ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۶ دقیقه·۱۷ روز پیش

قتل‌عام اصفهان توسط تیمور لنگ

در سال ۷۸۹ هجری قمری، تیمور لنگ پس از فتح شهرهای مختلف ایران، به سوی اصفهان که یکی از بزرگ‌ترین و پررونق‌ترین شهرهای آن زمان بود حرکت کرد. اصفهان در آن دوره تحت کنترل خاندان آل مظفر بود و حاکم آن شاه یحیی مظفری محسوب می‌شد. با نزدیک شدن سپاه عظیم تیمور، شاه یحیی صلاح را در تسلیم شهر دید و تصمیم گرفت بدون مقاومت دروازه‌ها را بگشاید. او با گروهی از اشراف، علما و بزرگان شهر به استقبال تیمور رفت و رسماً اعلام اطاعت کرد. تیمور نیز در ظاهر با ملایمت برخورد کرد و فرمان داد که سپاهیانش متعرض مردم نشوند و تنها مبلغی را به عنوان خراج یا غرامت از شهر دریافت کنند. طبق توافق اولیه، قرار شد مردم اصفهان مبلغ هنگفتی را به عنوان تاوان صلح و تضمین امنیت خود بپردازند و در ازای آن، جان و مالشان در امان باشد. مبلغ تعیین‌شده بسیار سنگین بود و برای تأمین آن، مأموران جمع‌آوری مالیات تیمور در شهر مستقر شدند و شروع به اخذ پول و اموال از مردم کردند. در این میان، فرماندهان تیمور و سربازانشان برای تسریع در جمع‌آوری خراج، شروع به اعمال فشار و خشونت نمودند و رفتار خشن آنها موجب نارضایتی شدید مردم شهر گردید.

در شبی که قرار بود آخرین اقساط این مبلغ پرداخت شود، حادثه‌ای کوچک در بیرون از دروازه‌های شهر جرقه یک تراژدی عظیم را زد. گروهی از سربازان تیمور که برای استراحت و گذراندن شب به بیرون از حصار شهر رفته بودند، با مردم محلی درگیر شدند. روایت‌ها حکایت از آن دارد که یکی از مردم اصفهان، که آهنگری بود، به دلیل تعرض یکی از سربازان به ناموسش یا شاید به دلیل فشار مالیاتی طاقت‌فرسا، با سربازان درگیر شد و با چکش خود یکی از آنها را کشت. این جرقه کوچک به سرعت به آتشی فراگیر تبدیل شد. مردم خشمگین اصفهان که تحت فشار مالیات و سوء رفتار سربازان بودند، به یکباره شورش کردند و در طول آن شب به هر سرباز تیموری که در داخل یا اطراف شهر یافتند حمله کردند. تعداد سربازان تیموری که در شهر مستقر بودند یا برای خرید و استراحت به آنجا رفته بودند، حدود سه هزار نفر تخمین زده می‌شود و مردم خشمگین تقریباً تمامی آنها را سلاخی کردند. گفته می‌شود که صدای شیپور و طبل که نشانه‌ای از شورش بود، در شهر پیچید و مردم با هر وسیله‌ای که در دست داشتند به کشتار سربازان پرداختند. این اقدام خودجوش و خونین، درحالی‌که شاید برای لحظه‌ای خشم فروخورده مردم را فرو نشاند، عملاً حکم اعدام کل شهر را امضا کرد.

خبر این کشتار به سرعت به اردوگاه تیمور رسید. تیمور که خشمگین و غضبناک شده بود، چهره‌اش برافروخته گشت و دستور انتقامی بی‌رحمانه را صادر کرد. او سپاهیانش را فراخواند و فرمان داد که هیچ یک از ساکنان شهر زنده نمانند. برای اطمینان از اجرای کامل این فرمان، شیوه‌ای نظامی و هولناک طراحی کرد. او به هر یک از سرداران و دسته‌های سپاهش مسئولیت قتل‌عام بخش مشخصی از شهر را واگذار کرد و از آنها خواست که سرهای کشته‌شدگان را به عنوان مدرک نزد او بیاورند. تعداد مشخصی سر برای هر سرباز یا هر گروه تعیین شد و اگر سهمیه‌ای کامل نمی‌شد، خود آن سرباز مسئول با همان سرنوشت روبرو می‌گشت. سپس سپاه تیمور از هر سو وارد شهر شد. مقاومت اولیه مردم به سرعت در هم شکست و آنچه پس از آن رخ داد، یک کشتار سیستماتیک و سازمان‌یافته در مقیاسی باورنکردنی بود. سربازان خانه به خانه، کوچه به کوچه و محله به محله پیش می‌رفتند. هیچ‌کس در امان نبود؛ مردان، زنان، کودکان، پیران و حتی حیوانات نیز قتل‌عام می‌شدند. روایت‌ها می‌گویند که برای صرفه‌جویی در وقت، سربازان مردم را به صورت گروهی به صف می‌کردند و سر می‌بریدند. خون در جوی‌های آب روان بود و فریادهای هولناک مردم تا فرسنگ‌ها آن‌سوی شهر شنیده می‌شد.

در این میان، آن‌چه این فاجعه را عمیق‌تر و ترسناک‌تر می‌کند، وضعیت متفاوت گروه‌های خاصی از مردم بود. علما، سادات و فقهای شهر که در ابتدا نقشی در شورش نداشتند و حتی بسیاری از آنها در خانه‌های خود مانده بودند، گمان می‌کردند که از این حکم مرگ مستثنی هستند. اما تیمور در خشم خود هیچ استثنایی قائل نشد. با این حال، گفته می‌شود که در لحظات اولیه یکی از علمای برجسته اصفهان به نام مولانا قطب‌الدین که مورد احترام بود، خود را به تیمور رساند و با شجاعت تمام او را به خاطر این عمل نکوهش کرد و درخواست رحمت نمود. تیمور که گویا تحت تأثیر شهامت او قرار گرفته بود یا شاید به دلیل احترامی که برای عالمان دینی قائل بود، دستور داد که از کشتن او و خاندانش و همچنین کسانی که در خانه او پناه گرفته بودند صرف‌نظر کنند. اما این رحم‌آمیزترین بخش ماجرا بود، زیرا طبق برخی روایات، او همزمان فرمان عجیب و هولناک دیگری صادر کرد: هر کس که یک سید یا عالم را بکشد، ده سید یا عالم دیگر را باید بکشد تا غرامت آن جبران شود. این فرمان متناقض نشان‌دهنده اوج جنون و خشونت در آن لحظات است و عملاً حتی همان استثنا را نیز بی‌اثر نمود.

پس از پایان قتل‌عام، تیمور دستور داد تا از سرهای بریده‌شده قربانیان، مناره‌هایی از کله بسازند. این شیوه هولناک، امضای همیشگی فتوحات تیمور بود. در اصفهان، تعداد کشته‌شدگان چنان زیاد بود که گفته می‌شود سربازان موفق شدند بیش از چهل یا پنجاه مناره از سرهای انسان‌ها در نقاط مختلف شهر برپا کنند. برای ساخت این مناره‌ها، سرها را با ملات گل و گچ روی هم می‌چیدند تا سازه‌ای مخروطی شکل و بلند ایجاد شود که هم نشانی از قدرت ویرانگر تیمور باشد و هم عبرتی برای هر شهر و دیاری که اندیشه مقاومت در سر می‌پروراند. تعداد دقیق قربانیان در منابع مختلف، از هفتاد هزار تا دویست هزار نفر ذکر شده است. این اختلاف فاحش به دلیل نبود آمار دقیق در آن زمان و بزرگ‌نمایی یا کم‌نمایی وقایع توسط مورخان مختلف است، اما حقیقت این است که جمعیت اصفهان در آن دوره که یکی از متراکم‌ترین شهرهای ایران بود، تقریباً به طور کامل از بین رفت. محله‌های آباد و پرجمعیت به ویرانه‌هایی بدل شدند که بوی تعفن اجساد از آنها برمی‌خاست. بازارهای پررونق اصفهان که شهرت جهانی داشتند، خاموش و متروک شدند. کاخ‌ها، مساجد و مدارس باشکوه یا ویران شدند یا به گورستان‌های دسته‌جمعی بدل گشتند. رودخانه زاینده‌رود که از کنار شهر می‌گذشت، در آن روزها به جای آب، خون جاری در خود می‌دید و اجساد شناور بر سطح آن چنان زیاد بود که راه آب را بسته بودند. فضای شهر مملو از دود آتش‌سوزی‌های عمدی و بوی سوختگی و خون بود. خانواده‌هایی که در زیرزمین‌ها یا آب‌انبارها پنهان شده بودند، یا از دود خفه شدند یا سربازان پیدایشان کرده و به قتل رساندند. بازماندگان احتمالی، که تعدادشان بسیار اندک بود، آواره بیابان‌ها شدند و تا سال‌ها بعد، اصفهان به عنوان شهری متروک و اشباح‌زده در خاطره‌ها باقی ماند. این واقعه چنان در حافظه جمعی ایرانیان حک شد که حتی قرن‌ها بعد، مورخان و شاعران از آن به عنوان نمادی از ویرانگری و سنگ‌دلی یاد می‌کردند و عملاً دوره‌ای از حیات این شهر کهن را برای همیشه به پایان رساند.

اصفهانتاریخایران
۳
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید