ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۴ دقیقه·۱۴ روز پیش

جنگ ائتلاف چهارم

جنگ ائتلاف چهارم یکی از سرنوشت‌سازترین مراحل جنگ‌های ناپلئونی بود که در سال‌های ۱۸۰۶ تا ۱۸۰۷ میان امپراتوری فرانسه به رهبری ناپلئون بناپارت و ائتلافی متشکل از پروس، روسیه، بریتانیا، ساکسونی، سوئد و چند دولت کوچک آلمانی رخ داد. این جنگ نه‌فقط یک درگیری نظامی، بلکه نقطه عطفی در فروپاشی نظم کهن اروپای مرکزی و تثبیت هژمونی ناپلئون بر قاره اروپا به شمار می‌آید.

پس از شکست ائتلاف سوم و پیروزی خیره‌کننده ناپلئون در نبرد آوسترلیتز در سال ۱۸۰۵، توازن قدرت در اروپا به‌شدت به نفع فرانسه تغییر کرد. امپراتوری مقدس روم عملاً فروپاشید و ناپلئون با تشکیل «کنفدراسیون راین» بسیاری از ایالات آلمانی را زیر نفوذ مستقیم خود برد. این تحولات بیش از همه پروس را نگران کرد؛ کشوری که خود را قدرت طبیعی آلمان می‌دانست اما در تقسیمات جدید اروپا به حاشیه رانده شده بود. دربار برلین، که میان سیاست بی‌طرفی و میل به مقابله با فرانسه مردد بود، سرانجام تحت فشار افکار عمومی، افسران ارتش و ملکه لوئیزه، تصمیم به جنگ گرفت؛ تصمیمی که بر پایه ارزیابی‌های قدیمی و خوش‌بینی افراطی نسبت به توان نظامی پروس اتخاذ شد.

ارتش پروس هنوز به افتخارات دوران فردریک کبیر دل بسته بود، اما ساختار آن کهنه، فرماندهی آن محافظه‌کار و تاکتیک‌هایش منجمد در قرن هجدهم بود. در مقابل، ارتش فرانسه یک نیروی مدرن، متحرک و مبتنی بر سپاه‌های مستقل بود که فرماندهی آن را خود ناپلئون با سرعت تصمیم‌گیری بالا و هماهنگی بی‌سابقه در دست داشت. جنگ در پاییز ۱۸۰۶ آغاز شد و خیلی زود ضعف بنیادین پروس آشکار گردید. در ۱۴ اکتبر ۱۸۰۶، دو نبرد هم‌زمان در ینا و آوئراشتت رخ داد که به شکستی فاجعه‌بار برای پروس انجامید. در ینا، ناپلئون شخصاً ارتش اصلی پروس را درهم کوبید و در آوئراشتت، مارشال داوو با نیرویی کمتر، ارتش اصلی دیگری از پروس را شکست داد؛ رویدادی که عمق بحران فرماندهی پروس را عریان کرد.

پس از این شکست‌ها، ارتش پروس عملاً فرو پاشید. دژها یکی پس از دیگری بدون مقاومت جدی تسلیم شدند و ناپلئون تنها چند هفته بعد وارد برلین شد. پادشاه پروس، فردریک ویلهلم سوم، به پروس شرقی گریخت و کشور به اشغال کامل فرانسه درآمد. ناپلئون در برلین «فرمان برلین» را صادر کرد که آغاز رسمی «نظام قاره‌ای» برای محاصره اقتصادی بریتانیا بود؛ اقدامی که بعدها پیامدهای گسترده‌ای برای اروپا و حتی خود فرانسه داشت.

با سقوط پروس، مرحله دوم جنگ آغاز شد: رویارویی مستقیم فرانسه با روسیه تزاری. ارتش روسیه به فرماندهی ژنرال‌های باتجربه‌ای چون کوتوزوف و بنیگسن وارد لهستان شد تا مانع پیشروی کامل فرانسه به شرق گردد. نبردها در زمستان ۱۸۰۶ و ۱۸۰۷ در شرایطی بسیار سخت، در زمین‌های یخ‌زده و گل‌آلود لهستان شرقی رخ داد. نبرد ایلائو در فوریه ۱۸۰۷ یکی از خونین‌ترین و مبهم‌ترین نبردهای کل جنگ‌های ناپلئونی بود؛ نبردی که اگرچه پیروزی قاطعی برای هیچ‌یک به همراه نداشت، اما نشان داد ارتش روسیه برخلاف پروس، توان ایستادگی طولانی در برابر ناپلئون را دارد.

با این حال، ناپلئون با تمرکز نیرو، لجستیک برتر و استفاده از مانور، ابتکار عمل را حفظ کرد. نبرد سرنوشت‌ساز در ژوئن ۱۸۰۷ در فریدلند رخ داد، جایی که ارتش روسیه دچار اشتباه تاکتیکی شد و ناپلئون با حمله‌ای هماهنگ، ضربه‌ای تعیین‌کننده وارد کرد. شکست فریدلند تزار الکساندر اول را وادار به درخواست صلح نمود و نتیجه آن، پیمان‌های معروف تیلسیت بود.

در تیلسیت، ناپلئون و الکساندر اول بر روی رود نیمن دیدار کردند و توافقی امضا شد که اروپا را عملاً میان دو امپراتوری تقسیم می‌کرد. روسیه به نظام قاره‌ای علیه بریتانیا پیوست و پروس به‌شدت تحقیر شد: بخش بزرگی از سرزمین‌هایش را از دست داد، مجبور به پرداخت غرامت سنگین شد و ارتشش به‌شدت محدود گردید. از دل این ترتیبات، دولت‌های دست‌نشانده‌ای چون پادشاهی وستفالن شکل گرفتند که نفوذ فرانسه را تا قلب آلمان گسترش دادند.

جنگ ائتلاف چهارم اوج قدرت ناپلئون را به نمایش گذاشت. او نه‌تنها یکی از کهن‌ترین قدرت‌های نظامی اروپا یعنی پروس را در چند هفته نابود کرد، بلکه روسیه را نیز وادار به مصالحه ساخت. اما در دل این پیروزی‌ها، بذر بحران‌های آینده نیز کاشته شد. تحقیر پروس زمینه‌ساز اصلاحات عمیق نظامی و اداری شد که بعدها در جنگ‌های آزادی‌بخش علیه فرانسه به ثمر نشست. همچنین پیوستن اجباری روسیه به نظام قاره‌ای، نارضایتی اقتصادی و سیاسی ایجاد کرد که چند سال بعد به گسست تیلسیت و در نهایت حمله ناپلئون به روسیه در ۱۸۱۲ انجامید.

به این ترتیب، جنگ ائتلاف چهارم نه فقط یک رشته نبرد، بلکه مرحله‌ای تعیین‌کننده در بازآرایی قدرت اروپا بود؛ جنگی که در آن ناپلئون به اوج اقتدار رسید، اما هم‌زمان مسیر سقوط تدریجی خود را نیز، هرچند ناخواسته، هموار کرد.

جنگفرانسهانگلستان
۳
۳
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید