
شورشهای قبطیان مصر یکی از طولانیترین و پرتنشترین سلسله مقاومتهای جمعی در تاریخ مصر پس از فتح عربی است. این شورشها نمود آشکار تلاش یک جامعهٔ کهن برای حفظ هویت فرهنگی، دینی و اجتماعی خود در برابر حاکمیت خارجی و نظامی تازه بود. فتح مصر توسط سپاه عمرو بن عاص در سال ۶۴۰ میلادی، جامعهٔ قبطی را وارد دورهای پرچالش کرد؛ دورهای که وعدههای اولیهٔ حاکمان عرب برای حفظ جان و مال اهل ذمه بهتدریج جای خود را به فشارهای مالیاتی سنگین و محدودیتهای اجتماعی داد.
اصلیترین منبع تنش، بار سنگین جزیه و خراج بود که بر دوش دهقانان قبطی قرار گرفت. دهقانان قبطی، که ستون فقرات اقتصاد کشاورزی مصر به شمار میرفتند، برای پرداخت این مالیاتها مجبور به فداکاریهای شدید بودند و در بسیاری موارد، ناتوانی در پرداخت باعث مصادره زمین و اموال آنان میشد. افزون بر این، محدودیتهای حقوقی، تحقیرهای مذهبی و کنار گذاشته شدن از مناصب اداری، نارضایتی قبطیان را به شکل عمیقتری تقویت میکرد.
در نخستین دههها پس از فتح، بخشی از نخبگان قبطی، شامل دبیران، حسابداران و کارگزاران محلی، با دستگاه اداری همکاری داشتند، زیرا مهارتهای آنان برای جمعآوری مالیات و مدیریت زمینها ضروری بود. اما با گذر زمان، فشارهای مالی و سیاسی باعث شد رابطهٔ همکاری به خصومت و بیاعتمادی تبدیل شود. کلیسای قبطی، با رهبری معنوی پاتریارک یوسف قبطی و اسقفهای محلی، نقش محوری در نگهداشتن هویت دینی و فرهنگی جامعه ایفا کرد و به مرکز شکلگیری جنبشهای مقاومت بدل شد.
نخستین شورشهای بزرگ قبطیان در نیمه دوم سده هفتم میلادی رخ داد. این شورشها عمدتاً در دلتا و مصر علیا شکل گرفتند، مناطقی که هم حضور نیروهای مرکزی ضعیفتر بود و هم وابستگی مردم به کشاورزی و آب نیل شدیدتر. در این شورشها، دهقانان محلی علیه مأموران مالیاتی و نمایندگان حکومتی دست به مقاومت زدند. پاسخ حاکمان خلافت، اعزام نیروهای نظامی و سرکوب خونین بود؛ سرکوبهایی که با کشتار، تبعید و تخریب روستاها همراه بود.
در دوران خلافت اموی (۶۶۱–۷۵۰ میلادی)، سیاست تمرکزگرایانه و تلاش برای عربیسازی دیوانها باعث شد شکاف میان قبطیان و حاکمان افزایش یابد. حذف زبانهای قبطی و یونانی از امور اداری، محدود شدن دسترسی به مشاغل دولتی و افزایش مالیات، شورشهای محلی را به جنبشهایی سازمانیافتهتر تبدیل کرد.
یکی از مهمترین و خونینترین شورشها، شورش منطقهٔ بشمور در دلتا بود که در دهههای آغازین سده نهم میلادی رخ داد. بشموریها، مردمانی مقاوم و آشنا با مسیرهای آبی و باتلاقها، توانستند سالها در برابر سپاهیان خلافت عباسی مقاومت کنند. این شورش در زمان خلافت المأمون (۸۱۳–۸۳۳ میلادی) سرکوب شد. سپاهیان خلافت با کشتار گسترده، تبعید جمعی، تخریب روستاها و اجبار به گرویدن به اسلام، مقاومت قبطیان را در هم شکستند. هزاران قبطی کشته یا آواره شدند و بسیاری از خانوادهها برای حفظ زمین و زندگی خود، اسلام آوردند.
پیامدهای شورشهای قبطیان، هم کوتاهمدت و هم بلندمدت بود. در کوتاهمدت، این شورشها منجر به افزایش کنترل دولت مرکزی، تخریب مناطق شورشی و کاهش توان نظامی جامعهٔ قبطی شد. اما در بلندمدت، این مقاومتها نشاندهندهٔ پایداری هویت فرهنگی و مذهبی جامعه قبطی بودند. حافظهٔ جمعی این مقاومت، پیوند میان زمین، دین و جامعه را تقویت کرد و تجربهای تاریخی از تنش میان قدرت مرکزی و جمعیت بومی ارائه داد.
شورشهای قبطیان مصر، نمونهای بارز از تعارض میان قدرت سیاسی و هویت فرهنگی–مذهبی جمعیت بومی است. این شورشها، از دهقانان محلی تا رهبران مذهبی، نشان داد که حتی پس از فتح نظامی، کنترل کامل دلها و ذهنها ممکن نیست. بررسی این شورشها برای درک تعامل میان دین، جامعه و قدرت سیاسی اهمیت دارد و تجربهای تاریخی فراهم میکند که همچنان درسهایی برای سیاستمداران، جامعهشناسان و مورخان دارد.
در مجموع، این شورشها نه تنها واکنشی به فشار اقتصادی و تبعیض اجتماعی بودند، بلکه بیانگر ایستادگی یک جامعهٔ کهن در برابر سلطه و تغییرات ناگهانی فرهنگی و سیاسی بودند. مطالعهٔ آنها نشان میدهد که هویت جمعی، حافظه تاریخی و مقاومت فرهنگی، میتوانند حتی در برابر سرکوب و تغییرات سیاسی شدید، پابرجا بمانند و اثر خود را در طول قرنها حفظ کنند.