
در اواخر قرن ۱۶، ژاپن پس از سالها جنگ داخلی (دوران سنگوکو) تحت رهبری تویوتومی هیدهیوشی متحد شد. هیدهیوشی برای تحکیم قدرت خود تصمیم به حمله به سرزمینهای همسایه گرفت و هدف نهایی او فتح چین بود. اما برای رسیدن به چین، مسیر عبور از شبهجزیره کره ضروری بود. سلطان کره (چوسان) دربار چین مینگ را «برادر بزرگ» میدانست و با آن دو کشور روابط دوستانه و مناسبات فئودالی داشتند. کره به هیچ عنوان حاضر نبود راههای عبور به چین را به ژاپن واگذار کند. بنابراین، هیدهیوشی در بهار ۱۵۹۲ حملهی نظامی گستردهای به کره را آغاز کرد.
کره (پادشاهی چوسان) در آن هنگام بهشدت از درگیری داخلی و اختلافات جناحهای حاکم رنج میبرد و آمادگی نظامی ضعیفی داشت. چینیها ابتدا تردید داشتند که وارد درگیری فراگیر با ژاپن شوند، اما بهتدریج نگرانی از تهدید ژاپن برای خود، آنها را به دخالت قاطع واداشتند. در مجموع سه بازیگر اصلی این جنگ عبارت بودند از: ژاپن (تحت رهبری تویوتومی هیدهیوشی)، پادشاهی چوسان (کره)، و امپراتوری مینگ چین؛ هر یک انگیزهها و اهداف خاص خود را داشتند و با استراتژیهای متفاوت وارد مناقشه شدند.
در مارس ۱۵۹۲، ارتش ژاپن متشکل از حدود ۱۵۰–۱۶۰ هزار نظامی در قالب ۹ لشکر از سواحل جنوبی کره (شهر بوسان) پیاده شد. ژاپنیها به سرعت پیشروی کردند: ابتدا شهر بوسان و دژهای پیرامون آن سقوط کرد. در عرض چند هفته، آنان به پایتخت کره (هانیانگ، امروز سئول) و پس از آن به پیونگیانگ (در شمال کره) رسیدند. بازماندگان نیروهای کرهای و سلسله چوسان با مقاومت پراکنده روبهرو بودند و حتی پادشاه چوسان مجبور شد پایتخت را ترک کند. به این ترتیب «نخستین عملیات» تهاجم ژاپن موفقیت چشمگیری در کسب قلمرو داشت.
با این حال، پیشروی ژاپنیها تحت تأثیر مقاومت دریایی کره و ورود نیروهای چینی قرار گرفت. ارتش ژاپن به تدریج متوجه شد که بدون کنترل دریایی و اختلال در خطوط تدارکاتی نمیتواند به اهداف بزرگتر خود (مثل فتح چین) دست یابد. به همین دلیل هدف اصلی را در تصرف کامل کره متمرکز کرد.
مقاومت دریایی کره به رهبری دریاسالار یی سون-سین
کره پس از ورود ناگهانی ارتش ژاپن در جنوب، در آغاز نیروی دریایی مؤثری نداشت و فرماندهان محلی (پاک هونگ و وون کویون) ناوگان خود را سوزانده یا متواری شدند. اما دریاسالار یی سون-سین، فرمانده نیروی دریایی منطقه چولا (غرب کره)، توانست جبههی دریا را فعال کند. او بهسرعت با استفاده از ناوگان کوچک خود به ساحل کره رفت و در تنگهها و بنادر حملات مداوم به ناوگان تدارکاتی ژاپن انجام داد. یکی از اولین پیروزیهای او نبرد اکپو بود: در ۲۱ ژوئیه ۱۵۹۲، ناوگان کرهای متشکل از چند کشتی جنگی و قایق ماهیگیری، ۲۶ کشتی ژاپنی را غرق کرد و روز بعد ۱۱ کشتی دیگر را در خلیج جوکجینپو نابود نمود. در این جنگها آسیبی به ناوگان کرهای نرسید. شکست ژاپنیها در دریا چنان شوکآور بود که مانع رسیدن تدارکات تازه شد. بر اثر همین پیروزیها، «جاپن که مهمات و قوای کافی برای حمله به چین نداشت، هدف خود را به اشغال کره تغییر داد.
بزرگترین نبرد دریایی قرن شانزدهم در جزیره هانسان (Hanseong Island) در سال ۱۵۹۲ روی داد. در این نبرد، دریاسالار یی با بهکارگیری آرایش کلاسیک «بال طاووس» و به کمک چند کشتی لاکپشت (تکوبوکسن)، نیروی کوچک ۵۳ فروندی خود را مقابل حدود ۸۲ کشتی ژاپنی قرار داد. نتیجه نهایی فاجعهآمیز برای ژاپن بود: ناوگان کرهای در یک عملیات هماهنگ توانست ۵۹ کشتی ژاپنی را نابود یا اسیر کند و خود هیچ خسارتی نداد. این شکست دریایی سبب شد هیدهیوشی فرمان توقف عملیات دریایی بیشتر را صادر کند. به همین ترتیب، کره توانست با بهرهگیری از برتری دریایی، مسیرهای تدارکاتی دشمن را قطع و از تبدیل شدن شکست اولیه به اشغال کامل کره جلوگیری کند.
ورود ارتش چین به جنگ
با تثبیت موقعیت ژاپن در مناطق فتح شده کره، نگرانی دولت مینگ از پیشروی بیشتر ژاپنیها آغاز شد. در ژانویه ۱۵۹۳ نزدیک به ۳۰ هزار سرباز جدید مینگ به فرماندهی ژنرال لی جوسیونگ (Li Rusong) وارد کره شدند و همراه با نیروی محدود کوریایی علیه ژاپنیها در پیونگیانگ به نبرد پرداختند. پس از روزها نبرد خونین، ژاپنیها سحرگاهانه شهر را تخلیه و راه فرار برداشتند؛ به این ترتیب پیونگیانگ و دیگر بخشهای شمالی کره مجدداً به کنترل ائتلاف چین و کره درآمد. هرچند قوای چینی از همه توان خود برای نابودی کامل دشمن استفاده نکردند و صرفاً قصد داشتند ژاپنیها را به عقب برانند، اما همین دخالت و فشارهای پیاپی باعث شد اشغال ژاپنیها متوقف شود.
در این مقطع، هر دو طرف در شرایط دشوار و بهشدت خستهمانده بودند: «توان رزمی ژاپنیها کاهش یافته و توان نیروهای کره-چین برای پیشروی بیشتر کفایت نمیکرد». با وجود توقف موقتی درگیریها و مذاکرات صلح نیمهکاره، اختلافات پابرجا ماند و عملاً درگیری نظامی در ۱۵۹۶ به بنبست کشیده شد. تا سال ۱۵۹۶ دستاورد محسوسی عاید هیچ طرف نشد و دو طرف به حالت بلاتکلیفی و آتشبس موقت رسیدند
آتشبس و حمله دوم ژاپن (۱۵۹۷)
آتشبس رسمی از ۱۵۹۶ برقرار شد، اما اختلافها حل نشد. هیدهیوشی که به جنگِ فرسایشی رضایت نداشت، حمله دوم خود را در سپتامبر ۱۵۹۷ آغاز کرد (دومین جنگ جئونگیو). این بار نیز ژاپن توانست با سرعت نسبی در ساحلهای جنوبی کره پیشرویهایی بهدست آورد، اما باز هم نیروی کرهای و چینی مقاومت سختی از خود نشان دادند. بهویژه نیروی دریایی کره پس از بازگشت دریاسالار یی (که پس از درگیریهای دربار کوریایی دوباره احیا و فرماندهی یافت) توانست مانع نقلوانتقال نیرو و تدارکات ژاپن شود. مثلاً دریاسالار یی در نبرد میونگنیانگ (اکتبر ۱۵۹۷) با تنها ۱۳ کشتی در مقابل حدود ۱۳۰ شناور ژاپنی ایستاد و پیروزی تحسینبرانگیزی بهدست آورد (هرچند جزو وقایع اصلی این جنگ است، برای اختصار از توضیح جزئیات آن خودداری میکنیم).
در کل، الگوی جنگ دوم شبیه اول بود: ژاپن چند شهر و دژ را به تصرف درآورد اما نتوانست مواضع خود را در سرزمین اصلی کره گسترش دهد. نیروهای مشترک مینگ-چوسان نیز نتوانستند همه ژاپنیها را عقب برانند. نتیجه جنگی طولانی و فرسایشی در ساحل جنوبی کره بود که هیچ طرف نتوانست پیروزی قاطعی بگیرد.
نبردهای سرنوشتساز: هانسان و نوریانگ
نبرد هانسان (اوت ۱۵۹۲): این نبرد مهمترین پیروزی دریایی کره بود که تشریح آن رفت و نشان داد توانائیهای دریایی کره (کشتیهای لاکپشت و توپخانه دوربرد) در مقابل تاکتیک نزدیک جنگی ژاپن برتری داشت.
نبرد نوریانگ (دسامبر ۱۵۹۸): این نبرد آخرین نبرد بزرگ جنگ بود. در ۲۵ آذر ۱۵۷۷(۱۶ دسامبر ۱۵۹۸)، ناوگان مشترک «چوسان-مینگ» به فرماندهی یی سون-سین و «چن لین» (Chen Lin) در تنگهی نوریانگ به حدود ۵۰۰ کشتی ژاپنی حمله کرد. پس از ساعتها نبرد خونین، بیش از نیمی از کشتیهای ژاپنی غرق یا اسیر شدند و بقیه به ناچار به بوسان عقبنشینی کردند. در اوج نبرد، یک گلوله ژاپنی دریاسالار یی را هدف گرفت و او درگذشت. پس از این شکست، تنها چند روز بعد بازماندگان ژاپن از کره خارج شدند و جنگ عملاً پایان یافت.
مرگ هیدهیوشی و عقبنشینی ژاپن
در تابستان ۱۵۹۸، تویوتومی هیدهیوشی در ژاپن متوجه شد که جنگ طولانی شده و پادشاهی کامل کره دیگر امکانپذیر نیست. وی دستور داد ۷۰ هزار نیروی باقیمانده به ژاپن بازگردند. سرانجام، هیدهیوشی در ۲۷ شهریور ۱۵۹۷ در کاخ فوشیمی درگذشت. پس از مرگ او، شورایی از سرداران ارشد ژاپن (شورای پنج نفره) تصمیم گرفت دستور خروج کامل از کره را صادر کند. در پی این فرمان، ارتشهای ژاپنی بهتدریج از دژهای ساحلی خود عقبنشینی کرده و در شهریور ۱۵۹۸ به طور کامل قلمرو کره را تخلیه کردند. بدین ترتیب، جنگ ایمجین پس از شش سال نبرد خونین با یک بنبست نظامی پایان یافت و نیروهای اشغالگر ژاپنی از شبهجزیره خارج شدند.
جنگ ایمجین پایان قطعی آمال تسخیر کره یا چین برای تویوتومی هیدهیوشی بود. ارتش ژاپن که در آغاز ۱۵۹۲ برتری عددی و تجهیزاتی داشت، پس از شش سال و تلفات سنگین (بیش از ۱۰۰ هزار سرباز و حدود ۴۵۰ ناوچه) نتوانست به هدفش برسد. نیروهای چوسان-مینگ با بهای سنگینی جنگ را پیش بردند؛ چوسان بیش از یک میلیون کشته (نظامی و غیرنظامی) داد و ۵۰–۶۰ هزار نفر نیز به اسارت ژاپن درآمدند. بسیاری از بزرگترین فرماندهان و سربازان ژاپنی کشته یا دستگیر شدند؛ برخی اسیران ژاپنی هم در چین و کره مانده و هرگز بازنگشتند. جنگ باعث شد ارتش چوسان و مینگ به طور جدی دچار فرسایش شود و ژاپن نیز برای مدتی نتواند در مأموریتهای برونمرزی دست به اقدام گسترده بزند.