ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

محاصره مسکو 1382میلادی

سال۱۳۸۲، سپاه روس به رهبری دیمیتری دونسکوی در نبرد کولیکوو نیرویی از اردوی زرین را که زیر فرماندهی مامای بود شکست داد. مامای خود خان قانونی نبود، بلکه مدعی قدرت درون اردوی زرین بود. این شکست جایگاه او را فرو ریخت و راه را برای قدرت‌گیری رقیبش، توقتمش، هموار کرد. توقتمش با تکیه بر حمایت نظامی تیمور توانست بخش‌های شرقی و سپس غربی اردوی زرین را یکپارچه کند و خود را خان قانونی اعلام کند.

پس از تثبیت موقعیتش در استپ‌های ولگا و دشت قبچاق، توقتمش در سال ۱۳۸۲ به سوی سرزمین‌های روس حرکت کرد. مسیر او از ولگا به سمت شمال‌غرب بود. برخی شاهزادگان روس، از جمله شاهزاده ریازان، در برابر او مقاومت جدی نکردند و حتی اطلاعاتی در اختیارش گذاشتند. این عدم هماهنگی میان شاهزادگان روس، راه را برای پیشروی سریع نیروهای تاتار باز کرد.

دیمیتری دونسکوی هنگام نزدیک شدن سپاه توقتمش در مسکو حضور نداشت؛ او برای گردآوری نیرو به شهرهای دیگر رفته بود. فرمان دفاع شهر بر عهده بویارها و اسقف‌ها قرار گرفت. مسکو در آن زمان دارای کرملین با دیوارهای سنگی سفید (بازسازی‌شده در دهه ۱۳۶۰ میلادی) بود، اما بخش‌های وسیعی از شهر با سازه‌های چوبی ساخته شده بود و در برابر آتش آسیب‌پذیر بود.

سپاه توقتمش به اطراف مسکو رسید و شهر را محاصره کرد. حملات اولیه با مقاومت مدافعان روبه‌رو شد. منابع روسی اشاره می‌کنند که از بالای دیوارها تیراندازی و پرتاب سنگ انجام می‌شد و حتی نخستین نشانه‌های استفاده از سلاح‌های آتشین ابتدایی (احتمالاً نوعی توپ دستی یا ابزار پرتاب آتش) گزارش شده است، گرچه این گزارش‌ها دقیق و قطعی نیستند.

پس از چند روز درگیری، توقتمش از روش نظامی مستقیم فاصله گرفت و به فریب متوسل شد. او پیغام فرستاد که قصدش تنها مذاکره و دریافت خراج است و اگر دروازه‌ها گشوده شود، به مردم آسیبی نخواهد رسید. گروهی از ساکنان، با اعتماد به این وعده، دروازه‌ها را باز کردند. نیروهای تاتار وارد شهر شدند و بلافاصله کشتار و غارت آغاز شد. مقاومت پراکنده در داخل شهر شکل گرفت، اما سازمان‌یافته نبود.

شهر دچار آتش‌سوزی گسترده شد. خانه‌های چوبی و انبارها شعله‌ور شدند و آتش به سرعت گسترش یافت. بخشی از جمعیت کشته شد و بخشی به اسارت رفت. ارقام تلفات در منابع سالنامه‌ای روسی متفاوت است و گاه به ده‌ها هزار نفر می‌رسد، اما این اعداد با توجه به جمعیت آن دوره احتمالاً اغراق‌آمیز است. با این حال، مقیاس تخریب قابل توجه بود.

پس از پایان غارت، توقتمش از مسکو خارج شد. او شهر را اشغال دائمی نکرد. سپس به دیگر مراکز روسی یورش برد؛ ولادیمیر، زوِنیگورود و چند شهر دیگر نیز هدف حمله قرار گرفتند. در نهایت، دیمیتری دونسکوی ناچار شد برای حفظ مقام خود به عنوان شاهزاده بزرگ، وفاداری به خان را اعلام کند و پرداخت خراج از سر گرفته شد.

این رخداد در سال ۱۳۸۲ میلادی پایان یافت؛ شهر سوخته بود، ساختار اداری آسیب دیده بود و رابطه سیاسی میان مسکو و اردوی زرین دوباره بر اساس تابعیت رسمی تنظیم شد. چند سال بعد، توقتمش وارد درگیری گسترده با تیمور شد؛ جنگ‌هایی که سرانجام به تضعیف شدید اردوی زرین انجامید. اما در سال ۱۳۸۲، آنچه در مسکو رخ داد یک عملیات نظامی سریع، محاصره کوتاه، فریب سیاسی، ورود به شهر، کشتار و عقب‌نشینی بود؛ بدون استقرار طولانی‌مدت نیرو یا ایجاد حکومت مستقیم.

مسکوروسیهتاریخ
۴
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید