
عملیات وزروبونگ در بامداد ۹ آوریل ۱۹۴۰ یکی از جسورانهترین و در عین حال پرهزینهترین تهاجمات نظامی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بود که با هدف اشغال همزمان دانمارک و نروژ طراحی و اجرا شد. این عملیات نتیجه نگرانی عمیق رهبری آلمان از تهدید متفقین علیه مسیرهای حیاتی تأمین سنگآهن سوئد بود؛ مادهای که ستون فقرات صنایع جنگی رایش سوم را تشکیل میداد و بخش عمده آن از طریق بنادر شمالی نروژ، بهویژه بندر ناروییک، به آلمان منتقل میشد. آلمان همچنین بیم آن داشت که بریتانیا و متحدانش با اشغال نروژ، پایگاههای دریایی و هوایی خطرناکی در شمال اروپا ایجاد کنند و راههای دریایی آلمان در دریای شمال و اقیانوس اطلس را بهشدت تهدید نمایند. از اینرو تصمیم به یک حمله پیشدستانه گرفته شد که بر سرعت، غافلگیری و هماهنگی همزمان نیروی دریایی، هوایی و زمینی استوار بود.
در نخستین ساعات عملیات، دانمارک عملاً بدون نبرد جدی سقوط کرد. نیروهای آلمانی با عبور زمینی، فرود هوایی و اشغال سریع فرودگاهها و مراکز حیاتی، دولت دانمارک را وادار به تسلیم کردند. ارتش دانمارک که توان مقاومت در برابر چنین حملهای را نداشت، برای جلوگیری از ویرانی گسترده، دستور توقف مقاومت را صادر کرد و کشور ظرف چند ساعت تحت کنترل آلمان درآمد.
اما نروژ صحنهای کاملاً متفاوت بود. جغرافیای کوهستانی، سواحل طولانی، فیوردهای عمیق و پراکندگی مراکز شهری باعث شد آلمان ناچار شود همزمان در چندین نقطه حیاتی حمله کند. نیروهای آلمانی به سمت اسلو، برگن، تروندهایم، ناروییک و استاوانگر یورش بردند و برای نخستین بار در چنین مقیاسی از ترکیب ناوگان جنگی، نیروهای کوهستانی و چتربازان استفاده کردند. هدف اصلی تصرف سریع بنادر و فرودگاهها پیش از آن بود که ارتش نروژ بتواند سازماندهی شود یا متفقین فرصت مداخله پیدا کنند.
در مسیر تصرف اسلو، یکی از مهمترین و نمادینترین رویدادهای این عملیات رخ داد. رزمناو سنگین آلمانی بلویشر هنگام عبور از تنگه دروباک هدف آتش توپخانه ساحلی و اژدرهای قلعه اوسکارسبورگ قرار گرفت. انفجار شدید مهمات و آتشسوزی گسترده باعث غرق شدن این کشتی و کشته شدن صدها نفر از خدمه آن شد. این حادثه، که ضربهای سنگین و غیرمنتظره برای نیروی دریایی آلمان بود، پیشروی سریع به اسلو را برای چند ساعت متوقف کرد و همین تأخیر کوتاه اما حیاتی، امکان فرار پادشاه، دولت و اسناد مهم نروژ را فراهم آورد. با این حال، آلمان با استفاده از فرودهای هوایی و تصرف فرودگاهها توانست کنترل پایتخت را تثبیت کند.
در جنوب و مرکز نروژ، اشغال فرودگاههایی مانند سولا و فورنبو نقش تعیینکنندهای داشت. یگانهای هوابَرتاب با هواپیما منتقل شدند و با وجود مشکلاتی چون مه، آتش پدافند زمینی و سقوط یا فرود اضطراری برخی هواپیماها، موفق شدند این نقاط کلیدی را به تصرف درآورند. این فرودگاهها مسیر ورود نیروهای کمکی، تجهیزات و پشتیبانی هوایی را باز کردند و به آلمان امکان داد عملیات را با سرعت ادامه دهد.
اما شدیدترین و طولانیترین درگیریها در شمال نروژ و پیرامون بندر ناروییک رخ داد. آلمان برای تصرف این بندر حیاتی، حدود ده ناوشکن را به کار گرفت که هرکدام نزدیک به دویست نیروی پیاده، عمدتاً از یگانهای کوهستانی، را حمل میکردند. در مجموع حدود ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ نیروی کوهستانی وارد منطقه شدند. این نیروها در ابتدا موفق شدند بندر را تصرف کنند، اما خیلی زود با واکنش شدید متفقین روبهرو شدند. نیروی دریایی بریتانیا به همراه نیروهای فرانسوی و لهستانی وارد نبرد شد و درگیریهای دریایی سنگینی در فیوردهای اطراف ناروییک شکل گرفت.
نبردهای ناروییک از خونینترین بخشهای عملیات وزروبونگ بود. در جریان این درگیریها، ناوشکنهای آلمانی یکی پس از دیگری یا در نبردهای مستقیم غرق شدند یا به دلیل کمبود سوخت و مهمات و محاصره دریایی، توسط خدمه خود منهدم شدند. در نهایت تقریباً تمامی ناوشکنهای آلمانی اعزامشده به ناروییک از دست رفتند؛ ضربهای سنگین برای نیروی دریایی آلمان که تا مدتها توان تهاجمی آن را محدود کرد. با وجود این خسارات، نیروهای زمینی آلمانی در خشکی مقاومت کردند و درگیریهای کوهستانی شدیدی با نیروهای نروژی و متفقین درگرفت.
در مقطعی، نیروهای متفقین موفق شدند ناروییک را بازپس بگیرند و این نخستین پیروزی زمینی مهم آنها علیه آلمان در جنگ جهانی دوم به شمار میرفت. اما این موفقیت دوام نیاورد. با آغاز تهاجم گسترده آلمان در غرب اروپا و فروپاشی جبهه فرانسه، متفقین تصمیم گرفتند نیروهای خود را از نروژ خارج کنند. تخلیه نیروها در اواخر مه و اوایل ژوئن ۱۹۴۰ انجام شد و با خروج آنها، سرنوشت نروژ عملاً رقم خورد.
در ۱۰ ژوئن ۱۹۴۰، مقاومت سازمانیافته ارتش نروژ در خاک اصلی کشور پایان یافت. دولت و پادشاه در تبعید به بریتانیا رفتند، اما نیروهای نروژی در دریا و واحدهای مستقر در خارج از کشور تا پایان جنگ به نبرد علیه آلمان ادامه دادند. اشغال نروژ به آلمان اجازه داد مسیرهای حیاتی تأمین منابع را ایمن کند، پایگاههای دریایی و هوایی گستردهای در شمال اروپا بسازد و فشار سنگینی بر مسیرهای کشتیرانی متفقین وارد آورد.
عملیات وزروبونگ اگرچه از نظر استراتژیک برای آلمان موفقیتآمیز بود، اما هزینههای انسانی و نظامی قابل توجهی بههمراه داشت. تلفات انسانی آلمان در این عملیات حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر برآورد میشود و نیروی دریایی این کشور ضربهای جبرانناپذیر از دست دادن شمار زیادی ناوشکن متحمل شد. متفقین نیز چندین کشتی جنگی و حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر تلفات دادند. برای مردم نروژ، این عملیات آغاز پنج سال اشغال، سرکوب و مقاومت بود.
در نهایت، وزروبونگ بهعنوان نمونهای برجسته از جنگ مدرن اوایل قرن بیستم شناخته میشود؛ عملیاتی که اهمیت غافلگیری، هماهنگی میان نیروهای زمینی، هوایی و دریایی، نقش حیاتی فرودگاهها و بنادر، و همچنین آسیبپذیری نیروی دریایی در برابر شرایط لجستیکی و حملات هوایی را بهروشنی نشان داد و تأثیر عمیقی بر روند جنگ در شمال اروپا بر جای گذاشت.