ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

قتل‌عام بابی یار

قتل‌عام بابین‌یار یکی از فجیع‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین رویدادهای هولوکاست بود؛ رخدادی که در آن کشتار جمعی نه در اتاق‌های گاز، بلکه در فضای باز، در برابر آسمان، با گلوله و به‌صورت صنعتی‌وار انجام شد. بابین‌یار دره‌ای طبیعی در حاشیه شمال‌غربی شهر کی‌یف بود؛ شکافی عمیق در زمین با دیواره‌های شیب‌دار که پیش از جنگ منطقه‌ای نسبتاً خلوت و محل دفن محسوب می‌شد. همین ویژگی جغرافیایی — یک دره عمیق با دسترسی محدود — آن را به مکانی ایده‌آل برای اعدام‌های گسترده تبدیل کرد.

در ۱۹ سپتامبر ۱۹۴۱، نیروهای آلمان نازی کی‌یف را اشغال کردند. چند روز بعد، مجموعه‌ای از انفجارهای مهیب در مرکز شهر رخ داد که در واقع توسط نیروهای عقب‌نشینی‌کرده شوروی کار گذاشته شده بود، اما فرماندهی آلمان بدون ارائه مدرک، یهودیان شهر را مسئول دانست. این بهانه‌ای شد برای اجرای یک کشتار از پیش طراحی‌شده. تصمیم اصلی توسط فرماندهان «آینزاتس‌گروپن» گرفته شد؛ واحدهای سیار کشتار که پشت جبهه حرکت می‌کردند و مأموریتشان حذف فیزیکی «دشمنان نژادی و سیاسی» بود.

در ۲۶ سپتامبر اعلامیه‌هایی در سراسر کی‌یف نصب شد. متن اعلامیه دستور می‌داد همه یهودیان شهر و اطراف آن در صبح ۲۹ سپتامبر در نقطه‌ای مشخص حاضر شوند و مدارک، پول، اشیای قیمتی و لباس گرم همراه داشته باشند. لحن اعلامیه طوری بود که بسیاری تصور کردند انتقال یا اسکان مجدد در پیش است. همین فریب باعث شد هزاران خانواده — مردان، زنان، سالمندان و کودکان — با نظم و حتی با چمدان به محل تعیین‌شده بروند. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد عده‌ای که خاطره اخراج‌های پیشین در اروپا را داشتند، گمان می‌کردند به کار اجباری فرستاده خواهند شد، نه مرگ.

در صبح ۲۹ سپتامبر، جمعیت عظیمی به سمت دره هدایت شد. مسیر با ایست‌های بازرسی متعدد کنترل می‌شد. ابتدا مدارک و اشیای قیمتی گرفته می‌شد، سپس افراد به بخش‌های جداگانه هدایت می‌شدند. در نزدیکی لبه دره، قربانیان مجبور به درآوردن کامل لباس‌هایشان بودند. لباس‌ها به‌دقت جمع‌آوری، دسته‌بندی و برای استفاده یا ارسال به آلمان بسته‌بندی می‌شد. این نشان می‌دهد که کشتار نه یک انفجار خشونت ناگهانی، بلکه عملیاتی برنامه‌ریزی‌شده با مدیریت لجستیکی دقیق بود.

قربانیان در گروه‌های کوچک به لبه دره برده می‌شدند. آن‌ها مجبور بودند روی لایه‌های اجساد قبلی دراز بکشند. تیراندازان با مسلسل یا سلاح کمری از فاصله نزدیک شلیک می‌کردند؛ معمولاً به پشت سر. این روش باعث می‌شد بدن‌ها روی هم انباشته شوند و فضای دره به‌صورت «چندلایه» پر شود. سرعت عملیات حیرت‌انگیز بود: در حدود ۳۶ ساعت، ۳۳٬۷۷۱ یهودی کشته شدند. این رقم در گزارش رسمی آلمانی ثبت شده و از معدود مواردی است که خود عاملان چنین عدد دقیقی ارائه داده‌اند.

پس از این دو روز، بابین‌یار به محل اعدام دائمی تبدیل شد. طی ماه‌های بعد، هزاران نفر دیگر — از جمله روم‌ها (کولی‌ها)، اسیران جنگی ارتش سرخ، بیماران روانی، اعضای مقاومت اوکراینی و حتی افرادی که به کوچک‌ترین شکل مظنون تلقی می‌شدند — در همان دره کشته شدند. برآوردهای تاریخی مجموع قربانیان را بین ۷۰ تا بیش از ۱۰۰ هزار نفر تخمین می‌زنند. برخی پژوهش‌ها ارقام بالاتری نیز مطرح کرده‌اند، زیرا همه اعدام‌ها مستندسازی نشده بود.

در سال ۱۹۴۳، زمانی که ارتش سرخ در حال پیشروی بود، آلمانی‌ها عملیاتی برای نابودی آثار جرم آغاز کردند. زندانیان را وادار کردند اجساد را از گورهای جمعی بیرون بکشند، آن‌ها را روی شبکه‌هایی از ریل راه‌آهن و چوب بسوزانند و خاکسترها را خرد و پراکنده کنند. این عملیات چندین هفته طول کشید. سپس بیشتر این زندانیان کشته شدند تا شاهدی باقی نماند. با این حال، گروه کوچکی موفق به فرار شدند و بعدها شهادت دادند؛ همین شهادت‌ها جزئیات فنی این «پاک‌سازی شواهد» را روشن کرد.

پس از جنگ، در اتحاد شوروی روایت رسمی از این فاجعه، هویت یهودی قربانیان را کم‌رنگ کرد و آنان را صرفاً «شهروندان شوروی» نامید. سال‌ها طول کشید تا یادبودهایی که به‌صراحت از یهودیان نام ببرند ساخته شود. سکوت سیاسی پیرامون بابین‌یار خود بخشی از تاریخ این فاجعه است؛ گویی جنایت دوبار رخ داده بود: یک‌بار با گلوله، بار دیگر با حذف حافظه.

بابین‌یار نمونه‌ای از آن چیزی است که مورخان آن را «هولوکاست با گلوله» می‌نامند؛ مرحله‌ای از نسل‌کشی که پیش از اردوگاه‌های مرگ صنعتی در لهستان اشغالی رخ داد و نشان می‌دهد ماشین کشتار نازی ابتدا در میدان‌های باز و دره‌ها و جنگل‌ها تمرین شد. این رویداد نشان می‌دهد چگونه بوروکراسی، ایدئولوژی نژادپرستانه و اطاعت کورکورانه می‌توانند در زمانی کوتاه هزاران انسان را به اعدادی در یک گزارش اداری تبدیل کنند.

آلمان نازیاس اسجنگ جهانی دومشوروی
۴
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید