
جنگ جانشینی اتریش یکی از منازعات بزرگ قرن هجدهم اروپا بود که نهتنها ساختار قدرت در قاره را متحول کرد، بلکه زمینهساز رقابتهای گستردهتر بعدی، بهویژه جنگ هفتساله شد. این جنگ بهظاهر بر سر مسئله انتقال تاجوتخت خاندان هابسبورگ آغاز گردید، اما در واقع رقابتی عمیقتر میان قدرتهای بزرگ اروپا برای بازتوزیع نفوذ سیاسی و سرزمینی بود.امپراتور کارل ششم هابسبورگ که وارث مذکر نداشت، در سال 1713 سندی حقوقی صادر کرد که طبق آن، دخترش ماریا ترزا میتوانست وارث قانونی قلمروهای هابسبورگ باشد.
او توانست بسیاری از قدرتهای اروپایی را به پذیرش این مصوبه وادار کند؛ اما این پذیرش بیشتر جنبه سیاسی و مصلحتی داشتمرگ او در سال 1740، بسیاری از کشورها فرصت را برای کسب امتیازات جدید مناسب دیدند. زیرا:
امپراتوری هابسبورگ از نظر مالی و نظامی ضعیف شده بود.
ماریا ترزا تجربه سیاسی محدودی داشت.
نظام حقوقی جانشینی مورد مناقشه بود.
طرفهای جنگ
حامیان ماریا ترزا
پادشاهی بریتانیای کبیر
جمهوری هلند
ساردینیا-پیهمونته
برخی دولتهای آلمانی
مخالفان و مدعیان
پروس به رهبری فردریک دوم
باواریا که مدعی تاج امپراتوری بود
فرانسه که هدف توازن قوا را دنبال میکرد
اسپانیا با جاهطلبیهای ایتالیایی
هر قدرت اهداف خاص خود را داشت؛ بهعنوان مثال، پروس به دنبال تصاحب سیلزی بود که منطقهای ثروتمند و صنعتی محسوب میشد.
.جبهههای جنگ
1. جنگهای سیلزی
در نخستین اقدام بزرگ، پروس به سیلزی حمله کرد. ارتش منظم و مدرن فردریک دوم موفق شد پیروزیهای چشمگیری به دست آورد. این منطقه عملاً از سلطه اتریش خارج شد و به نماد قدرت رو به رشد پروس تبدیل گردید.
2. جبهه آلمانی و امپراتوری مقدس روم
دوک باواریا با حمایت فرانسه خود را امپراتور اعلام کرد. برای مدتی، آلمان صحنه رقابت سیاسی شد؛ اما اتریش در نهایت موفق به بازپسگیری برتری سیاسی گردید.
3. جبهه ایتالیا
در شمال ایتالیا، نیروهای اسپانیا و فرانسه با اتریش و متحدانش درگیر شدند. این منطقه به دلیل اهمیت استراتژیک و اقتصادی، محل نبردهای متعدد بود.
پایان جنگ: صلح آخن (1748)
با فرسایشی شدن جنگ و فشار اقتصادی، طرفها به مذاکره تن دادند. مطابق معاهده:
ماریا ترزا بهعنوان حاکم قانونی هابسبورگها شناخته شد.
پروس سیلزی را حفظ کرد.
مرزهای بسیاری از مناطق به وضعیت پیشین بازگشت.
پیامدها
پیامدهای سیاسی
پروس به قدرتی بزرگ و رقیبی جدی برای اتریش تبدیل شد.
اتریش، بهرغم از دست دادن سیلزی، توانست ساختار حکمرانی خود را اصلاح کند.
توازن قدرت در اروپا بهطور اساسی تغییر یافت.
پیامدهای نظامی
اهمیت ارتش منظم و انضباطی پروس آشکار شد.
اتریش اصلاحات نظامی گستردهای آغاز کرد.
پیامدهای اقتصادی
فشار مالی سنگین بر دولتها وارد شد.
اقتصادهای اروپایی به سمت مالیاتهای بیشتر و قرضههای دولتی سوق یافتند.
پیامدهای دیپلماتیک
زمینه برای دیپلماسی جدید اتریش و فرانسه فراهم شد.
رقابت استعماری فرانسه و بریتانیا تشدید گردید.
کینههای باقیمانده، بهویژه میان پروس و اتریش، مستقیماً به جنگ هفتساله (1756–1763) منجر شد؛ جنگی که بسیاری آن را جنگ جهانی واقعی نخستین میدانند.