
جنگ اول چین و ژاپن، در فاصلهٔ زمانی ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵ میلادی، یکی از تعیینکنندهترین رویدادهای تاریخ شرق آسیا در اواخر قرن نوزدهم بود. این جنگ نهتنها رقابت سخت میان دو قدرت آسیایی — دودمان چینگ در چین و امپراتوری میجی در ژاپن — را نمایان ساخت، بلکه نظم سیاسی و نظامی منطقه را برای دهههای بعد نیز شکل داد. نتیجهٔ این جنگ، سقوط هژمونی چین در منطقه، رشد سریع ژاپن بهعنوان یک قدرت امپراتوری مدرن و تحولات عمیق در نظام سیاسی و اجتماعی چین بود.
در طول قرنها، کره بهعنوان یک کشور وابسته به چین شناخته میشد و در نظام کنفوسیوسی شرق آسیا زیر نفوذ سیاسی و فرهنگی چین قرار داشت. با این حال، ژاپن پس از رستاخیز میجی در ۱۸۶۸، مسیر نوینی را در مدرنیزاسیون، صنعتی شدن و نوسازی نظامی آغاز کرد که بهمرور آن را از بسیاری قدرتهای آسیایی متمایز ساخت.
ژاپن با الگوگیری از قدرتهای غربی، اصلاحات سیاسی و اقتصادی عمیقی انجام داد؛ از ساختار دولت تا ارتش و نیروی دریایی، همه تحت مدیریت جدید قرار گرفت. در مقابل، چین تلاش کرد با جنبش خودتقویتکننده مدرن شود، اما این اصلاحات به دلیل مقاومت ساختارهای سنتی، فساد و تمرکز بر روشهای قدیمی ناکارآمد بود.
رقابت برای تسلط بر کره
کره از نظر استراتژیک و منابع طبیعی نقش بسیار مهمی داشت. ژاپن بهدلیل موقعیت جغرافیایی و اهمیت امنیت ملی، تلاش میکرد نفوذ خود را در کره گسترش دهد؛ درحالیکه چین ادعای سنتی «حوزهٔ نفوذ» را در این شبهجزیره حفظ میکرد.
شورش تانگهاک و دخالت دو کشور
در اوایل ۱۸۹۴، شورش Donghak در کره آغاز شد و پس از درخواست رسمی پادشاه کره، چین نیروهایی برای سرکوب شورش ارسال کرد. ژاپن این اقدام را نقض «کنوانسیون تیانتسین» دانست و نیروهای نظامی خود را نیز وارد کره کرد. اختلافات دو کشور بهسرعت تشدید شد و باعث شد از اول اوت ۱۸۹۴ جنگ رسمی اعلام شود.
نبرد پونگدو
پیش از اعلام رسمی جنگ، در ۲۵ ژوئیه ۱۸۹۴ ناوگان ژاپن با ناوگان چین در خلیج Asan درگیر شد. در این نبرد، نیروهای ژاپنی توانستند کشتیهای چینی را غرق کنند یا تسخیر نمایند، که درنهایت آغاز عملی جنگ بود.
نبرد سئونگهوان
در ۲۸–۲۹ ژوئیه ۱۸۹۴، نیروهای ژاپنی در نزدیکی Cheonan با نیروهای چینگ درگیر شدند. این نبرد که یکی از اولین نبردهای زمینی بزرگ بود، به پیروزی قاطع ژاپن انجامید و باعث عقبنشینی نیروهای چین به سمت شمال شد.
نبرد پیونگیانگ
در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۴، ژاپن به پیونگیانگ حمله کرد؛ نبردی سخت که با فداکاری چینیان آغاز شد، اما ژاپنیها با تاکتیکهای بهتر و پشتیبانی توپخانه پیشرفته، شکست سختی به نیروهای چین وارد کردند و مسیر را برای عقبنشینی ارتش چین به مرز یالو باز کردند.
نبرد رود یالو
در ۱۷ سپتامبر ۱۸۹۴ ناوگان ژاپنی با نیروی دریایی Beiyang Fleet چین در دهانه رود یالو درگیر شد. این نبرد که یکی از مهمترین نبردهای دریایی جنگ بود، با پیروزی قاطع ژاپن همراه بود و ناوگان چین را تقریبا نابود کرد، که در نتیجه تسلط ژاپن بر دریای زرد تثبیت شد.
نبرد لوشونکُو (Lüshunkou) و کشتار پورت آرتور
در ۲۱ نوامبر ۱۸۹۴ نیروهای ژاپن شهر Lüshunkou (پورت آرتور) را تصرف کردند. پس از تصرف، رویدادی تلخ و بدنام رخ داد که به «کشتار پورت آرتور» مشهور شد؛ گزارشها حاکی از این است که هزاران غیرنظامی و نظامی چینی توسط نیروهای ژاپن کشته شدند، امری که به یکی از نقاط تاریک این جنگ تبدیل شد.
نبرد یونگکُو (Yingkou)
در اواخر جنگ و بین ژانویه تا مارس ۱۸۹۵، جنگ در یونگکُو (منچوری) ادامه یافت. ژاپنیها موفق شدند نیروهای بیشتری از چین را شکست دهند و تنشهای زمینی را در منطقه پایان دهند.
با وجود مقاومت چینیان، ژاپن موفق شد بخشهای گستردهای از خاک چین را اشغال کند و چین برای جلوگیری از خسارات بیشتر درخواست صلح نمود. در ۱۷ آوریل ۱۸۹۵، معاهدهٔ شیمونوسکی (Treaty of Shimonoseki) به امضا رسید که شروط سختی بر چین تحمیل کرد:
چین استقلال کره را به رسمیت شناخت و بدینصورت نفوذ سنتی خود را در شبهجزیره از دست داد.