ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۸ روز پیش

جنگ اتریش و پروس

جنگ اتریش و پروس در سال ۱۸۶۶ رخ داد؛ جنگی کوتاه اما سرنوشت‌ساز که آینده آلمان و توازن قدرت اروپا را تغییر داد. مسئله اصلی جنگ این بود که چه کشوری رهبری جهان آلمانی را در دست بگیرد. پس از کنگره وین، ده‌ها دولت آلمانی زیر ساختاری به نام کنفدراسیون آلمان قرار داشتند که عملاً اتریش رهبر آن بود. اما این رهبری بیشتر سنتی و سیاسی بود تا واقعی. در همین زمان، پروس به‌سرعت در حال صنعتی‌شدن، اصلاح ارتش و تمرکز قدرت بود و می‌خواست جای اتریش را بگیرد.

اتریش امپراتوری بزرگی بود، اما ساختاری فرسوده داشت. ارتش آن متکی به فرماندهی اشرافی و روش‌های قدیمی بود و مشکلات قومی و مالی فراوانی داشت. در مقابل، پروس کشوری منسجم‌تر با ارتشی مدرن بود که بر پایه آموزش منظم، انضباط شدید و فناوری جدید شکل گرفته بود. این تفاوت به‌تدریج شکاف میان دو قدرت را عمیق‌تر کرد و رقابت را به دشمنی آشکار کشاند.

بحران شلسویگ و هولشتاین عامل مستقیم آغاز جنگ شد. این دو منطقه آلمانی‌زبان پیش‌تر تحت حاکمیت دانمارک بودند، اما در جنگ ۱۸۶۴، پروس و اتریش با هم دانمارک را شکست دادند و این سرزمین‌ها را تصرف کردند. قرار شد شلسویگ توسط پروس و هولشتاین توسط اتریش اداره شود، اما این تقسیم‌بندی از همان ابتدا پرتنش بود. هر دو طرف یکدیگر را به نقض توافق متهم می‌کردند و اوضاع به‌تدریج نظامی شد. بیسمارک، صدراعظم پروس، عمداً این اختلاف را حل نکرد، چون به جنگی نیاز داشت که اتریش را از سیاست آلمان حذف کند.

در ژوئن ۱۸۶۶، با ورود نیروهای پروس به هولشتاین، جنگ عملاً آغاز شد. اتریش موضوع را به مجمع کنفدراسیون آلمان کشاند و خواستار اقدام نظامی علیه پروس شد. بیشتر دولت‌های آلمانی جنوبی مانند باواریا، زاکسن، وورتمبرگ و هانوفر از اتریش حمایت کردند، در حالی که پروس تنها ماند، اما تنها ماندنی که کاملاً آماده بود.

ارتش پروس از نظر تجهیزات و سازماندهی برتری واضحی داشت. سربازان پروسی به تفنگ‌های سوزنی مجهز بودند که سرعت شلیک بالایی داشت و در نبردهای نزدیک بسیار مؤثر بود. همچنین استفاده گسترده از راه‌آهن باعث شد نیروهای پروسی سریع‌تر جابه‌جا شوند و در زمان مناسب به میدان نبرد برسند. ارتش اتریش از نظر تعداد کم نبود، اما پراکندگی نیروها و ضعف هماهنگی ضربه بزرگی به آن زد.

در روزهای اول جنگ، پروس به‌سرعت چند دولت آلمانی مخالف را شکست داد. پادشاهی هانوفر خیلی زود تسلیم شد و از صحنه جنگ حذف گردید. در جبهه اصلی در بوهم، ارتش‌های بزرگ اتریش و پروس رو‌در‌روی هم قرار گرفتند. چند نبرد پراکنده رخ داد، اما نقطه تعیین‌کننده جنگ، نبرد کونیگ‌گراتس در سوم ژوئیه ۱۸۶۶ بود.

در این نبرد، ارتش اتریش با شجاعت جنگید، اما ضعف فرماندهی و عقب‌ماندگی تسلیحاتی باعث شد نتواند در برابر حملات منظم پروسی‌ها مقاومت کند. ورود به‌موقع نیروهای کمکی پروس ورق را کاملاً برگرداند و شکست سنگینی به اتریش وارد شد. این شکست آن‌قدر جدی بود که ادامه جنگ برای اتریش بی‌معنا شد.

پس از کونیگ‌گراتس، پروس می‌توانست تا وین پیشروی کند، اما بیسمارک مانع این کار شد. او نمی‌خواست اتریش را نابود یا تحقیر کند، چون در آینده ممکن بود به دشمنی خطرناک تبدیل شود. به همین دلیل، صلح به‌سرعت آغاز شد و پیمان پراگ به جنگ پایان داد.

طبق این پیمان، اتریش به‌طور کامل از امور آلمان کنار گذاشته شد و کنفدراسیون آلمان منحل گردید. پروس چند دولت آلمانی را به خاک خود ضمیمه کرد و اتحاد جدیدی به نام کنفدراسیون آلمان شمالی را تشکیل داد که عملاً زیر فرمان پروس بود. از این پس، پروس رهبر بلامنازع جهان آلمانی شد.

پیامدهای جنگ بسیار مهم بود. اتریش که از آلمان کنار گذاشته شده بود، تمرکز خود را به درون امپراتوری برد و ساختار سیاسی‌اش را تغییر داد که نتیجه آن تشکیل اتریش–مجارستان بود. در مقابل، پروس مسیر را برای رویارویی با فرانسه و تشکیل امپراتوری آلمان در سال ۱۸۷۱ هموار کرد.

این جنگ نشان داد که در دنیای جدید، قدرت نظامی فقط به تعداد سربازان وابسته نیست، بلکه سازماندهی، فناوری و سیاست هوشمندانه نقش اصلی را بازی می‌کنند. جنگ اتریش و پروس کوتاه بود، اما اثری گذاشت که دهه‌ها اروپا را تحت تأثیر قرار داد.

جنگاتریشآلمانتاریخ
۴
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید