ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

شورش‌های بردگان در خلافت عباسی

شورش‌های بردگان در خلافت عباسی یکی از تاریک‌ترین و در عین حال افشاگرانه‌ترین فصل‌های تاریخ اجتماعی جهان اسلام است؛ فصلی که در آن ساختارهای اقتصادی، مناسبات قدرت، نژاد، فقر، و خشونت عریان به شکلی انفجاری در هم گره خوردند. خلافت عباسی، به‌ویژه از قرن سوم هجری به بعد، به امپراتوری‌ای بدل شده بود که در ظاهر از شکوه فرهنگی، علمی و مذهبی برخوردار بود، اما در لایه‌های زیرین، بر استثمار نیروی کار بردگان، کشاورزان وابسته و حاشیه‌نشینان شهری استوار بود. شورش‌های بردگان نه پدیده‌ای حاشیه‌ای، بلکه واکنشی ساختاری به این نظام بودند؛ واکنشی که اوج آن در شورش زنگیان دیده می‌شود، اما به آن محدود نمی‌ماند.

برده‌داری در خلافت عباسی شکلی متنوع و پیچیده داشت. برخلاف تصور ساده‌انگارانه، همهٔ بردگان در خدمت خانگی یا در دربارها نبودند. بخش بزرگی از بردگان به کارهای طاقت‌فرسا در کشاورزی، استخراج نمک، کار در باتلاق‌ها، معادن، بنادر، و پروژه‌های عظیم عمرانی گماشته می‌شدند. در جنوب عراق، به‌ویژه در نواحی بصره، واسط و اهواز، زمین‌های وسیع باتلاقی وجود داشت که برای بهره‌برداری کشاورزی باید از نمک و لجن پاک‌سازی می‌شد. این کار مرگ‌بار و طاقت‌فرسا عمدتاً بر دوش بردگان آفریقایی، موسوم به «زَنگ»، گذاشته شده بود که از سواحل شرق آفریقا به‌صورت انبوه وارد بازارهای برده‌فروشی می‌شدند.

اقتصاد عباسی به‌شدت به این نیروی کار وابسته بود. مالکان بزرگ زمین، اشراف، فرماندهان نظامی و حتی نهادهای دینی از سود این سیستم بهره‌مند می‌شدند. بردگان زنگ در شرایطی زندگی می‌کردند که تقریباً هیچ شباهتی به زندگی انسانی نداشت: تغذیهٔ ناکافی، فقدان سرپناه مناسب، تنبیه‌های بدنی شدید، مرگ‌ومیر بالا و نبود هرگونه افق رهایی. این شرایط نه‌تنها نارضایتی، بلکه نوعی آگاهی جمعی از ستم مشترک را شکل داد؛ آگاهی‌ای که زمینهٔ انفجار اجتماعی را فراهم کرد.

شورش زنگیان که از سال ۲۵۵ هجری قمری آغاز شد، بزرگ‌ترین و خونین‌ترین شورش بردگان در تاریخ خلافت عباسی است. رهبری این شورش را فردی به نام علی بن محمد بر عهده داشت؛ شخصیتی پیچیده، کاریزماتیک و بحث‌برانگیز که خود را مدافع مظلومان معرفی می‌کرد و با استفاده از مفاهیم دینی، وعدهٔ رهایی، عدالت و حتی برابری را به بردگان می‌داد. او با بهره‌گیری از نارضایتی انباشته‌شدهٔ زنگیان و همچنین جذب فقرا، عرب‌های حاشیه‌نشین، دهقانان ورشکسته و حتی برخی ناراضیان سیاسی، جنبشی چندلایه ایجاد کرد که به‌سرعت از یک شورش محلی فراتر رفت.

خشونت در شورش زنگیان نقشی مرکزی داشت. زنگیان نه‌تنها علیه اربابان خود قیام کردند، بلکه به شهرها، روستاها و مراکز اقتصادی حمله بردند. بصره، یکی از بزرگ‌ترین و ثروتمندترین شهرهای جهان اسلام، به‌طور گسترده غارت شد و شاهد قتل‌عام‌های هولناک بود. منابع تاریخی از کشتار وسیع مردان، زنان و کودکان سخن می‌گویند؛ خشونتی که نه‌فقط انتقام‌جویانه، بلکه ابزاری برای ایجاد رعب و تثبیت قدرت شورشیان بود. این سطح از خشونت، تصویر بردگان مطیع و بی‌خطر را که در ذهن نخبگان عباسی شکل گرفته بود، به‌کلی در هم شکست.

ترس اجتماعی یکی از مهم‌ترین پیامدهای این شورش بود. طبقات حاکم، مالکان زمین و حتی شهرنشینان عادی، با این واقعیت مواجه شدند که بردگان، که ستون پنهان اقتصاد بودند، می‌توانند به نیرویی ویرانگر بدل شوند. این ترس در متون تاریخی، فقهی و ادبی آن دوره بازتاب یافته است؛ جایی که بردگان، به‌ویژه بردگان سیاه‌پوست، گاه با زبانی آمیخته به هراس، تحقیر و غیرانسانی‌سازی توصیف می‌شوند. این واکنش نشان می‌دهد که شورش زنگیان صرفاً یک تهدید نظامی نبود، بلکه ضربه‌ای روانی و ایدئولوژیک به نظم اجتماعی عباسی وارد کرد.

با وجود تمرکز تاریخی بر شورش زنگیان، این قیام تنها نمونهٔ شورش بردگان در خلافت عباسی نبود. در نقاط مختلف خلافت، از بین‌النهرین تا خراسان، از شام تا حجاز، شورش‌های کوچک‌تر و پراکنده‌ای رخ داد که اغلب در منابع رسمی کم‌رنگ یا تحقیرآمیز ثبت شده‌اند. این شورش‌ها گاه به‌صورت فرار جمعی بردگان، گاه حمله به اربابان محلی، و گاه پیوستن به جنبش‌های مذهبی و سیاسی مخالف خلافت بروز می‌کردند. بردگان در برخی قیام‌های علویان، خوارج و جنبش‌های محلی نقش فعالی داشتند، زیرا این جنبش‌ها وعدهٔ برهم‌زدن نظم موجود را می‌دادند.

اقتصاد، همچنان محور این ناآرامی‌ها بود. بحران‌های مالی خلافت، کاهش درآمدهای کشاورزی، فساد اداری و فشارهای مالیاتی بر دهقانان آزاد، همه به تشدید تنش‌های اجتماعی کمک می‌کرد. بردگان و فرودستان آزاد، در بسیاری موارد در یک جبهه قرار می‌گرفتند، زیرا هر دو قربانی ساختار اقتصادی‌ای بودند که ثروت را در دست اقلیتی کوچک متمرکز می‌کرد. این هم‌پوشانی منافع، امکان گسترش شورش‌ها را افزایش می‌داد و باعث می‌شد کنترل آن‌ها برای حکومت دشوارتر شود.

سرکوب شورش زنگیان پس از سال‌ها جنگ فرسایشی و با هزینه‌های انسانی و مالی عظیم انجام شد. خلافت عباسی ناچار شد نیروهای نظامی گسترده‌ای بسیج کند و منابع قابل‌توجهی را صرف بازپس‌گیری مناطق شورشی کند. پایان شورش، اگرچه نظم ظاهری را بازگرداند، اما زخم‌های عمیقی بر پیکرهٔ جامعهٔ عباسی برجای گذاشت. از آن پس، نگاه به بردگان با سوءظن و هراس بیشتری همراه شد و سیاست‌های کنترلی سخت‌گیرانه‌تری اعمال گردید، بی‌آنکه ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی مسئله به‌طور اساسی حل شود.

در مجموع، شورش‌های بردگان در خلافت عباسی، به‌ویژه قیام زنگیان، آینه‌ای هستند که چهرهٔ پنهان تمدنی بزرگ را نشان می‌دهند: تمدنی که در اوج شکوفایی فرهنگی، بر شانه‌های انسان‌هایی استوار بود که از ابتدایی‌ترین حقوق محروم بودند. این شورش‌ها یادآور آن‌اند که خشونت، ترس اجتماعی و انفجارهای انقلابی، اغلب نه از حاشیه، بلکه از دل ساختارهای اقتصادی ناعادلانه زاده می‌شوند.

شورشتاریخ
۰
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید