشید. اتریش ناچار شد صلح پرسبورگ را امضا کند؛ پیمانی که طی آن بخشهای وسیعی از سرزمینهایش را از دست داد و نفوذش در آلمان و ایتالیا بهشدت کاهش یافت. روسیه نیروهای خود را عقب کشید و سوئد نیز عملاً از ادامهٔ جنگ ناتوان شد. تنها بریتانیا در میدان باقی ماند، اما بدون متحدان زمینی، امکان رویارویی مستقیم با ناپلئون را نداشت.
پیامدهای جنگ ائتلاف سوم فراتر از یک پیروزی نظامی بود. در سال ۱۸۰۶، ناپلئون امپراتوری مقدس روم را منحل کرد؛ نهادی که بیش از هزار سال قدمت داشت. بهجای آن، کنفدراسیون راین را تحت نفوذ فرانسه ایجاد کرد و عملاً آلمان را به حوزهٔ نفوذ خود بدل ساخت. این تحولات، نظم سیاسی اروپا را دگرگون کرد و زمینه را برای جنگهای بعدی، بهویژه جنگ ائتلاف چهارم، فراهم آورد.
جنگ ائتلاف سوم نشان داد که ناپلئون نهفقط یک فرماندهٔ موفق، بلکه معمار نظم جدیدی در اروپا است؛ نظمی که بر سرعت، تمرکز نیرو و شکستن قواعد سنتی جنگ استوار بود. با این حال، همانطور که سلطهٔ او بر خشکی به اوج رسید، ناتوانیاش در دریا شکافی ایجاد کرد که در نهایت، سالها بعد، به سقوط امپراتوریاش انجامید.