ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

جنگ جانشینی اسپانیا

اوایل قرن هجدهم اروپا شاهد یکی از پیچیده‌ترین و تأثیرگذارترین جنگ‌های تاریخ خود بود: جنگ جانشینی اسپانیا (۱۷۰۱ تا ۱۷۱۴). این جنگ به ظاهر بر سر جانشینی یک پادشاه بی‌وارث آغاز شد، اما در واقع رقابتی بزرگ برای تعیین نظم جدید قدرت در اروپا بود. پیامدهای این جنگ نه‌تنها مرزهای سیاسی، بلکه موازنه‌ی قدرت میان امپراتوری‌های اروپایی را برای دهه‌ها تغییر داد.

در سال ۱۷۰۰، کارل دوم، آخرین پادشاه اسپانیا از خاندان هابسبورگ، بدون فرزند از دنیا رفت. امپراتوری اسپانیا در آن زمان شامل مناطق وسیعی در اروپا، آمریکا و مدیترانه بود. بنابراین، تعیین جانشین نه فقط یک مسئله داخلی، بلکه موضوعی بین‌المللی محسوب می‌شد.

دو مدعی اصلی تاج‌وتخت معرفی شدند:

فیلیپ بوربون، نوه‌ی لویی چهاردهم پادشاه فرانسه

کارل هابسبورگ، نماینده‌ی شاخه‌ی اتریشی هابسبورگ‌ها

کارل دوم در وصیت‌نامه‌ی خود فیلیپ بوربون را به‌عنوان وارث قانونی معرفی کرد. این انتخاب زنگ خطر را برای سایر قدرت‌ها به صدا درآورد. زیرا اگر اسپانیا و فرانسه تحت یک خاندان متحد می‌شدند، توازن قدرت در اروپا به‌طور کامل به‌هم می‌خورد.

جبهه بوربون‌ها (حامیان فیلیپ پنجم)

رهبر اصلی این جبهه فرانسه به رهبری لویی چهاردهم بود. پس از تاجگذاری فیلیپ به‌عنوان فیلیپ پنجم اسپانیا، خود اسپانیا نیز رسماً در این جبهه قرار گرفت.

اعضا و حامیان اصلی:

فرانسه

پادشاهی اسپانیا

متحدان کوچک‌تر ایتالیایی فرانسه

در داخل اسپانیا، مناطق کاستیا و بخش‌های جنوبی به‌طور سنتی از فیلیپ حمایت می‌کردند.

برای مقابله با نفوذ فرانسه، یک ائتلاف چندملیتی شکل گرفت که هدف اصلی آن حفظ موازنه قدرت بود.

کشورهای عضو:

انگلستان (و بعدها پادشاهی متحد بریتانیا)

جمهوری هلند

امپراتوری مقدس روم به رهبری اتریش

پروس

ساووی

چند دولت آلمانی و ایتالیایی

در داخل اسپانیا نیز مناطقی مانند کاتالونیا و آراگون به شاخه‌ی هابسبورگ گرایش داشتند، که عملاً جنگ را به صورت نیمه‌داخلی نیز درآورد.

این جنگ بیش از ده سال طول کشید و در چند جبهه هم‌زمان جریان یافت: اسپانیا، ایتالیا، فلاندر (بلژیک کنونی) و آلمان. روند کلی جنگ را می‌توان در چهار مرحله خلاصه کرد:

۱. تثبیت اولیه قدرت بوربون‌ها (۱۷۰۱–۱۷۰۳)

فیلیپ پنجم وارد مادرید شد و تاجگذاری کرد.

فرانسه نفوذ خود را در اسپانیا و ایتالیا تقویت نمود.

انگلیس و هلند که احساس خطر کردند، رسماً وارد جنگ شدند.

نتیجه:

موازنه هنوز شکننده بود و هر دو طرف خود را برای جنگی طولانی آماده می‌کردند.

۲. پیشروی بزرگ ائتلاف (۱۷۰۴–۱۷۰۹)

این مرحله نقطه عطف جنگ محسوب می‌شود.

مهم‌ترین رویدادها:

نبرد بلنهیم (۱۷۰۴)

نیروهای متحد به رهبری «دوک مارلبرو» شکست مهمی به فرانسه وارد کردند.

تسخیر جبل‌الطارق (۱۷۰۴)

انگلیسی‌ها این پایگاه استراتژیک را تصرف کردند؛ اتفاقی که تا امروز اهمیت دارد.

نبرد رامیه (۱۷۰۶)

شکست دیگر فرانسه در فلاندر.

در این دوره، ائتلاف ابتکار عمل نظامی را به دست گرفت.

۳. جنگ فرسایشی و خونین (۱۷۰۹–۱۷۱۱)

نبرد مالپلاکِه (۱۷۰۹)

یکی از خونین‌ترین نبردهای قرن هجدهم بود.

گرچه ائتلاف پیروز شد، اما تلفات بسیار بالا باعث شد ادامه جنگ برای همه دشوار شود.

در این دوره:

اقتصاد کشورها زیر فشار شدید قرار گرفت

روحیه عمومی برای ادامه جنگ کاهش یافت

تمایل به مذاکره تقویت شد

۴. ورود دیپلماسی و پایان جنگ (۱۷۱۱–۱۷۱۴)

با تغییر دولت در لندن و افزایش هزینه‌های جنگ، مذاکرات جدی آغاز شد. سرانجام جنگ با مجموعه‌ای از معاهدات پایان یافت:

اوترخت (۱۷۱۳)

راشتات و بادن (۱۷۱۴)

اسپانیا

فیلیپ پنجم به‌عنوان پادشاه قانونی تثبیت شد

اما حق اتحاد تاج‌وتخت فرانسه و اسپانیا برای همیشه لغو گردید

این همان اصل موازنه قدرت بود که اروپا را هدایت می‌کرد.

بریتانیا

بزرگ‌ترین برنده دریایی جنگ بود و به دست آورد:

جبل‌الطارق

منورکا

امتیاز تجارت برده با مستعمرات اسپانیا (Asiento)

این امتیازات پایه‌های هژمونی دریایی بریتانیا را تقویت کرد.

اتریش هابسبورگ

به سرزمین‌های مهمی دست یافت:

هلند اسپانیا (بلژیک امروز)

میلان

ناپل

این امر جایگاه اتریش را در اروپا تقویت نمود.

فرانسه

از گسترش بیش از حد قدرتش جلوگیری شد

اما خاندان بوربون در اسپانیا باقی ماند

فرانسه عملاً شکست نخورد، اما مجبور به عقب‌نشینی راهبردی شد.

جنگاسپانیافرانسهانگلستان
۲
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید