
در یازدهم ژوئن سال ۱۶۶۷ میلادی، در حالی که جنگ دوم انگلستان و هلند وارد پنجمین سال فرسایشی خود میشد، یکی از متهورانهترین، تحقیرآمیزترین و فاجعهبارترین حملات در کل تاریخ نیروی دریایی انگلستان به وقوع پیوست. این رویداد که به نام «حمله به مدوی» یا «سفر به چتم» در تاریخ ثبت شده، ضربهای چنان مهلک بر پیکرهٔ غرور دریایی انگلستان وارد ساخت که زخم آن برای قرنها التیام نیافت. برای درک چگونگی این فاجعه، باید به وضعیت اسفناک انگلستان در بهار و تابستان آن سال نگریست. چارلز دوم که خزانهاش از هزینههای گزاف جنگ و بازسازی خسارات طاعون بزرگ و آتشسوزی لندن تهی شده بود، در اقدامی کوتهبینانه و به امید صلحی سریع، بخش اعظم ناوگان سلطنتی را به حالت ذخیره درآورده و ملوانانش را مرخص کرده بود تا از پرداخت حقوق آنها معاف شود. بزرگترین و قدرتمندترین کشتیهای خط نبرد انگلستان، غولهایی همچون «رویال چارلز» (ناو پرچمدار سابق پادشاه با صد توپ)، «رویال جیمز» (هشتاد و دو توپ) و «رویال اوک» (هفتاد و شش توپ)، بدون دکلهای کامل، بدون مهمات کافی و با حداقل خدمه، در آبهای کمعمق و گلآلود رودخانهٔ مدوی، درست در قلب استحکامات دریایی انگلستان در چتم، لنگر انداخته بودند. این تصمیم مرگبار که بر اساس تحلیل نادرست از نیات هلندیها و تکیه بر مذاکرات صلح جاری در بردا گرفته شده بود، عملاً بزرگترین گنجینهٔ دریایی انگلستان را به اهدافی بیدفاع و ساکن تبدیل کرده بود. در سوی دیگر، یوهان دی ویت، رئیسالوزرای جمهوری هلند، که از طریق شبکهٔ جاسوسی بینظیر خود کاملاً از این وضعیت آگاه بود، طرحی جهنمی و بیسابقه را در سر میپروراند: نفوذ به اعماق آبهای خانگی انگلستان، عبور از موانع و زنجیرهای دفاعی رودخانهٔ مدوی، و نابودی کامل ناوگان ذخیرهشدهٔ دشمن در لنگرگاهش. او برادر خود، کورنلیس دی ویت، را به عنوان نمایندهٔ ویژهٔ مجلس ایالتی و ناظر سیاسی به ناوگان اعزام کرد تا بر اجرای این نقشه نظارت کند، نقشی که قرار بود کورنلیس را به یکی از منفورترین چهرههای تاریخ انگلستان تبدیل سازد. فرماندهی این عملیات جسورانه، طبیعتاً بر عهدهٔ دریابد میخیل آدریانزون دِ رویتر، بزرگترین نابغهٔ دریایی عصر، گذاشته شد و در کنار او، کورنلیس ترومپ که پس از رسوایی نبرد روز سنت جیمز بار دیگر به خدمت فراخوانده شده بود، فرماندهی اسکادران پیشتاز را بر عهده داشت، گرچه تنشهای حلنشده میان او و دِ رویتر همچنان در زیر پوست ناوگان جریان داشت.
ناوگان هلند در چهارم ژوئن از سواحل خود حرکت کرد و در میان مه و با استفاده از دانش بینظیر خلبانان هلندی از آبهای ساحلی انگلستان، خود را به مصب رود تیمز رساند. این ناوگان متشکل از حدود شصت کشتی جنگی، تعدادی ناوچهٔ سبک، چندین کشتی آتشافکن و تعداد زیادی قایقهای کوچک و یدککش بود. نیروی زمینی ویژهای متشکل از هزار تفنگدار دریایی نخبه تحت فرماندهی سرهنگ دولمن نیز برای عملیات پیادهسازی و تصرف استحکامات ساحلی همراه آنها بود. در غروب نهم ژوئن، ناوگان هلند در برابر دهانهٔ رود مدوی، در نزدیکی جزیرهٔ شپی، لنگر انداخت. خبر حضور هلندیها به سرعت به فرماندهی نظامی انگلیسی در قلعهٔ شیرنس و سپس به لندن مخابره شد، اما وحشت و بینظمی چنان بود که هیچ اقدام مؤثری صورت نگرفت. فرمانده قلعهٔ شیرنس، سر ادوارد اسپراگ، که یک دریاسالار شجاع اما فاقد منابع کافی بود، تلاش مذبوحانهای برای سازماندهی دفاع آغاز کرد. او زنجیر بزرگی را در عرض رودخانه کشیده بود و چندین کشتی تجاری و یدککش را در پشت آن غرق کرد تا راه را ببندد. اما این موانع عجولانه و ناقص، هرگز برای مقابله با یک حملهٔ تمامعیار طراحی نشده بودند.
سپیدهدم دهم ژوئن، هلندیها عملیات خود را با حملهای هماهنگ به جزیرهٔ شپی و قلعهٔ شیرنس آغاز کردند. این قلعه که کلید ورود به مدوی بود، با پانزده توپ و پادگانی کوچک، در برابر آتش سنگین ناوهای هلندی و یورش تفنگداران دریایی قرار گرفت. ناوچهٔ انگلیسی «یونیتی» که در نزدیکی قلعه مستقر بود، هدف نخستین حمله قرار گرفت و پس از مقاومتی کوتاه، توسط یک ناو آتشافکن هلندی به کام شعلهها فرستاده شد. ملوانان انگلیسی وحشتزده، کشتی را رها کرده و به ساحل گریختند. هلندیها سپس آتش متمرکز خود را بر قلعه گشودند. دیوارهای قدیمی قلعه در برابر گلولههای توپ فرو ریخت و پادگان آن که روحیهاش را کاملاً باخته بود، بدون مقاومت جدی گریخت و قلعه به دست هلندیها افتاد. کورنلیس دی ویت شخصاً با قایق به ساحل آمد و شاهد برافراشته شدن پرچم جمهوری هلند بر فراز خرابههای شیرنس بود. این نخستین بار در تاریخ بود که یک نیروی متخاصم، یک پایگاه نظامی در خاک اصلی انگلستان را تسخیر میکرد. خبر سقوط شیرنس، موجی از وحشت را در لندن و سراسر کنت به راه انداخت. مردم وحشتزده شروع به فرار به سمت غرب کردند و شایعاتی مبنی بر نزدیک شدن یک ارتش عظیم هلندی برای فتح لندن، شهر را فرا گرفت. اما هدف دِ رویتر، نه لندن، بلکه گنجینهای بود که در بالادست مدوی منتظرش بود.
صبح روز یازدهم ژوئن، دِ رویتر با بهرهگیری از جزر و مد صبحگاهی، اسکادران پیشروی خود را به فرماندهی ترومپ و ون خنت به درون رودخانهٔ مدوی گسیل داشت. این اسکادران شامل ناوچههای سبکتر با آبخور کم و تعداد زیادی کشتی آتشافکن بود که میتوانستند در آبهای کمعمق مانور دهند. مانع بعدی در برابر آنها، یک زنجیر آهنی عظیم بود که در باریکترین نقطهٔ رودخانه، در محلی به نام گیلینگهام ریچ، میان دو ساحل کشیده شده بود. این زنجیر که توسط سکوهای توپخانه و چندین کشتی سبک پشتیبانی میشد، آخرین خط دفاعی پیش از لنگرگاه چتم بود. در پشت زنجیر، سه کشتی بزرگ انگلیسی به نامهای «چارلز پنجم»، «ماتیاس» و «مونموث» به عنوان سد شناور لنگر انداخته بودند و آتش تهیه میکردند. فرماندهی دفاع از زنجیر بر عهدهٔ دریاسالار ادوارد اسپراگ و دوک آلبمارل، جرج مانک، بود که با شتاب از لندن به صحنه رسیده بود. مانک با مشاهدهٔ وضعیت اسفناک دفاعی، با خشمی آمیخته به ناامیدی تلاش کرد نیروها را سامان دهد، اما دیر شده بود. ناوچههای هلندی به رهبری ون براکل، یکی از جسورترین کاپیتانهای دِ رویتر، با آتش سنگین خود سکوهای توپخانهٔ ساحلی را خاموش کردند. سپس، در میان دود و آتش و فریادهای وحشت، دو کشتی آتشافکن هلندی به نامهای «پرو پاتریا» و «شیدام» به سوی زنجیر یورش بردند. باد موافق بود و جزر و مد آنها را مستقیماً به سوی مانع میراند. یکی از این کشتیهای آتشافکن با تمام قوا به زنجیر کوبید و با انفجار مهیب خود، آن را از هم گسست. راه ورود به قلب نیروی دریایی انگلستان باز شد.
در آن سوی زنجیر، وحشت مطلق حکمفرما شد. ملوانان انگلیسی که بسیاری از آنها تازهکار و بیحقوق بودند، با دیدن شعلههای مهیب و شنیدن غرش توپهای هلندی، کشتیهای خود را رها کرده و به ساحل گریختند. مانک و اسپراگ، با تپانچههای کشیده، تلاش میکردند آنها را به عرشهها بازگردانند، اما بیفایده بود. هلندیها به رهبری ون براکل، با چیرگی کامل، به سوی لنگرگاه اصلی چتم یورش بردند، جایی که بهترین و بزرگترین کشتیهای جنگی انگلستان، بیدکل و بیدفاع، لنگر انداخته بودند. نخستین قربانی بزرگ، ناو «رویال اوک» با هفتاد و شش توپ بود. یک کشتی آتشافکن هلندی خود را به بدنهٔ این غول چوبی کوبید و در میان انفجاری مهیب، آن را به مشعلی عظیم تبدیل کرد. شعلهها چنان بلند بود که گفته میشود از لندن نیز دیده میشد. سپس نوبت به ناو «رویال جیمز» رسید که آن نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد. اما بزرگترین ضربه، هنگامی وارد آمد که هلندیها مستقیماً به سراغ خود ناو پرچمدار سابق پادشاه، «رویال چارلز»، که مظهر قدرت و شکوه نیروی دریایی سلطنتی بود، رفتند. خدمهٔ اندک و وحشتزدهٔ این کشتی صد توپه، مقاومت ناچیزی کردند و سپس همگی گریختند. هلندیها با قایقهای خود به عرشهٔ این کشتی عظیم و متروک صعود کردند و پرچم جمهوری هلند را بر فراز آن به اهتزاز درآوردند. آنها سپس با طنابهای ضخیم، این غنیمت بینظیر را که بزرگترین کشتی جنگی تسخیرشده در تاریخ هلند بود، از میان گل و لای مدوی پایین کشیدند و به دریا بردند. تصویر این کشتی عظیم که در زیر پرچم هلند از رودخانه پایین میآمد و از برابر چشمان هزاران انگلیسی وحشتزده و اشکریزان عبور میکرد، به نمادی جاودان از تحقیر ملی انگلستان تبدیل شد.
اما فاجعه برای انگلیسیها هنوز پایان نیافته بود. دِ رویتر که با وسواس یک جراح میخواست کار را تمام کند، دستور ادامهٔ عملیات در روز بعد را صادر کرد. در دوازدهم ژوئن، هلندیها حتی فراتر رفتند و به سوی لنگرگاه آپنور و کارخانههای کشتیسازی چتم پیشروی کردند. مانک که دیگر کاملاً مستأصل شده بود، دستور داد هر کشتیای که قابل حرکت نیست، عمداً غرق شود تا به دست دشمن نیفتد. بدین ترتیب، انگلیسیها خودشان سیزده کشتی دیگر از جمله چندین ناو بزرگ را در اعماق کمعمق مدوی به گل نشاندند و سوراخ کردند. این اقدام اگرچه مانع از تصرف آنها شد، اما ناوگان ذخیره را کاملاً نابود کرد. هلندیها که اکنون با مقاومت مؤثرتری از سوی توپهای ساحلی مواجه شده بودند و خطر به گل نشستن در جزر و مد آنها را تهدید میکرد، نهایتاً تصمیم به عقبنشینی گرفتند. آنها در حالی که غنائم خود، از جمله رویال چارلز و یک ناو دیگر به نام «یونیتی» را یدک میکشیدند، با طمانینه و افتخار از مدوی خارج شدند. کورنلیس دی ویت که در تمام طول عملیات بر روی عرشهٔ یک ناوچه حضور داشت و گاه حتی پا را از دِ رویتر نیز فراتر میگذاشت و دستور حملات جسورانهتری میداد، در نامهای به برادرش یوهان، این پیروزی را «بزرگترین ضربهای که تاکنون بر غرور انگلستان وارد آمده» توصیف کرد.
نتایج این حمله برای انگلستان فاجعهبار و بیسابقه بود. آنها در مجموع سیزده کشتی جنگی بزرگ را از دست دادند که از این میان، هشت کشتی (از جمله رویال اوک، رویال جیمز و چندین ناو قدرتمند دیگر) به آتش کشیده شدند، دو کشتی (رویال چارلز و یونیتی) به غنیمت گرفته و به هلند برده شدند، و مابقی عمداً توسط خود انگلیسیها غرق شدند تا از سرنوشتی مشابه جلوگیری شود. این بزرگترین ضایعهٔ یکجای نیروی دریایی انگلستان در طول تاریخش بود و عملاً هستهٔ مرکزی ناوگان سلطنتی را برای ماهها فلج کرد. تلفات جانی انگلیسیها نسبتاً کم بود (حدود پانصد کشته، زخمی و اسیر)، اما ضربهٔ حیثیتی غیرقابل محاسبه بود. ساموئل پیپس، که خود از نزدیک شاهد وحشت و بینظمی در لندن بود، در خاطرات معروف خود نوشت: «قلب من از غم لبریز است... هرگز ملتی اینچنین تحقیر نشده و هرگز پادشاهی اینچنین به سقوط ننشسته بود.» در لندن، وحشت به حدی بود که بسیاری باور داشتند هلندیها به زودی پایتخت را بمباران خواهند کرد. چارلز دوم که در میان این فاجعه هنوز به خوشگذرانی و معاشرت با معشوقههایش مشغول بود، به شدت مورد خشم عمومی قرار گرفت و یکی از نزدیکانش، کلارندون، را به عنوان قربانی سیاسی این رسوایی برکنار کرد.
در سوی مقابل، این پیروزی برای هلند یک موفقیت استراتژیک کامل بود. دِ رویتر به قهرمانی بیهمتا تبدیل شد و نامش در سراسر اروپا با احترام و وحشت برده میشد. ناو «رویال چارلز» با غرور به بندر هلندسل دایپ منتقل شد و تا سالها به عنوان یک یادمان تحقیرآمیز برای بازدید عموم در آنجا نگهداری میشد و نشان سلطنتی انگلستان بر سینهٔ آن، توهینی دائمی به غرور بریتانیاییها بود. مهمترین پیامد سیاسی این حمله، تسریع در روند مذاکرات صلح بردا بود. انگلستان که اکنون کاملاً درمانده و تحقیرشده بود، ناچار به پذیرش شروط صلحی شد که به مراتب ملایمتر از آن چیزی بود که پیش از حمله طلب میکرد. پیمان صلح بردا در سی و یکم جولای ۱۶۶۷ امضا شد و به جنگ دوم انگلستان و هلند پایان داد. بر اساس این پیمان، هلندیها مستعمرهٔ نوآمستردام (نیویورک امروزی) را به انگلستان واگذار کردند، اما در عوض کنترل مستعمرهٔ ارزشمند سورینام در آمریکای جنوبی و مستعمرات ادویه در جزایر باندا را تثبیت کردند و مهمتر از همه، قوانین ناوبری که جرقهٔ اصلی جنگ بود، به نفع تجارت هلند تعدیل شد. بدین ترتیب، حمله به مدوی نه تنها بزرگترین تحقیر نظامی تاریخ انگلستان، بلکه یکی از تعیینکنندهترین رویدادهای تاریخ دریایی جهان بود که نشان داد چگونه یک استراتژی جسورانه و اطلاعات دقیق میتواند یک ابرقدرت را در خانهاش به زانو درآورد و معادلات ژئوپلیتیک را برای همیشه تغییر دهد.