ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

محاصره دژ یعقوب

محاصره دژ یعقوب در تابستان سال ۱۱۷۹ میلادی یکی از نقاط عطف رویارویی میان صلاح‌الدین ایوبی و پادشاه جذامی اورشلیم، بالدوین چهارم بود؛ تقابلی که در بستر کشمکش طولانی میان دولت‌های صلیبی و قدرت رو‌به‌رشد ایوبیان در شام شکل گرفت. برای فهم این محاصره باید چند سال به عقب بازگردیم؛ زمانی که صلاح‌الدین پس از تثبیت قدرت در مصر و سپس گسترش نفوذ در دمشق و حلب، عملاً به قدرت مسلط جهان اسلام در شام تبدیل شده بود. در سوی مقابل، پادشاهی اورشلیم با وجود ضعف انسانی و اختلافات اشراف، همچنان شبکه‌ای از دژهای مرزی را در اختیار داشت که ستون فقرات دفاعی آن محسوب می‌شد.

محل احداث دژ یعقوب در گذرگاهی باریک بر رود اردن قرار داشت؛ گذرگاهی که یکی از معدود نقاط عبور ایمن میان شام و سرزمین‌های تحت کنترل صلیبیان بود. کنترل این نقطه یعنی توان نظارت بر رفت‌وآمد نیروها، کاروان‌ها و حتی امکان یورش ناگهانی به عمق خاک دشمن. بالدوین چهارم به‌خوبی فهمیده بود که اگر در این معبر دژی سنگین و مستحکم بنا کند، می‌تواند تحرکات صلاح‌الدین را در شمال فلسطین مهار کند و ارتباط دمشق با جنوب را تهدید نماید. به همین دلیل در حدود سال ۱۱۷۸ ساخت دژ را آغاز کرد و گروهی از شوالیه‌های معبد مسئولیت آن را بر عهده گرفتند.

دژ با دیوارهای قطور سنگی، برج‌های دیده‌بانی و خندقی پیرامونی طراحی شده بود. منابع از حضور صدها نیروی نظامی و کارگر در محل سخن می‌گویند؛ حتی اسیران مسلمان نیز برای تسریع در ساخت‌وساز به کار گرفته شده بودند. دیوارها هنوز به‌طور کامل تکمیل نشده بود که خبر ساخت آن به صلاح‌الدین رسید. او اهمیت استراتژیک محل را فوراً درک کرد. این دژ اگر تکمیل می‌شد، می‌توانست همانند خنجری در پهلوی قلمرو او عمل کند.

گفته می‌شود صلاح‌الدین در مرحله‌ای کوشید با پیشنهاد پرداخت مبلغی قابل توجه، ساخت دژ را متوقف کند. این اقدام نه از سر ضعف، بلکه ناشی از درک واقع‌بینانه خطر بود. اما بالدوین پیشنهاد را رد کرد. این ردّ پیشنهاد، عملاً راه را به سوی تقابل مستقیم باز کرد.

در تابستان ۱۱۷۹، پس از درگیری‌های پراکنده و تضعیف نیروهای صلیبی در نبردهای مرزی، صلاح‌الدین فرصت را مناسب دید. سپاه او با سرعت به سوی دژ حرکت کرد و محاصره را آغاز نمود. محاصره نه یک حلقه طولانی فرسایشی، بلکه عملیاتی فشرده و تهاجمی بود. تیراندازان مسلمان مدافعان را زیر آتش گرفتند و هم‌زمان گروهی از مهندسان به حفر تونل در پای دیوارها پرداختند. هدف، تضعیف پیِ دیوار و فرو ریختن بخشی از آن با سوزاندن تیرک‌های نگهدارنده بود؛ روشی که در جنگ‌های قرون وسطی بسیار مؤثر محسوب می‌شد.

در داخل دژ، مدافعان که ترکیبی از شوالیه‌ها و سربازان پیاده بودند، مقاومت سرسختانه‌ای نشان دادند. آنان می‌دانستند که سقوط این موضع چه پیامدی خواهد داشت. اما عملیات مهندسی مهاجمان تعیین‌کننده شد. پس از چند روز نبرد شدید، بخشی از دیوار فرو ریخت و شکافی بزرگ ایجاد شد. نیروهای صلاح‌الدین از رخنه وارد شدند و نبرد تن‌به‌تن در فضای محدود و آکنده از دود و آتش آغاز شد.

پادشاه اورشلیم که از آغاز محاصره آگاه شده بود، با شتاب برای نجات دژ حرکت کرد، اما سرعت سقوط آن بیش از پیش‌بینی او بود. هنگامی که به نزدیکی محل رسید، دژ عملاً در آتش می‌سوخت و کار از کار گذشته بود. بسیاری از مدافعان کشته شدند و شمار قابل توجهی نیز به اسارت درآمدند. منابع درباره تعداد دقیق کشته‌ها اختلاف دارند، اما روشن است که تلفات صلیبیان سنگین بود. خود دژ نیز پس از تسخیر، ویران شد تا دیگر نتواند به پایگاه دفاعی بدل شود.

این محاصره از نظر نظامی یک پیروزی تاکتیکی مهم برای صلاح‌الدین بود، اما اهمیت آن فراتر از یک دژ مرزی است. با نابودی این پایگاه، توازن قدرت در شمال فلسطین به سود او تغییر کرد و ابتکار عمل به دست سپاه ایوبی افتاد. چند سال بعد، همین برتری راه را برای ضربه‌ای بسیار بزرگ‌تر در حطین هموار کرد؛ جایی که ارتش پادشاهی اورشلیم تقریباً نابود شد و بیت‌المقدس به دست صلاح‌الدین افتاد.

محاصره دژ یعقوب نمونه‌ای فشرده از منطق جنگ در سده دوازدهم است: اهمیت گذرگاه‌ها، نقش مهندسی نظامی، سرعت عمل در محاصره، و تأثیر روانی سقوط یک موضع مرزی بر موازنه کلی قدرت. تاریخ گاهی در میدان‌های پهناور رقم نمی‌خورد؛ گاه در شکاف یک دیوار سنگی، زیر شعله‌های آتش و در فاصله چند ساعت، مسیر سال‌های بعد تعیین می‌شود.

تاریخجنگ های صلیبیاورشلیم
۶
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید