
شوگونسالاری توکوگاوا (دوران ادو) یکی از پُر استمرارترین و سازمانیافتهترین نظامهای سیاسی در تاریخ ژاپن است که از پیروزی توکوگاوا ایهیاسو در نبرد سکیگاهارا (۱۶۰۰ م) و پذیرش عنوان شوگون توسط او در سال ۱۶۰۳ م آغاز شد و تا سرنگونی رسمیِ باکوفو و انتقال قدرت به دولت مرکزی امپراتوری در جریان انقلاب میجی در ۱۸۶۸ م ادامه یافت. این نظام نهفقط نظم سیاسی مرکزگرا و هِیأت اداری منحصر به فردی پدید آورد، بلکه ساختار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی ژاپن را برای بیش از دو قرن و نیم شکل داد. در این مقاله ساختارهای سیاسی و اداری، ابزارهای کنترل و تثبیت قدرت، سازوکارهای اقتصادی و فرهنگی، روابط خارجی و عوامل تضعیف و فروپاشی باکوفو را با جزئیات بررسی میکنیم.
پیدایش، تثبیت و چارچوب قانونی
پس از پایان دوره جنگهای داخلی (سدهٔ شانزدهم)، توکوگاوا ایهیاسو توانست از طریق پیروزی در سکیگاهارا (۲۱ اکتبر ۱۶۰۰) موقعیتی نظامی و سیاسی بهدست آورد که نهایتاً در ۱۶۰۳ میلادی با انتصاب او به عنوان «سِیای تایشوگون» ( توسط دربار امپراتوری رسمیت پیدا کرد. مقاومت خاندان تویوتومی با محاصرهٔ قلعهٔ اُساکا (۱۶۱۴–۱۶۱۵) سرکوب شد و از آن پس توکوگاوا بهعنوان قدرت سیاسیِ مؤثر در کنار امپراتور در کیوتو قرار گرفت.
قوانین و ابزارهایی که برای تثبیت نظم ایجاد شدند عبارتاند از:
بوکهشوهاتو — آییننامهها و مقررات حاکم بر خاندانهای سامورایی و دایمیو، که ابتدا در ۱۶۱۵ وضع و سپس در دورههای بعدی بازنگری شد. برای محدود کردن استقلال نظامی دایمیوها و تعریف وظایف و حدود آنها کاربرد داشت.
ایکوکوا ایچی جو— مقرّراتِ «یک استان، یک قلعه» بهمنظور کاهش استحکامات نظامی و جلوگیری از تمرکز قدرت نظامی در دست دایمیوها (۱۳ ژوئن ۱۶۱۵ را معمولاً به آن نسبت میدهند).
سامانهٔ توزیع دارایی و مزایا بر اساس واحد «کوکو» (koku، معادل مقدار برنج برای تغذیهٔ یک نفر در یک سال) که معیار اصلیِ توان اقتصادی و رتبهٔ یک دایمیو/دومن بود.
ساختار سیاسی و اداری باکوفو
ساختار حکومت توکوگاوا ترکیبی از یک دولت مرکزی (باكوفو / باکوفو در ادو) و نظامی از دولتهای محلی (حاکمیت هانها) بود؛ به این ساختار اصطلاحاً باكوهان تایشه (bakuhan taisei) گفته میشود.
عناصر کلیدی:
شوگون : فرماندهٔ عالی و رئیسِ باکوفو که قدرت واقعی در سیاست و نظام ارتش را در دست داشت؛ اما همچنان مجوز قانونی او از امپراتور در کیوتو اخذ میشد تا اساسِ مشروعیت حفظ گردد.
رؤوسای اجراییِ باکوفو: شامل رُجُو — شورایی از سالخوردگان/مشاوران ارشد)، تایرو — «بزرگمشاور» که در مواقع بحران انتخاب میشد)، و مقاماتی مانند ماچی-بوگیو — شهردار/قاضی شهری در ادو) و جیشا-بوگیو — ناظر امور معابد و زیارتگاهها).
دایمیوها: اربابان محلی که قلمروهای خود (هانها) را مدیریت میکردند. دایمیوها به دو دستهٔ کلی تقسیم میشدند: فودای — دایمیوهای همدست و درونگروهی توکوگاوا) و توزاما — «خارجیها»، دایمیوهایی که پس از سکونت یا در زمان جنگ به توکوگاوا ملحق شده بودند و از نفوذ کمتری در امور مرکزی برخوردار بودند). این تقسیمبندی اساس سیاست اعطای منصب و اعتماد بود.
هاتاموتو و گُکِنین: نیروی نظامی و بوروکراتیک نزدیک به شوگون؛ هاتاموتوها (خاندانهای تابع) و گُکِنین (واسطهها) در خدمت مستقیمِ شوگون قرار داشتند.
ابزارهای کنترل و سیاستهای داخلی
با وجود تظاهر به استقرار نظمِ فاصلهگذاریِ قدرت بین امپراتور و شوگون، توکوگاوا برای جلوگیری از هرگونه شورش دایمیوها و حفظ مرکزگرایی از مجموعهای از ابزارهای سیاسی و اجتماعی بهره برد:
سَنگین-کوتای — نظام حضور متناوب): یکی از مهمترین ابزارها برای کنترل دایمیوها، اجبار آنان به حضور متناوب در دربار ادو و سکونت خانوادهشان بهعنوان گروگانِ «قانونی» در ادو بود. این سیستم هزینههای سنگینی بر دایمیوها تحمیل میکرد و از تجمع نیرو و ثروت آنها میکاست.
سیستم ثبت و نظارت مذهبی : برای سرکوب مسیحیت و نظارت بر جمعیت، افراد ملزم بودند به معابد بودایی ثبت نام کنند؛ این ابزار همچنین برای جمعآوری اطلاعات و کنترل اجتماعی بهکار میرفت.
محدودیتهای اجتماعی و سلسلهمراتب: جامعه به چهاطبقهٔ رسمی تقسیمبندی میشد — سامورایی(samurai)، نو (کشاورزان)، کُو (صنعتگران/هنرمندان)، و شُو (بازرگانان). این طبقهبندی، هرچند در عمل برخی مرزها را پشت سر گذاشت (مثلاً ثروتمندیِ بازرگانان)، به عنوان هنجار و آیین رسمی دنبال شد.
محرومیت از ساخت و بازسازی قلعهها و مقررات اراضی: باکوفو از طریق مقرراتی ساختوساز نظامی را محدود و از شکلگیری مراکز قدرت رقابتی جلوگیری نمود.
سانسور و کنترل اطلاعات: محدودیتهایی بر چاپ و انتشار متنها، و نظارت بر مبادلات فرهنگی و مذهبی وجود داشت، هرچند در عمل فضای فرهنگی شهری رشد کرد.
اقتصاد دورهٔ ادو متکی بر کشاورزی (برنج) بود اما بهتدریج شهری شدن و گسترش تجارت و پولگرایی، ساختار اقتصادی را تغییر داد:
واحد ارزش — کوکو: معیاری برای تولید برنج و سنجش درآمد دایمیوها؛ بسیاری از تعهدات و رتبهها بر پایهٔ «کوکو» تعیین میشد.
پول و بازارها: ظهور سیستم پولی منظمتر، رشد بازارهای شهری و مراکز توزیع (مانند اوساکا بهعنوان انبار گندم/برنج و مرکز تجاری) و پیدایش مؤسساتی شبیه بورس برنج در اوایل سدهٔ هجدهم که به تسهیل مبادلات و ابزارهای مالی انجامید.
تجارت داخلی و شبکهٔ راهها: سیستم پست و راههای شوشو — پنج راه بزرگ و شبکهٔ ایستگاههای پذیرایی به تسهیل مبادلات کالا و اطلاعات کمک کرد؛ راه توکایدو بین ادو و کیوتو اهمیت ویژهای داشت.
مشکلات مالی باکوفو و دایمیوها: افزایش هزینههای تشریفاتی، بدهیِ ساموراییها، رکود درآمد کشاورزی در زمان قحطیها و تورّم گاهی فشارهای فروانی بر خزانه وارد کرد.
فرهنگ شهری، هنر و آموزش
درونِ محدودیتهای سیاسی و انزوای بینالمللی، دورهٔ ادو شاهد شکوفایی فرهنگیِ چشمگیری بود:
دوران جنروکو , پایان قرن ۱۷ — اوایل ۱۸): دورهای که فرهنگ (بازرگانان شهری) به اوج رسید؛ ادبیات و نمایشنامهنویسی (چیکاماتسو مونزائمون)، تئاتر کابوکی، و هنر اُکیوئه رونق یافت.
ادبیات و شعر: هایکوهای ماتسوئو باشو نمونهای از تحول شعری آن دوره است؛ همچنین رمانهای رویایی و سفرنامهها رواج یافت.
آموزش و سواد: رشد مدارس محلی و افزایش نسبی سواد در طبقات شهری، به ویژه در میان بازاریان و صنعتگران.
علم غربی : با وجود سیاست انزوا، نزدیکی جزئی به هلندیها در ناگاساکی باعث شد که برخی از اختراعات و دانشهای غربی از طریق رنداکو (مطالعات هلندی) وارد ژاپن شود؛ این دانش پزشکی، نقشهبرداری و تکنولوژی را تحت تأثیر قرار داد.
روزمرگی شهری: ظهور محلههای تجاری و محلات لذتجویی مانند یوشیوارا که هنری و تجاری درهم پیچیده بودند و نمادی از فرهنگی شهری و مصرفگرا بودند.
سیاست خارجی و انزوا (ساکوکو)
باکوفو از نیمهٔ قرن هفدهم سیاست رسمی انزوای کنترلشده را اجرا کرد، معروف به ساکوکو :
ایجاد ساکوکو: سیاستهای کنترلِ رفتوآمد، محدودیت بر اعزام و بازگشت ژاپنیها، اخراج یا محدودسازیِ مبلغین مسیحی، و ممنوعیت تقریبی تجارت خارجی به جز کانالهای مشخص.
مکانهای محدود تجارت: ناگاساکی و به ویژه جزیرهٔ دِجیما مرکز تجارت هلندی و چینی بود؛ تجارت با هلندیها تحت مقررات سخت صورت میگرفت. روابط دیپلماتیک خاصی با کره (از طریق تسوشیما)، ریوکیو (از طریق ساتسوما) و آئینو (مناطق شمالی با ارتباط تجاری با ماسوماه) حفظ شد.
دلایل و پیامدها: هدف اصلی ایجاد ثبات داخلی، کنترل مسیحیت و جلوگیری از دخالت قدرتهای اروپایی بود؛ نتایجش شامل ثبات نسبی طولانیمدت داخلی، اما عقبماندگی نسبت به تکنولوژی نظامی-صنعتی غرب شد که در قرن نوزدهم پیامدهای تعیینکنندهای داشت.
باکوفو در طول دوران خود چندین موج اصلاحی را تجربه کرد که با هدف مقابله با بحرانهای مالی یا اجتماعی اجرا شدند:
اصلاحات کیوهو (Kyōhō) — شگون یوشیمونه (Tokugawa Yoshimune, رهبری اوایل قرن ۱۸): تلاش برای تقویت مالیهٔ باکوفو، اصلاح سیستم مالیاتی، تشویق به تولید و تلاش برای تنظیم بازارها. یوشیمونه یکی از شوگونهایی بود که به اصلاحات مالی و بازگشت به قاعدهٔ عملی توجه داشت.
اصلاحات کانسهی (Kansei) — مادّهٔ ماتسودایرا سادانوبو (Matsudaira Sadanobu, اواخر قرن ۱۸): واکنش به فساد و انحرافات اخلاقی، تلاش برای بازگشت به ارزشهای کنفوسیوسی و نظمگرایی اقتصادی.
اصلاحات تنپو (Tenpō) — میزنوی تاداکونی (Mizuno Tadakuni, اوایل دههٔ ۱۸۴۰): کوشش برای جبران مشکلات مالی، محدودسازی رفتارهای اشرافی و بازاری و اعمال سیاستهای قیمتی و نظم اجتماعی؛ این اصلاحات با مقاومت گسترده مواجه شد و نتایج محدود و کوتاهمدتی داشت.
این اصلاحات نشاندهندهٔ درکِ باکوفو از بحرانها بود، اما محدودیتِ ساختاری و فشارهای اجتماعی-اقتصادی مانع از اصلاحات بنیادین و پایدار شد.
فشارها، بحرانها و علل فرسایش قدرت
عوامل متعددی به تضعیف توانِ باکوفو انجامیدند؛ این عوامل همزمان و در تعامل بودند:
فشارهای مالی و بدهی: تشریفات دولت، هزینهٔ حفظ شبکهٔ سامورایی و تعهدات دایمیوها به موجب سانکین-کوتای، و همچنین قحطیها و ناپایداری تولید کشاورزی، خزانه را تضعیف نمود.
نارضایتی اجتماعی و شورشها: شورشها و اعتراضاتِ دهقانی در برخی مناطق و تظاهرات علیه سیاستهای دولت، که نشان از افزایش فشارهای زیستی و ناکارآمدی محلی داشت.
تغییرات اقتصادی و قدرت گرفتن بازاریان: رشد ثروت طبقهٔ بازرگانان (chōnin) و همزمان بدهی و بیعملی ساموراییان، تعادل اجتماعی قدیمی را به چالش کشید.
افزایش تماس با غرب و معضلِ نابرابری نظامی-فنی: ورود ناوگان آمریکایی به فرماندهی کامودور متیو پری (Commodore Matthew Perry) در سال ۱۸۵۳ و فشار برای باز کردن بنادر و انعقاد پیمانهای نابرابر (مانند قرارداد هریس) واقعیتِ فاصلهٔ فناورانه و دیپلماتیک را آشکار ساخت.
جنبشهای سیاسی و ملیگرایانه: ایدههای «پایین آوردن شوگون و احترام به امپراتور» (Sonnō jōi به معنی «پرستش امپراتور و رانش خارجیها») و فعالیتهای شیشی (shishi — فعالان ملیگرا) و برآمدن دایمیوهای قدرتمندی چون ساتسوما و چوشو که در نقشآفرینیِ نهایی در انقلاب میجی پیشتاز بودند.
رویدادهای کلیدی منتهی به پایان باکوفو
ورود پری و تعطیل نسبی ساکوکو (۱۸۵۳–۱۸۵۴): درخواست باز شدن بنادر و انعقاد قراردادها با ایالات متحده و سپس قدرتهای اروپایی. این قراردادها نفوذ غرب را افزایش و مشروعیت باکوفو را به چالش کشیدند.
بحرانهای داخلی و بیثباتی سیاسی دههٔ ۱۸۵۰–۱۸۶۰: حکومت متزلزل، رقابت میان دایمیوها، افزایش شورشها و سیاستهای ناکارا.
اتحاد و قیام دایمیوهای غربی (ساتسوما، چوشو و تسا): این گروهها نهایتاً با همپیوندی و بهکارگیری نیروهای مدرن، نقش محوری در سرنگونی نظام توکوگاوا داشتند.
انقلاب میجی و بازگشت قدرت بهِ مرکز امپراتوری (۱۸۶۸): امپراتور میجی بهعنوان نماد دولت مرکزی بازگردانده شد؛ شوگونسالاری رسماً پایان پذیرفت. سپس در سالهای بعدی، سیستمِ هان (دایمیوها) با فرمان هیبهان (Haihan-chiken — ۱۸۷۱) منحل و به استانهای جدید تبدیل شد تا تمرکز سیاسی و اداری کاملتر گرداند.
پیامدها و میراث
ثبات بلندمدت و یکپارچگی: باکوفو توانست برای بیش از ۲۵۰ سال ثبات سیاسی قابل توجهی ایجاد کند؛ این موضوع زمینهساز رشد اقتصادی داخلی و توسعه فرهنگ شهری شد.
خزانه فرهنگی و هنری: دورهٔ ادو میراث فرهنگی غنیای (ادبیات شهری، هنرهای نمایشی، طراحی و نقاشی و...) بر جای گذاشت که بهشدت در هویت ملی ژاپن نقشآفرین شد.
تاخیر صنعتی و نظامی: سیاست انزوا و محافظهکاری نهادی در نهایت موجب گردید که ژاپن در برابر امپریالیسم غربی از نظر نظامی و صنعتی در وضعیت ضعیفتری قرار گیرد؛ اما همین تماس در قرن نوزدهم محرکِ مدرنیزاسیون شد.
انتقال ساختاری به دولت مرکزیِ مدرن: اصلاحات میجی، گرچه در تضاد با اغلب سنتهای دورهٔ ادو بودند، میراث اداری و تمرکزگراییِ باکوفو را به شکل جدیدی در ساختار دولت مدرن ژاپن بازتولید کردند.
شوگونهای خاندان توکوگاوا
توکوگاوا ایهیاسو (۱۶۰۳–۱۶۰۵)
بنیانگذار شوگونسالاری توکوگاوا. پس از پیروزی در نبرد سِکیگاهارا (۱۶۰۰) قدرت ژاپن را یکپارچه کرد و نظام سیاسیِ باکوهان (ترکیب دولت مرکزی و حاکمیتهای محلی) را پایه گذاشت. برای تثبیت قدرت، خاندان تویوتومی را در محاصره اوساکا نابود کرد.
2. Tokugawa Hidetada — توکوگاوا هیدهتادا (۱۶۰۵–۱۶۲۳)
پسر ایهیاسو. سیاستهای او ادامهی روند تثبیت قدرت بود. نقش مهمی در تکمیل ساختار اداری باکوفو داشت و اقتدار شوگونسالاری را رسمیتر کرد.
3. Tokugawa Iemitsu — توکوگاوا ایهمیتسو (۱۶۲۳–۱۶۵۱)
یکی از مهمترین شوگونها. نظام سانکین-کوتای (حضور اجباری دایمیوها در ادو) را تثبیت کرد و سیاست انزوای کنترلشده (ساکوکو) را رسمی نمود. اقتدار مرکزی به اوج رسید.
4. Tokugawa Ietsuna — توکوگاوا ایهتسونا (۱۶۵۱–۱۶۸۰)
دورهای نسبتاً آرام با تداوم بوروکراسی باکوفو. در این دوره نقش مشاوران و بزرگان در ادارهی امور برجستهتر بود.
5. Tokugawa Tsunayoshi — توکوگاوا تسونایوشی (۱۶۸۰–۱۷۰۹)
مشهور به «شوگونِ سگها» به دلیل قوانین سختگیرانهی حمایت از حیوانات. از حامیان فرهنگ و هنر شهری بود اما سیاستهایش گاهی بحثبرانگیز تلقی شد.
6. Tokugawa Ienobu — توکوگاوا ایهنوبو (۱۷۰۹–۱۷۱۲)
اصلاحاتی معتدل در دربار انجام داد و سیاستها را نرمتر کرد. کوشید تا از سختگیریهای دوره قبل بکاهد.
7. Tokugawa Ietsugu — توکوگاوا ایهتسوگو (۱۷۱۳–۱۷۱۶)
در کودکی به شوگونی رسید و خیلی زود درگذشت. همین امر راه را برای به قدرت رسیدن شاخهای دیگر از خاندان باز کرد.
8. Tokugawa Yoshimune — توکوگاوا یوشیمونه (۱۷۱۶–۱۷۴۵)
از برجستهترین شوگونها. اصلاحات کیُوهُو (Kyōhō) را برای بهبود مالیات، اقتصاد و مدیریت اجرا کرد. به عملگرایی و سادهزیستی معروف بود و آموزش و ساماندهی مالی را تقویت کرد.
9. Tokugawa Ieshige — توکوگاوا ایهشیگه (۱۷۴۵–۱۷۶۰)
شوگونی نسبتاً کماثر که بیشتر اداره کشور در دست مشاوران بود. سلامت ضعیف و ضعف مدیریتی او مشهور است.
10. Tokugawa Ieharu — توکوگاوا ایهارو (۱۷۶۰–۱۷۸۶)
دورهای همراه با مشکلات اقتصادی و فساد اداری. شورشها و تنشهای اجتماعی افزایش یافت.
11. Tokugawa Ienari — توکوگاوا ایهناری (۱۷۸۷–۱۸۳۷)
طولانیترین دوران حکومت در میان شوگونها. در عین شکوفایی فرهنگی، فساد اداری و ولخرجی در دربار افزایش یافت. پایههای مالی باکوفو تضعیف شد.
12. Tokugawa Ieyoshi — توکوگاوا ایهیوشی (۱۸۳۷–۱۸۵۳)
در پایان دورهی او ناوگان آمریکا به فرماندهی متیو پری وارد ژاپن شد و بحران تماس با غرب آغاز گردید.
13. Tokugawa Iesada — توکوگاوا ایهسادا (۱۸۵۳–۱۸۵۸)
دورهای کوتاه اما بسیار بحرانی. پیمانهای نابرابر با غرب امضا شد و شکاف سیاسی داخل ژاپن تشدید گردید.
14. Tokugawa Iemochi — توکوگاوا ایهموچی (۱۸۵۸–۱۸۶۶)
شاهد اوجگیری جنبشهای ضدشوگون و طرفداران تقویت قدرت امپراتور بود. درگیریهای نظامی داخلی افزایش یافت.
15. Tokugawa Yoshinobu — توکوگاوا یوشینوبو (۱۸۶۶–۱۸۶۸)
آخرین شوگون. برای جلوگیری از جنگ داخلی، داوطلبانه قدرت را به امپراتور واگذار کرد. با این عمل، شوگونسالاری توکوگاوا پس از بیش از ۲۵۰ سال پایان یافت و دورهی میجی آغاز شد.